نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
چهار طرف
توسط مهتاب in بدون موضوع

 آیت‌الله جوادی آملی:

در جریان مسائل اخلاقی به ما گفتند، شما بدانید، آن دشمن خطرناک که سوگند یاد کرده است، طبق آیات قرآن، شیطان به خدا قسم خورد، گفت: ﴿فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ﴾؛[1] به عزّت تو من اینها را گمراه می‌کنم، او صریحاً اعلام کرد که راه من مشخص نیست که از چه طریقی می‌‌آیم؟ گاهی از طرف جلو، گاهی از طرف پشت سر، گاهی از طرف راست، گاهی از طرف چپ ﴿ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ﴾؛[2] معنای آن این است که راه شیطان مشخص نیست، گاهی از راه استاد می ‌آید، گاهی از راه شاگرد، گاهی از راه پدر می ‌آید، گاهی از راه مادر، گاهی از راه پسر می ‌آید، گاهی از راه دختر، گاهی از راه شغل می ‌آید، گاهی از راه مال، گاهی از راه عبادت می‌ آید، گاهی از راه ظلم، معلوم نیست از چه راهی می‌آید؟! این تمثیل است، نه تعیین، اینکه گفت من از چهار طرف می‌آیم، نه یعنی اینکه از اطراف دیگر نمی‌آیم. انسانی که محاط است می‌گویند، از چهار طرف محدود و محاط است. حدود اربعه آن، این است که اختصاصی به حدود اربعه ندارد؛ یعنی از هر راهی که بخواهم، می‌آیم، ﴿ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ﴾[3] با «نون» تأکید ثقیله هم گفت، من دارم می ‌آیم، جدّی هم هست! بنابر این ما هم باید بصیر و متذکّر باشیم؛ یک، هم باید این بصیر بودن و اصالت و تذکّر ما، محیط و همه جانبه باشد؛ دو. 

🔸 فرمود: ﴿إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ﴾؛[4] فرمود حرمِ امن شما، یعنی قلب شما به منزله‌ی کعبه است، خود شما باید دور این کعبه طواف کنید، اگر یک راهزن و حرامی احرام بسته است، بخواهد اطراف این کعبه طواف کند، شما باید مواظب باشید. ﴿إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ﴾ این شیطان دور کعبه‌ی دل طواف می‌کند، ببیند چه وقت این در باز می‌شود که برود درون این دل، آن «بَاضَ وَ فَرَّخَ» را که خطبه‌ی هفتم نهج‌البلاغه است، عملی کند. فرمود شما باید متذکّر باشید، همیشه بینا و بیدار باشید که این خاطرها از کجا می ‌آید، چه وقت می ‌خواهد وارد قلب شود؟ چطور می‌‌خواهد، وارد قلب شود؟ ﴿إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ﴾ حالا که روشن شد آن طائف، آن کسی که طواف کننده است، آن حرامی که احرام در بر کرده است، آن‌ که قصد ورود در کعبه‌ی دل را دارد، معلوم نیست از کدام طرف می آید، از کدام رکْن می‌آید، از کدام دیوار وارد می‌شود، ﴿طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ﴾.

[1]. سوره ص, آیه82

[2]. سوره اعراف, آیه17

[3]. سوره اعراف، آیه17

[4]. سوره اعراف، آیه201

نظر دهید »
دیوانه
توسط مهتاب in بدون موضوع

 زنی ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭﺷﺪ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ.

🚗 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ.

🔸 زن ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ. ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻬﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺑﺮﻭﺩ.

🙎‍♂️ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ، ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ گفت:

ﺍﺯ ٣ ﭼﺮﺥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎﺯﮐﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ٣ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺳﯽ.

🔸 ﺁﻥ زن ﺍﻭﻝ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﺩﻳﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﺍﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺭﺍ بست!!!

🔸 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: « ﺧﻴﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ. ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮﯼ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ انداختنت؟؟؟

👱🏻‍♂️ﺩﻳـــﻮﺍﻧــــﻪ ﻟـــﺒــﺨــﻨـــﺪﯼ ﺯﺩ گــفــت:

ﻣـــﻦ ﮐــﺎﺭﻣــﻨـــﺪ ﺍﻳـــﻨــﺠــﺎﻡ … ﺩﻳـﻮﻧــﻪ خودتی!!! 😂 

👌 یادمون باشه زود قضاوت نکنیم.

