نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
فتح‌الفتوح
توسط مهتاب in بدون موضوع

متن پیام تلویزیونی رهبر انقلاب به این شرح است

بسم الله الرّحمن الرّحیم
🔸 روز 22 بهمن در هر سال روز رونمایی از قدرت و عزت ملّت ایران است. ملّتی بحمدالله با انگیزه، با اراده، ثابت‌قدم، قدردان، و آگاه از مصالح و مفاسد خود. آن روزی که 22 بهمن اول، اتفاق افتاد، ملّت ایران یک فتح بزرگ کرد. توانست خودش را و کشورش را از دخالت بیگانگان نجات بدهد. آن بیگانگان در طول این سالها همیشه خواسته‌اند دوباره وضعیت سابق را برگزار کنند.

🔸 ملّت ایران ایستاده. مظهر این ایستادگی روز 22 بهمن است. این راهپیمایی در دنیا بی‌نظیر است. هرگز در هیچ جای دنیا ما سراغ نداریم که هر سال بعد از سالهای متمادی روز استقلال و روز ملّی کشور اینجور با جمعیتهای عظیم در سراسر کشور مواجه بشود و بتوانند خودشان را نشان بدهند. امروز ملّت ایران با راهپیمایی در خیابانها خودش را نشان میدهد. و کسانی را که طمع در ایران اسلامی و در جمهوری اسلامی و در منافع این ملّت دارند، اینها را وادار میکند به عقب‌نشینی.

🔸 قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ی ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند. شما بحمدالله ایستادگی را نشان دادید و اراده‌ی خودتان را نشان دادید. در قضایای مختلف باز هم نشان بدهید. دشمن را مأیوس کنید. تا دشمن مأیوس نشود، در معرض آزار و اذیت قرار میگیرند یک ملّت. باید دشمن را مأیوس کرد.

🔸 مأیوس‌بودن دشمن با اتّحاد شماست، با قدرت فکر و اراده‌ی شماست، با انگیزه‌ی شماست، با ایستادگی در مقابل وسوسه‌های دشمن است. اینها قدرت ملی را تشکیل میدهد.

🔸 ان‌شاءالله جوانان ما در میدانهای مختلف، در میدان علم، در میدان عمل، در میدان تقوی و اخلاق، در میدان پیشرفتهای مادی و معنوی هر چه بیشتر بتوانند پیش بروند و اقدام کنند و افتخار برای کشور درست کنند و روز 22 بهمن مظهر همه‌ی اینهاست. در خیابانها همه ظاهر میشوند و شعار میدهند و حقایق را بیان میکنند و همبستگی خودشان را اعلام میکنند، وفاداری خودشان را به جمهوری اسلامی ملّت ایران اعلام میکند.

🔸 امیدواریم ان‌شاءالله این 22 بهمن هم مثل همه‌ی 22 بهمن‌های سالهای گذشته شکوه ملّت ایران را مضاعف کند، افزون کند و ملّتهای دیگر را، دولتها و قدرتها و دیگران را در مقابل ملّت ایران وادار به خضوع و خشوع بکند که ان‌شاءالله همین جور هم خواهد شد.

نظر دهید »
اختیاری
توسط مهتاب in بدون موضوع

از کسی که معرفت او زیر حد نصاب است، اگر سوال شود که آیا خدا می‌توانست عالم را به گونه‌ای #خلق کند که هیچ کدام از این اتفاقات [ظلم ها، حسد ها، دشمنی ها و …] نمی‌افتاد، جواب می‌دهد که بله، مثلا تا کسی خواست که ظلم کند، فوراً جانش گرفته بشود. چرا خدا اینکار را نمی‌کند؟

اگر معرفت ما به حد نصاب باشد، جواب می‌دهیم: آن وقت کارها از اختیاری بودن خارج می‌شد. اختیاری که منشأ کمال انسان می‌شود، این است که من نسبت به فعل و ترک [عمل پیش رو] نسبت مساوی داشته باشم، بتوانم انجام بدهم، بتوانم انجام ندهم.

اگر بدانم که وقتی می‌خواهم این کار را انجام بدهم، قدرت از من سلب می‌شود، دستم فلج می‌شود یا جان من را می‌گیرند، هیچ وقت آن کار را نمی‌کنم.

خوب بودن این کار به سرچشمه گرفتن از اختیار انسان است. اگر این نباشد اصلا آفریدن انسان لغو خواهد بود.

📚 جلسه نهم #درس_اخلاق آیت الله مصباح یزدی ماه مبارک رمضان
98/2/26

نظر دهید »
آچمز
توسط مهتاب in بدون موضوع

هر روز غذای همکلاسیِ فقیرم را می‌دزدیدم تا با تحقیرش سرگرم شوم…

اما روزی که نامه‌ای را خواندم که مادرش در کیسه‌ی غذا پنهان کرده بود،

غذا در دهانم طعم خاکستر گرفت.

