
فریاد اکمال دین از دل کویر برمی خیزد، این یعنی اسلام حتی در سخت ترین شرایط فکری و فرهنگی، اندیشه و طرحی نو برای گفتن دارد، یعنی دین فرهنگ ساز و تمدن آفرین است حتی اگر در دل خشن ترین وادی و جمود ترین مغزها یعنی جزیرة العرب باشد.
آنهایی که جلوتر رفته اند باید برگردند، یعنی اسلام تسلیم ذلت به ظاهر روشنفکرها و اصلاح طلبان نخواهدشد.
آنهایی که معطل مانده اند باید برسند، یعنی اسلام برای کمک به مظلومان و در راه ماندگان عقیدتی و فکری، برنامه دارد.
باید فریاد تکامل دین رسا و در روز روشن باشد، یعنی اسلام دین شبهه آلود و فتنه و گمراهی نیست،آنگونه که مولا علی ابن ابیطالب (علیه السلام) چشم فتنه را کور کرد.
فریاد اکمال دین باید در بین دوست و دشمن باشد، یعنی حب و ولایت (علی علیه السلام) معیار و محک شناخت مسلمان از کافر است.
فریاد غدیر باید از زبان پیامبر خدا باشد، زیرا همه او را قبول داشتند و لذا حجت بر همگان تمام است و فردای قیامت بهانه ای برای عدم پذیرش ولایت نیست.
اعلام جانشینی باید در سال پایانی عمر مبارک رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و حجة الوداع باشد، یعنی آنگونه که سایر انبیا برای خود جانشین تعیین می نمودند، نبی خدا نیز به کاری مامور شده که همه پیامبران قبلی انجام داده اند و پیروان ادیان آسمانی آن را پذیرفته اند.
و در آخرین بهار عمر شریف پیامبر رحمت باشد تا مدعیان نگویند رسول خدا برای دنیای خویش، علی را برگزیده است.
ولیّ خدا باید علی باشد، یعنی آنکه در جنگها و سختی ها رهبر خود را رها نکرد و در لیلة المبیت جان خود را به خطر انداخت و…لیاقت جانشینی و ولایت بر مردم را دارد.
#عطر_#داوودی
امام حسین (علیهالسلام) در دعای عرفه میفرماید:
وَ إنْ شَکَرْتُکَ زِدْتَنیٖ
و اگر شکرت بجای آوردم بر نعمتم افزودی
و این:
مصداق این فراز از قرآن کریم است که:
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ
یعنی:
هم طبق آیات و هم بر اساس روایات، شکر نعمت قبل از آنکه برای نعمت مشکور، آثار و برکاتی داشته باشد در مرحله اول، خیر و موهباتش به خودمان بازمیگردد.
لذا
مامور به شکر نعمتهای الهی اعم از مادی و معنوی شدهایم که در هر دو حالت، خودمان سعه صدر یافته و ظرف وجودیمان برای کسب معارف و نعمات و هدایای الهی، وسیعتر شده و نهایتا مثل قطرهای که به دریا وصل میشود، همت و طبع و آرز هایمان به سوی ارزشهای متعالی به جریان میافتد و ما را از راکد بودن و تنگ نظری نجات میبخشد.
و اما:
نعمت چیست؟ برای چه موهبتهایی باید شکرگزار خدا وند باشیم؟ آیا صرفا امکانات مادی یا نه؟ خیلی بالاتر از اینها؟
خدای مهربان آنقدر نعمت داده که لا تحصیها قابل شمارش نیستند ولی بعضی از آنها، ارزشی خاص دارند و شاید بتوان گفت بینظیرند مثل:
نعمت پدر و مادر یا مهمتر از آنها وجود پرفیض پیامبر ائمه اطهار (علیهم السلام) که طبق فرمایش رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پیامبر و ولیّ او پدران امتند اما پدر معنوی! هر چند که درخواست و حاجات مادی ما را بیجواب نمیگذارند.