🌹

نظر دهید »
تخت بالای کوپه
توسط مهتاب in بدون موضوع

​🔹 اعتیاد به رنج!  

چندی پیش سفر کاری‌ام به شیوه‌ای متفاوت آغاز شد. همیشه دوست داشتم تخت بالای کوپه قطار را بگیرم، اما آن روز دیر به ایستگاه رسیدم. وقتی وارد کوپه شدم، دو خانم جوان در تخت‌های بالا جای گرفته بودند، و قسمت پایین را بانویی همراه با پسر نه‌ساله‌اش و مردی میانسال پر کرده بودند.  

چاره‌ای نبود، پایین نشستم و کتابم را گشودم.  

ساعت‌ها از حرکت قطار گذشت و میان سطرهای کتاب غرق شده بودم که ناگهان صدای گریه‌ای توجهم را جلب کرد. همان مادر، چشم‌هایش خیس شده بودند، و مرد میانسال روبه‌رویش آرام و متفکر سخن می‌گفت.  

نمی‌توانستم بی‌تفاوت بمانم. مکالمه‌شان مرا به خود کشید.  

آن زن فرزندش را به کوپه بغلی فرستاده بود؛ جایی که مادرشوهر و خواهرشوهرش نشسته بودند. از او خواسته بود گوش کند و برگردد تا بازگو کند چه می‌گویند. پسر بچه، بی‌هیچ کم‌وکاستی، هرچه شنیده بود برای مادرش نقل کرد. اما آنچه بازگو شده بود، چیزی جز نیش و کنایه نبود!  

مرد میانسال که فرزانه‌ای به نظر می‌رسید، با نگاهی عمیق به زن گفت:  

*"تا زمانی که اعتیاد به رنج کشیدنت را ترک نکنی، اوضاع همین است."*  

این جمله ذهنم را به لرزه درآورد. مگر انسان‌ها می‌توانند به رنج کشیدن معتاد شوند؟  

اما حقیقتی بود که هر روز در زندگی بسیاری از ما جریان دارد.  

آن روز، کوپه قطار برای من تنها یک محل سفر نبود؛ بلکه کلاس درسی بود که مرا به تأمل واداشت.  

مادری که معتاد به رنج شده بود، و استادی که آماده بود راهنمایی کند…  

مرد با لحنی آرام اما محکم ادامه داد:  

*"از کی معتاد شدی؟"*  

زن با حیرت گفت:  

*"من معتاد نیستم! به خدا هیچ چیزی مصرف نمی‌کنم."*  

لبخند تلخی روی لب‌های مرد نشست و گفت:  

*"اما هر روز درد را مصرف می‌کنی. مگر امروز مسافر نیستی؟"*  

زن با حیرت پاسخ داد:  

*"چرا، داریم سفر می‌کنیم."*  

مرد گفت:  

*"پس چرا به محض ورود به کوپه، فرزندت را فرستادی تا از کوپه کناری برایت مواد تهیه کند؟ او برگشت و سخنان زهرآگین را آورد، و تو بی‌درنگ آن را مصرف کردی؛ حالا در حال گریه‌ای!"*  

حرف‌های مرد، دنیای زن را تکان داد. گریه‌اش بند آمد، اما هنوز مقاومت می‌کرد:  

*"ولی آن‌ها بد هستند، چرا باید پشت سرم حرف بزنند؟"*  

مرد با نگاهی نافذ گفت:  

*"شغل موادفروش، فروش مواد است. اما تو چرا خریدارش شدی؟ تا وقتی بها نپردازی، هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی به زور به تو بفروشد. در این دنیا همه فروشنده‌اند، اما تو تعیین می‌کنی خریدار چه باشی."*  

🔹 تو خریدار چه چیزی هستی؟  

✨ شادی و آرامش؟  

🌑 درد و اندوه؟  

🌱 رشد و تعالی؟  

من تا به حال دنیا را این‌گونه ندیده بودم. این زیباترین تفسیری بود که تاکنون شنیده بودم.  

مرد با کلامی ساده اما ژرف گفت:  

*"اگر هر روز از خود بپرسی که امروز می‌خواهم چه چیزی را بخرم که برای زندگی‌ام مفید باشد، دیگر بابت اجناس بی‌ارزش بهایی نمی‌پردازی!"*  

🔹 پس امروز چه چیزی می‌خواهی بخری؟  

🔸 تنبلی و بطالت؟  

🔸 غم و اندوه؟  

🔸 یا شادی و شکوفایی؟  

☀️ یادمان باشد:  

ما انسان‌ها دارای حق انتخاب هستیم. به درستی از حقمان استفاده کنیم.

نظر دهید »
دفتر مشق
توسط مهتاب in بدون موضوع

🌸 سخنی با بزرگ معلم جهان هستی امام زمانم عجل الله تعالی فرجه به مناسبت روز معلم 🌸

ای کاش مهد کودکم مهد آشنایی با تو بود کاشکی در کلاس اول دبستان آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی میکرد و نام زیبای تو را
سرمشق دفترچه تکلیفم قرار میداد.

در دروه راهنمایی هیچ کس مرا به خیمه سبز تو راه نمایی نکرد.

در سالهای دبیرستان کسی مرا با تو که مدیر عالم امکان، هستی - پیوند نداد.

در کتاب جغرافیِ ما صحبتی از ذی طوی» و «رضوی» نبود. در کلاس تاریخ کسی مرا با تاریخ غیبت غربت و تنهایی تو آشنا
نساخت.

در درس دینی به ما نگفتند «باب الله» و «دیان دینِ» حق تویی.

دریغ که در کلاس ادبیات آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زد نکردند!

افسوس که در کلاس نقاشی چهره مهربان تو را برایم به تصویر نکشیدند!

چرا موضوع انشای ما به جای علم بهتر است یا ثروت، از تو و از ظهور تو و روشهای جلب رضایت تو نبود؟ مگر نه بی تو، نه علم خوب است و نه ثروت؟

کاش در کنار زبان بیگانه زبان گفت و گو با تو را نیز که آشناترین و دیرین ترین مونس فطرتهای بشر است ـ به ما می آموختند!

ای کاش - وقتی برای آموختن یک زبان خارجی به زحمت می افتادم - به من میگفتند او تمامی زبانها و گویشها و لهجه ها… و حتی زبان پرندگان را می داند و میشناسد.

قطب شمال و جنوب جغرافیایی و قطب مثبت و منفی آهن ربا و خواص آنها را شناختم؛ اما ندانستم که قطب عالم امکان تو هستی و چرا تو را به این صفت می نامند.

السلام علیک یا قطب العالم(صحیفه مهدیه، ص 581)

با مثبت بی نهایت و منفی بی نهایت در ریاضیات آشنا شدم. آن زمان کسی از این مفاهیم برایم مصداق عینی ترسیم نکرد بعدها متوجه شدم که شما خاندان، اصل و منشأ همه زیباییها و سرچشمه تمام خوبی ها و معدن همه خیرات عالم هستید و بر عکس دشمنان شما منشأ هر چه ظلمت، رذالت، دنائت و پلیدی در عالم هستند.

در زنگ شیمی - وقتی سخن از چرخش الکترونها به دور هسته اتم به میان می آمد ـ اشارتی کافی بود تا من بفهمم تمام عالم هستی و ماسوی الله به گرد وجود شریف تو می چرخند.
ای کاش در کنار انواع و اقسام فرمول های پیچیده ریاضی، فیزیک و شیمی، فرمول ساده ارتباط با تو را نیز به من یاد می دادند.

کاش آن روز دبیر فارسی ما گریزی به حدیث معرفت امام می زد و می گفت که در تفکر شیعی حیات حقیقی در توجه به امام عصر و معرفت و محبت و مودت او و مهم تر از آن برائت از دشمنان او معنا می شود.

درس فیزیک، قوانین شکست نور را به من آموخت؛ ولی نفهمیدم «نور خدا تویی و مقصود از یهدی الله لنوره من یشاء تو هستی، از سرعت سرسام آور نور ( 300 هزار کیلومتر در ثانیه) برایم گفتند؛ اما اشاره نکردند شعاع دیــد امام معصوم تا کجاست و نگفتند امام در یک لحظه می تواند تمام عوالم و کهکشان ها را از نظر بگذراند و از احوال همه ساکنان زمین و آسمان باخبر شود.

از فضای نیمه بسته مدرسه وارد فضای باز دانشگاه شدم. در دانشکده وضع از این هم اسف بارتر بود، بازار غرور و نخوت پرمشتری بود و اسباب غفلت، فراوان و فراهم. فضا نیز رنگ و بو گرفته از «علم زدگی» و «روشن
فکر مآبی! خیلی ها را گرفتار تب مدرک گرایی می دیدم.

