#تولیدی #به_قلم_خودم ماه #پیامبر #رحمت است و آمده تا #کرامتهای #اخلاقی را در بین مریدانش، نشر دهد. همانند مادری دلسوز و مهربان! آنقدر مهربان که مورد خطاب قرار میگیرد: #لَعَلَّکَ #باٰخِعٌ #نَفْسَکَ نزدیک است حفظ جان خودت را بخاطر شدت علاقه به، هدایت… بیشتر »
آرشیو برای: "مهر 1399, 28"
#تولیدی #به_قلم_خودم #خاطرات_یک_جهاد چند ماهی میشد به بهانههای واهی و بیهوده، خانه و زندگی و سحر کوچولو و همسرش آقا مرتضی را رها کرده و به خانه پدری پناهنده شده بود. از عباس آقا و طاهره خانم، پدر و مادر زهره اصرار برای بازگشت و گذشت و از طرف او انکار… بیشتر »
#یک نکته زندگی مانند یک نماز است از اذان شروع و با شهادتین و سلام بر ائمه و ملائک خاتمه مییابد. در این بین اگر سهوا خطایی کردی! او عظیم العفو است و اگر عمدا به گناه افتادی! حَسَنَ التَّجاوز است. پس: اگر گناهان حتی به عظمت کوهها و زیادی کَف دریاها باشد،… بیشتر »
#تولیدی #به_قلم_خودم #معلم#تهذیب#تعلیم ? ? ? ? ? ? ? ? درود و سلام خدا و بندگان صالحش بر تو ای مظهر شرافت و نجابت و ای نجات دهنده بشر از ظلم جهالت! ? ? ? ? ? ? ? ? تو یک بشر معمولی نیستی چرا که خداوند هم به نامت و هم به مرامت قسم یاد کرده است: الرَّحمن… بیشتر »
#تولیدی #به_قلم_خودم #پویش #مردمی از دار دنیا مال و اموال چندانی نداشت جز همین زندگی ساده تکنفره که آنهم سهم وارثان بود و چند صباحی اجازه داشت در آن خانه زندگی کند. گاهی: خود را سرزنش میکرد که ای کاش تا سر سفره پدر و مادر بودم، همان روزهای اول جوانی… بیشتر »
#تولیدی #به_قلم_خودم رفته بود برای دزدی! کیسه پولی را یافت و با خود برد. چون کیسه را گشود چشمش به آیاتی از قرآن افتاد که در کاغذ پارهای نوشته و کنار پول نهاده با این باور که مال و اموالش را حفظ میکند. مرد! لحظهای با خود اندیشید:من برای بردن مال رفته… بیشتر »
#تولیدی #به_قلم_خودم #مطالبه_گری قداست و حرمت فضای معنوی کوثربلاگ، اجازه نداد که کلیپ سراسر ابتذال و ترویج فساد #سینمای #خانگی را در اینجا نشر دهم. اما: سوال ما از مسئولان ذیربط و اداره ارشاد و صدا و سیما این است که: آیا واقعا میدانند چکار میکنند یا… بیشتر »
#تولیدی #به_قلم_خودم با ناامیدی وسایلش را روی دست گرفته و از حسینیه و هیئت خارج میشد، بهش گفتند: هنوز که مراسم تمام نشده، کجا با این عجله؟ گفت: دوست داشتیم ردیفهای جلو باشیم ولی امشب دیر آمدیم…. مسئول هیئت به آرامی جلو آمد و گفت: آیا نشنیدی هر… بیشتر »