براستی:
چرا پیامبر خدا چنین فرمود، این چه حقی است که در حد حقوق والدین و بلکه بالاتر از آن است؟
این حق علاوه بر ولایت، حق راهنمایی و ارشاد و نجات از گمراهی است. لذا فرموده اند:
و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة
یعنی استاد و معلم معنوی بر گردن انسان حق پدری دارند، حق حیات معنوی دارند که اگر شکرگزار آنان باشیم، خودمان شرح صدر مییابیم و آنگونه که امام در دعای عرفه میفرماید:
اگر شکرت بجای آوردم بر نعمتم افزودی
یعنی:
شرط افزایش رزق معنوی، شکر نعمت است از واسطههای فیض که، پس از انبیا و ائمه، اساتید و علما و فضلایی هستند که گمنام و خالصانه و بیمنت، چراغ علم و بینش را فراراه ما روشن نگه میدارند تا بسلامت از شک و تردیدها و عیوب روحی و اخلاقی، گذر کنیم و به وادی امن و سلامت و نجات برسیم.
آری!
اساتیدی که بین خود و خدای خود، عهدی دیرینه و راستین دارند، زندگی و راحتی جان و آسایش تن را فدای راه تزکیه و تعلیم دیگران میکنند و آنان را مانند فرزندان خود، دلسوزانه پرورش و تعلیم میدهند.
برای انسانهایی چون بانوی ایثارگر و مجاهدهای فاضله و گمنام، استاد عزیز و گرانمایه خانم داوودی (رحمتالله علیها) که #عطر*_*#داوودی* اشبا شمیم یاس فاطمی، در هم آمیخت و رائحهای ماندگار از اخلاص و صفا و عشق به خدمت را از خود بر جای گذاشت که باید گفت:*
طوبیٰ لها
آری!
راز ماندگاری، خوشنامی در گمنامی و ایثار در هنگام نیاز و ازخودگذشتگی در همه حال و صبر و سعه صدر و اخلاق کریمه در کنار خدمت صادقانه و خالصانه است*
و
چنین #عطر #داوودی است که ابدی و جاودانی است و الا:
نه هر که عطر فروخت عطار باشد و نه هر عطری را لیاقت ماندگاری
عطرهایی با طراوت و زنده میمانند که با خود عطر و بوی شهادت را دارند و چون شهدا زیستن، و در راه مجاهدت و احیای خط و خون سرخشان مجاهده کردن را، در جامعه دینی و علمی احیا میکنند
#عطر#داوودی
#عطر_#داوودی
عرفه امسال با همه سالها فرق داشت، خیلیها نبودند خیلی…
اصلا بعضیها که نبودند جای خالیشان با یک لشکر هم نمیشد پر کرد مثل سردار سلیمانی!
اما عرفه را خواندیم بدون سردار، بدون استاد، بدون شهدای مدافع حرم و بدون بسیاری از هموطنان عزیزمان که در حادثه #کرونا جان عزیزشان را از دست دادند.
داغ و فراق هر کدام به نوعی جگرمان را سوزاند و اشکهای عرفه را با اشک و آه حسرت فقدان نورچشمانمان در هم آمیخت.
امسال فریاد یابن الحسن را که سَر دادیم، برایمان معلوم نشد در کجای عرفاتِ بدون زائر، اشک میریزد. شاید او هم در گوشهای از عرفات در غم #سلیمانیها گریسته باشد. همانهایی که با الهام از مکتب شهید شاهد، شهد شهادت را نوش کردند و غریبانه سر بر بالین یار نهادند.
الگوهای فرزانه و خدوم و بیریایی مانند #عطر #داوودی ، هم او که هر چه در جهت بی نام و نشانی، خدمت و مجاهدت نمود و رنج در راه دوست را بر دوستی دنیاطلبان خرید و تن به رفاه و راحتطلبی نداد و تا جان در بدن داشت، تلاش کرد تا فرزندان این مرز و بوم شهید پرور را با اسلام ناب و سبک زندگی دینی آشنا سازد.
او که به اعتراف دوستان نزدیکش، هرگز به مقام و شهرت پرستی و مال اندوزی دل نبست و لحظه و لحظه عمر با برکت و شریف خود را در راه خدمت به آرمانها و ارزشهای مقدس اسلامی بکار بست و تا آخرین نَفَس برای احیا و ترویج نشر و معارف دینی در حوزههای علمیه، خدمت نمود و تمام همت خود را برای تزکیه و تعلیم و پرورش معنوی طلاب به کار گرفت و با اخلاق کریمه خود اول، عامِل به عمل بود و سپس آمر به معروف و ناهی از منکر!