مولای من در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت؛ پرچمی به نام تو افراشته نبود؛ کسی به سوی تو دعوت نمی کرد؛ هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نکرد کارکرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام، جبران کسری معدل دانش جویان بود نه اینکه از تبلیغات مذهبی، نشست های فرهنگی، نماز جماعت، اردوهای سیاحتی زیارتی، مسابقات
قرآن و نهج البلاغه و… خبری نباشد…. کم و بیش یافت می شد؛ اما در همین عرصه ها نیز تو سهمی نداشتی و غریب و مظلوم و «از یاد رفته» بودی.

پس از فراغت از تحصیل نیز اداره زندگی و دغدغه معاش، مجالی برای فکر کردن راجع به تو برایم باقی نگذاشت.

اینک اما در عمق ضمیر خود تو را یافته ام؛ چندی است با دیده دل تو را پیدا کرده ام؛ در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس میکنم؛ گویی دوباره متولد شده ام تعارف بردار نیست. زندگی بدون تو ـ کـه امـام عصر و پدر زمانه ای - «مردگی است و اگر کسی هم چون من پس از عمری غفلت به تو رسید، حق دارد احساس تولدی دوباره کند؛ حق دارد از تو بخواهد از این پس او را رها نکنی و در فتنه ها و ابتلائات آخر الزمان از او دست گیری؛ حق دارد به شکرانه این نعمت پیشانی ادب بر خاک بساید و با خدای خود زمزمه کند:
《الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله》و با تو عهد می بندم که هر روز برای آمدنت با تمام وجود دعا کنم:
《اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر》

📚 بر گرفته از کتاب دوازده قرن غربت، دکتر علی هراتیان، ص 10 تا 15.

نظر دهید »
نماز روز یکشنبه
توسط مهتاب in بدون موضوع

🌸 موضوع: «#اعمال_ماه_ذی‌القعده»

♦️ ماه ذی‌القعده از ماه‌های حرام و طبق روایات ماه اجابت دعاست و اعمال زیادی در این ماه وارد شده که بخشی از آن، بدین شرح است:

1️⃣ گفتن هر روز ١٠٠ بار صلوات بر محمد و آل محمد، ٣6٠ مرتبه الحمد لله رب العالمین، ٧٠ مرتبه استغفرالله، ٧٠ مرتبه اتوب الی الله، ١٠٠ مرتبه سبحان الله، ١٠٠ بار الحمدلله، ١٠٠ مرتبه لا اله الا الله، ١٠٠ مرتبه الله اکبر، ١٠٠ مرتبه لا اله الا الله الملک الحق المبین، و ١٠٠ مرتبه لاحول ولاقوة الا بالله؛

2️⃣ فرستادن هزار بار صلوات بر محمد و آل محمد در هر شب و روز جمعه در این ماه؛

3️⃣ مداومت بر خواندن نماز جعفر طیار در این ماه، حداقل هفته‌ای یکبار؛

4️⃣ مداومت بر خواندن نماز شب و نوافل یومیه در این ماه؛

5️⃣ خواندن نماز اول ماه و دادن صدقه؛

6️⃣ اهتمام به خواندن تعقیبات نمازها و تلاوت «آیة الکرسی» بعد از هر نماز در این ماه، چنانچه امام صادق (ع) در این‌باره فرمودند: «تعقیبات، در جلب روزی برای شما از مسافرت‌های تجارتی مؤثرتر است»؛

7️⃣ مداومت بر تسبیح حضرت زهرا (س)؛

8️⃣ خواندن نماز روز یکشنبه ماه ذی‌القعده، که شرح آن در مفاتیح‌الجنان آمده؛

9️⃣ گرفتن روزه در این ماه، مخصوصاً در روز اول ماه و همچنین ٢5 ماه ذی‌القعده «روز دحوالارض‌» که طبق روایات ثواب آن برابر با روزه هفتاد سال است؛

🔟 به‌جا آوردن زیارت امام رضا (علیه‌السلام) در این ماه شریف، مخصوصاً در روز ٢٣ و ٢5 ماه که دارای ثواب عظیمی است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 87
  • 88
  • 89
  • ...
  • 90
  • ...
  • 91
  • 92
  • 93
  • ...
  • 94
  • ...
  • 95
  • 96
  • 97
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مادر
  •  عسگر یا عسکر
  • مثلث انحراف
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان