*فاجعه فرهنگی در جشنواره فیلم فجر*
? ???اتفاقی عجیب بیرم لارستان/زوجی بعد از 25 سال انتظار صاحب فرزند شدند/زنی که 9 ماه حامله بود اما نمیدانست
? به گزارش «لارتیوی» خانواده ای در بیرم لارستان بعد از 25 سال چشم انتظاری برای فرزند، سرانجام شب گذشته صاحب فرزند شدند.
? شب گذشته پدر خانواده که کارمند بانک نیز است متوجه می شود که شکم همسرش درد می کند و او را با گمان اینکه شاید بیماری یا چیزی باشد برای درمان به بیمارستان منتقل می کند.
? دکتر بعد از سونوگرافی می گوید که همسر شما 9 ماهی می شود که حامله است و سریعاً او را به اتاق عمل انتقال و سرانجام این خانواده صاحب پسری بنامِ محمد علی می شوند.
? جالب اینجاست که پدر فرزند گفته: تا 9 ماه نمیدانستیم که همسرم حامله است و در یک شب و یک اتفاق از این رویداد بزرگ مطلع شدیم و خداراشاکریم. این یک معجزه است.
فعالیت شیطان برای افزایش طلاق
#رحلت_حضرت_آیت_الله_صافی_گلپایگانی_تسلیت_باد.
نه او را دیدهایم و نه پای کرسی درسش نشستهایم اما از زمانی که خبر حزن انگیز معراج نورانیاش را شنیدهایم گویا، پاره تن خود را از دست داده و قلبمان در هجرانش احساس سنگینی و دلتنگی میکند.
براستی چرا؟
زیرا:
هرگاه انسانی یک عمر در محضر خدا بود پس از رحلتش، خداوند یاد و نام او را در قلوب و دلهای مومنین و مسلمانان جهان حاضر و ظاهر میکند آنگونه که، گویی یکی از عزیزترین اهل بیت خود را از دست دادهای!
خوشا به سعادت چنین بندگانی که هیچ پست و مقامی حتی مرجعیت! نتوانست او را از صراط حق دور سازد و در حالی که قریب یک قرن، گمنام و بیصدا مشغول خدمت به اسلام و ترویج علوم و فقه شیعی بود اما خود را، مرید امام و رهبری میداند و با آن وجاهت علمی و معنوی سنگین، به فرمان امام راحل در شورای نگهبان به خدمت مشغول میشود و یا در مجلس خبرگان رهبری انجام وظیفه میکند!
آنچه در زندگی سراسر خیر و برکت این فقیه مجاهد بیشتر به چشم میآید، مرجعیت او نیست که چه بسا افراد فرصت طلب که از این لباس و کِسوَت برای امروز و فردای خود، هزاران نقشه و نیرنگ در سر دارند بلکه، آنچه این عالِم دینی و شاگرد علامه امینی را محبوب و مجذوب دلها نموده، عبودیت و تسلیم بودن او در برابر امر ولایت است که نه تنها خود را مطرح نمیکند بلکه، با تمام وجود برای صیانت از ارزشهای انقلاب اسلامی تلاش میکند و مصداق بارز یکی بودن دین و سیاست است.
آری چنین عالمانی هستند که پس از هجرت جانسوزشان، خللی در اسلام پدید میآید که پر شدنی نیست!
اما
گرچه جسم خاکی او در میان ما نیست ولی یاد و نامش تا ابد چون خورشیدی جهان افروز بر آسمان دلها و قلبها میدرخشد و راه هدایت را از گمراهی و ضلالت نشان میدهد و بیجهت نیست که فرمودهاند:
قال مولانا علی علیه السلام:
«العلماء باقون ما بقی اللیل و النّهار».
علما باقی و زنده هستند تا
شب و روز باقی است.
کوچههای تنگ و باریک محله را پشت سر میگذاریم و به تنها خیابان شهر میرسیم. سربازان شاه همه جا سواره و پیاده ایستاده و مراقبند کسی از خانهاش خارج شود مبادا شورش و درگیری رخ دهد و آخرین پایههای عنکبوتی رژیم فرو ریزد.
به محض دیدن ما، سربازی جلو راه میایستد و تفنگ را به صورت افقی جلو رویمان میگیرد و فرمان ایست میدهد.
مادر جلو میرود و خطاب به سرباز میگوید:
چکارشان دارید؟ مگر اینها خرابکارند؟ میخواهند بروند خانه خواهرشان آنطرف خیابان!
سرباز مامور با قیافه ترش کرده و حالتی عصبانی میگوید:
بله که خرابکارند! اینها شورشی هستند! مگر نمیبینید حجاب دارند، از کجا معلوم زیر چادرشان اسلحه و اعلامیه و چه میدانم توضیح المسائل نباشد؟ همینها مملکت را خراب کردند و اعلیحضرت را ناراحت !!!
مادر با تندی جواب داد:
تو مگر خودت خانواده نداری؟ آخر این چه بلایی است سر مردم میآورید؟ چرا ما حق نداریم از خانههایمان بیرون بیاییم؟ چرا ما را به جرم چادر و حیا و عفت، محاکمه میکنید آخر خدا را خوش نمیآید ….
و
سرباز عصبانیتر چند قدمی جلو میآید و با گستاخی میگوید:
حیف که دستور شلیک ندارم و الا مغزت را کف آسفالت میریختم تا درس عبرتی برای دیگران شود. مثل اینکه شما زبان خوش حالیتان نمیشود!
و
با یک سوت، همدستانش را که در حال مستی، سرِ میدان شهر عربده میکشند با خبر میکند و همه مثل گرگ و شغال بر سرمان میریزند ……
مادر
با گوشه چادرش، خونهای دور لبش را پاک میکند و با آهی جگر سوز و از ته گلو به طوری که سربازها نشنوند نفرین میکند …..
و ما برمیگردیم … از همان کوچههای یخ زدهای که فریادها در گلو، مانده و تنها روزنه امید، اعلامیههایی است از آیت الله خمینی که معلوم است به تازگی به در و دیوار زدهاند و هنوز مزدوران شاه برای قلع و قمع شان از راه نرسیدهاند ….
دیری نمیگذرد که با طلوع خورشید انقلاب و پس از هزاران ناله و آه جگرسوز مادران و مظلومان، ولولهای هولناک و خانمانسوز میافتد در کاخ آنکه، خود را خدای مردم میدانست ….
و حالا! بیش از چهل سال دربدری و ذلت و رسوایی و روسیاهی، همان غارتگران ایمان و عقیده ک برای به ظاهر تفرج و آب و هوا عوض کردن رفته بودند به امید آنکه روزی برگردند!!! عدهای به دَرَک واصل و بقیه نیز به آنان ملحق خواهند شد انشاءالله