و چه ناسپاسی است که قدر زحمات چنین اندیشمندان و گوهرهای نابی را چه در حیات و چه در ممات ندانیم و بیادشان نباشیم و چه بسا سفرههای معنوی که از برکت حضور گرم و موثر این عزیزان گسترده شده و بهرهها برده و سودهای آخرتی کلانی جستهایم.
ای استاد عزیز!
طبق وعدهای که داده بودیم #عطر #داوودیات را در عرفه و بیاد عرفات در فضای جان و روح خسته از فراق تو، افشاندیم و زیارت و دعای خود را برای عرض ادب و تقدیری هر چند ناچیز، نثار روح پاک و بیآلایشت نمودیم که اینک آرام و بانشاط در جوار رحمت الهی آرام گرفته است.
بیاییم!
قدر موهبتهای الهی چون نعمت وجود استاد و والدین را قبل از آنکه دیر شود و فرصت از دست برود، ارج نهیم تا مبادا به بهانه ناسپاسی، از فیض انوار معرفتیشان و دعای قلبیشان بینصیب بمانیم.
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
روز اول ماه ذی الحجه سالروز پیوند مقدسی است که، عرش و فرش را به وجد آورده و عالمیان را محو تماشای خود نموده، به تعبیری روز عینیت بخشیدن عشق الهی در دلهای دو دلداده ای است که، هم کفوی جز یکدیگر ندارند.
آری! روز پیوند بهشتی دو آیه و نشانه از عبودیت، در قالب کوثر و وحدانیت است و چه باشکوه و بی نظیر این جشن آسمانی، رقم می خورد و قرآن تفسیر می گردد که:
الطیبات للطیبات…
و اینگونه، مولود حرم الله با نور دیده رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، پیمانی ماندگار می بندند که تا ابد، هیچ محبت و عشقی را سودای رقابت با آن نیست چرا که:
هر چیزی را ریشه و اصلی است و بنیان محبت نیز، صفای باطن و حب خالق است که آفریننده عشق و زیبنده عاشقی است.
پس:
آنان که جز از وادی لایزال الهی، دم از مجنون بودن لیلی های کاذب می زنند فقط، عمر گرانمایه را هدر می دهند و بس.
و:
آنان که به ظاهر، دست دوستی بر هم می نهند و چشم هوی و هوس بر غیر می دوزند نه عاشقند و نه دوست بلکه راهزنان محبت و غارتگران احساس و مهربانی اند.
از اینان:
باید رخ برتافت و پناهی گزید تا مبادا، نیرنگ های بی رنگ شان، دل را از مقدس ترین واژه خلقت یعنی عشق راستین بزداید و عالم و آدم را به این پدیده مبارک، بدبین سازد.
سالروز ازدواج این دردانه های جهان خلقت، در اصل روز بازگشتن به خویشتن خویش و بازیابی بهترین معنا و تفسیر برای واژه عاشقی است، در این روز است که کاخ آمالهای دروغین کاسبان تزویر و ریا فرو می ریزد و بتهای کذایی بنام دوست و دلبر، بر خاک ذلت می افتند و صاحبان خود را، رسوا می کنند.
اینجا دیگر، بحث لیاقت است و صداقت و هر که را بهره ای از این اوصاف نباشد، از عشق چیزی جز بردگی و حقارت، عایدش نخواهد شد و حقیقت همین است و لاغیر!
اما آنان که بنام پیوند، پیمان شکنی می کنند و ارکان خانواده را به هر حقه و سالوسی، متزلزل می نمایند نه الفبای دلدادگی را می دانند و نه دستورات زندگی دینی را!
پس:
همان بهتر که این شیادان محبت فروش! آواره و رسوای هر کوی و برزن شوند و دستشان خالی تر از دلشان، همیشه در حال گدائی یک نگاه و گناه باشد!
لیاقت پاک زیستن در شأن هر خیابانگردی نیست! عشق اصالت دارد، جایگاه عاشق، دل است نه آب و گل!
پس یادمان باشد، هر علف هرزه ای را سزاوار دلبری نیست و هر دل بی عرضه ای را لایق همسری! بیائیم در گزینش هایمان اصل را، بر تبرجات و تجملات دروغین و فریبنده، ترجیح داده و انتخابمان حول محور ملاکهای الهی بوده و فاطمه پسند و علوی مدار باشد.