من ترسناک‌‌ترین قلدر مدرسه بودم.

اسمم سباستین بود.

پدرم سیاستمدار بود و مادرم صاحب زنجیره‌ای از مراکز لوکس سلامت.

بهترین کفش‌ها را می‌پوشیدم، جدیدترین آیفون را داشتم و در قصری بزرگ زندگی می‌کردم…

اما درونم، تنهایی خفه‌کننده‌ای لانه کرده بود.

قربانیِ همیشگی من پسری بود به نام توماس.

دانش‌آموز بورسیه‌ای با لباس‌های کهنه،

سر همیشه پایین!

و غذایی در یک کیسه‌ی کاغذی قهوه‌ایِ چروک و لکه‌دار از روغن.

هر روز زنگ تفریح، «شوخی» تکراری‌ام را انجام می‌دادم.

کیسه را از دستش می‌کشیدم، روی میز می‌رفتم و فریاد می‌زدم:

«بیایید ببینیم شاهزاده‌ی زاغه‌ها امروز چه آشغالی آورده!»

توماس هرگز مقاومت نمی‌کرد.

ساکت می‌ایستاد، با چشمانی سرخ،

و در دلش دعا می‌کرد هرچه زودتر تمام شود.

غذایش را بیرون می‌آوردم.

گاهی یک موز له‌شده، گاهی برنج سرد

و وسط خنده‌ی جمع، در سطل زباله می‌انداختم.

بعد با کارت اعتباریِ بی‌سقفم می‌رفتم پیتزا می‌خریدم.

یک سه‌شنبه‌ی خاکستری، تصمیم گرفتم تحقیر را شدیدتر کنم.

کیسه را کشیدم. از همیشه سبک‌تر بود.

با تمسخر گفتم:

«امروز خیلی سبکه! چی شده توماس؟ حتی پول برنج هم تموم شده؟»

توماس سعی کرد کیسه را پس بگیرد.

با صدایی شکسته گفت:

«خواهش می‌کنم سباستین… امروز نه…»

همین بیشتر تحریکم کرد.

کیسه را جلوی همه برگرداندم.

غذایی نیفتاد.

فقط…

یک تکه نانِ سفت، خالی،

و یک کاغذِ تاخورده.

بلند خندیدم:

«نگاه کنید! نونِ سنگی! مواظب دندوناتون باشید!»

کاغذ را برداشتم تا بیشتر مسخره کنم.

بازش کردم و نمایشی، با صدای بلند خواندم:

«پسر عزیزم:

ببخش که امروز نتوانستم پنیر یا کره بخرم.

صبحانه نخوردم تا این تکه نان را با خودت ببری.

این همه‌ی دارایی ماست تا جمعه که حقوقم را بدهند.

آهسته بخور تا سیرکننده‌تر باشد.

درست را خوب بخوان.

تو افتخار و امید منی.

با تمام جان دوستت دارم…

مادرت.»

صدایم خط به خط می‌لرزید و فرو می‌ریخت.

وقتی به امضا رسیدم،

سکوتی سنگین حیاط مدرسه را گرفت.

به توماس نگاه کردم.

بی‌صدا گریه می‌کرد و صورتش را از شرم پوشانده بود.

به نان روی زمین نگاه کردم.

آن نان، آشغال نبود.

صبحانه‌ی مادرش بود.

فداکاریِ گرسنگیِ تن برای سیر کردن عشق.

یادم افتاد کیف غذای چرمیِ ایتالیایی‌ام روی نیمکت مانده؛

پر از ساندویچ‌های لوکس، نوشیدنی‌های وارداتی و شکلات‌های گران.

مادرم حتی نمی‌دانست داخلش چیست؛

خدمتکار آن را آماده کرده بود.

و سه روز بود که مادرم از من نپرسیده بود مدرسه‌ام چطور گذشت.

از خودم بیزار شدم.

من سیر بودم… اما دلم گرسنه.

توماس گرسنه بود…

اما لبریز از عشقی که مادرش را گرسنه نگه می‌داشت.

به سمتش رفتم.

همه منتظر ادامه‌ی تمسخر بودند.

اما من زانو زدم.

نان را با احترام برداشتم،

تمیزش کردم،

و همراه نامه در دستش گذاشتم.

بعد به سراغ کیفم رفتم،

غذای فاخرم را بیرون آوردم

و در دامنش گذاشتم.

با صدایی گرفته گفتم:

«با من غذا عوض کن توماس… لطفاً.

این نان، از هرچیزی که دارم باارزش‌تر است.»

کنارش نشستم.

و برای اولین‌بار در زندگی‌ام… پیتزا نخوردم.

تواضع خوردم.

و به خودم قول دادم

تا وقتی پولی در جیبم هست،

هیچ‌وقت مادری مجبور نشود

برای سیر کردن فرزندش

از گرسنگیِ خودش بگذرد…

حکمت:

بعضی کیسه‌ها خالی‌اند، اما لبریز از کرامت.

و بعضی دل‌ها پرند… اما از انسانیت خالی.

نظر دهید »
رتبه اول
توسط مهتاب in بدون موضوع

​کسب رتبه نخست المپیاد علمی حوزه‌های علمیه کشور توسط طلبه کهگیلویه و بویراحمدی

 در نهمین دوره هماورد المپیاد علمی طلاب سراسر کشور، موفق به کسب مقام اول در رشته احکام شد و لوح تقدیر خود را در مجتمع یاوران مهدی (عج) قم از دستان مدیر حوزه‌های علمیه کشور دریافت کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه از یاسوج، مجتمع یاوران مهدی (عج) در شهر مقدس قم، امروز میزبان رویدادی بزرگ و سرنوشت‌ساز در عرصه علم و فقاهت بود. اختتامیه نهمین دوره هماورد المپیاد علمی مرحله کشوری، با حضور چهره‌های شاخص علمی، علما و فقها، از جمله حضرت آیت‌الله اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور، برگزار شد تا از ستارگان پرفروغ آسمان اجتهاد و دانش تجلیل به عمل آید.

این گردهمایی باشکوه که عصاره‌ای از نخبگان حوزوی سراسر ایران را در خود جای داده بود، فضایی آکنده از شور علمی و رقابت معنوی را به تصویر کشید. در میان هیاهوی نام‌های بزرگ و مدارس علمیه صاحب‌نام از کلان‌شهرها، این بار نسیمی از دیار زاگرس وزید و نام استان کهگیلویه و بویراحمد را بر سر زبان‌ها انداخت. لحظه اوج این مراسم زمانی رقم خورد که نام «امیرمصطفی پیش‌بین» به عنوان نفر برتر کشور قرائت شد و سالن به احترام همت و دانش این طلبه جوان به پا خاست.

امیرمصطفی پیش‌بین، طلبه خوش‌آتیه و نخبه مدرسه علمیه علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیهما السلام) یاسوج، در رقابتی تنگاتنگ و دشوار با زبدگان حوزوی کشور، موفق شد با تسلطی مثال‌زدنی، رتبه اول رشته احکام را در این دوره از مسابقات المپیاد علمی از آن خود کند. این موفقیت تنها یک برد شخصی نیست، بلکه نشانگر عمق غنای آموزشی و استعدادهای نهفته در مدارس علمیه استان کهگیلویه و بویراحمد است که اکنون توانسته‌اند شانه‌به‌شانه قطب‌های علمی کشور حرکت کنند.

در بخش ویژه اهدای جوایز، آیت‌الله اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه کشور، ضمن تقدیر از تلاش‌های علمی صورت گرفته، لوح سپاس و تندیس زرین این دوره از مسابقات را شخصاً به امیرمصطفی پیش‌بین اهدا نمودند. آیت‌الله اعرافی در حاشیه این مراسم با تأکید بر لزوم تقویت پایه‌های علمی طلاب اظهار داشتند: «آینده حوزه‌های علمیه در گرو درخشش همین جوانانی است که با سلاح علم و تقوا، مرزهای دانش دینی را گسترش می‌دهند و کسب این رتبه‌ها نشان از پویایی فقهی در تمام نقاط کشور دارد.»

کسب این جایگاه رفیع در نهمین هماورد المپیاد علمی کشوری، افتخاری ماندگار برای جامعه حوزوی استان کهگیلویه و بویراحمد، اساتید دلسوز مدرسه علمیه علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) و مردم شریف یاسوج محسوب می‌شود. بی‌شک، تداوم این مسیر روشن توسط نخبگانی چون شیخ امیرمصطفی پیش‌بین، نویدبخش ظهور فقها و اندیشمندانی بزرگ از دل این خطه زرخیز در آینده‌ای نه چندان دور خواهد بود

نظر دهید »
فرمان امیر
توسط مهتاب in بدون موضوع

امام_علی_علیه_السلام :

✓ «مُرُوا الأَحداثَ بِالمِراءِ وَالجِدالِ، وَالکُهولَ بِالفِکرِ، وَالشُّیوخَ بِالصَّمتِ».

⁙ «جوانان را به مباحثه و جدال (علمى) و میان سالان را به اندیشیدن و پیران را به سکوت، فرمان دهید».

 شرح نهج البلاغه: ج٢٠ ص٢٨٥ ح٢٦٠

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
  • قطار تهران‌ـ‌جمکران
  • حافظ
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  •  عسگر یا عسکر
  • نماز باران حضرت موسی علیه السلام
  • خاطره شیرین رهبر انقلاب
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان