نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
کاربردهای ماهواره
توسط مهتاب in بدون موضوع

ماهواره به چه دردی می‌خوره؟!

1⃣ شناسایی پایگاه‌های دشمن و رصد اقدامات و تحرکات نظامی

2⃣ شناسایی زمین‌خواری‌ها و ساخت وسازهای غیرمجاز

3⃣ تهیه نقشه‌های هوایی دقیق برای راه‌سازی و ساخت و سازهای عمرانی نظیر سد و…

4⃣ دقیق‌تر شدن پیش‌بینی های هواشناسی
و کلی چیزای دیگه که تو متن زندگی مردم اثر جدی داره 😊

نظر دهید »
خاطره
توسط مهتاب in بدون موضوع

🌸 🍃 خاطره‌ی خانم دکتر نسرین ف —
استاد فیزیک دانشگاه تهران
مادر 7 کودک و
همسر شهید در جنگ 12 روزه

«شبی که عدد هفت، معنای تازه‌ای گرفت»
راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه روزی بشینم و بنویسم که هفتمین بچه‌م رو باردارم.
اونم من، خانم دکتر، استاد فیزیک دانشگاه تهران، زنی که یه روز فقط به معادله‌های میدان مغناطیسی فکر می‌کرد، نه به لج‌بازی‌های یه نوزاد با نصف شب‌های بی‌خوابی مادرش.

شوهرم، «حمید»، خودش هم فیزیک خونده بود. آدم شوخ‌طبعی بود، ولی توی دلش، یه ایمان عجیب داشت — از اون مدل مردایی که وسط سختی لبخند می‌زنن. همیشه می‌گفت: «نسرین، تو جهان رو بهتر از هرکسی می‌فهمی، ولی هنوز راز یه نوزاد رو اندازه‌ی یک سطرش نمی‌دونی.»
با دوتا بچه زندگیمون در حال حرکت بود که، شد سه‌تا، شد پنج‌تا… و هر بار من می‌گفتم: «دیگه بسه، مغزم به اندازه کافی مشغوله!» اما اون فقط می‌خندید و می‌گفت: «مث فیزیکه، هر بار که فکر می‌کنی تهش رو فهمیدی، تازه شروعشه.»

وقتی ششمین پسرم سه ساله بود، خبر دادم که دوباره باردارم.
اون لبخند زد، ولی اون بار یه‌کم فرق داشت… نگران بود. گفت: «امیدوارم این نوزاد بیاد و خونه‌مون رو پر از صدا کنه، حتی اگه من نباشم.»
همون موقع رفتم توی کارهای روزمره، فکر کردم شوخی کرده، ولی چند ماه بعد چشمم سیاه شد.
توی مأموریت امداد داوطلبانه‌، جنگ 12 روزه رفته بود که انگار همه چیز فریز شد… موندم و یه خونه‌ی اجاره‌ای توی نیاوران پایین، با شش تا فرزند و یه قلب ترک‌خورده.

روزای اول بعد از شهادتش نمی‌دونستم چطور باید نفس بکشم.
صبح می‌رفتم دانشگاه، سر کلاس درباره‌ی «نظریه‌ی کوانتوم» درس می‌دادم، شب می‌رفتم خونه‌ای که هر دیوارش با صدای بچه‌ها پر می‌شد، اما وقتی چراغا خاموش می‌شد، خونه خالی‌تر از همیشه می‌شد.
بچه‌هام کوچیک بودن، معصومانه منتظر بودن باباشون برگرده.
یه شب، پسر وسطی‌م ازم پرسید:
«مامان، چرا خدا بابا رو زودتر خواست؟ مگه خدا نمی‌دونه ما بهش نیاز داریم؟»
اون لحظه یه چیزی توی دلم شکست. دستش رو گرفتم و گفتم:
«خدا گفت من بابا رو می‌خوام، اما شماها رو گذاشته تا من بفهمم قوی بودن یعنی چی.»
حقیقتش، بارداری هفتم مثل کوهنوردی بود. دکتر گفته بود که بدنت خسته‌ست، احتیاط کن، ولی من با هر تقلایی، با هر بوی شیر، با هر تپش، حس می‌کردم حمید کنارمه.
توی همون روزایی که اجاره‌خونه عقب‌افتاده بود، توی بازار دنبال ارزون‌ترین سیسمونی بودم.
یه مادرِ دانشجوی دکترای خودم، وقتی فهمید من باردارم، یه جعبه آورد، گفت: «خانم دکتر، این لباسای نوزاد پسرمه، کوچیک شدن، اما تمیزن. بخواین برای شما.»
اون شب زار زدم، نه از دلسوزی، از عشق؛ از اینکه دنیا هنوز دل‌هایی داره کوچک، ولی بزرگ‌تر از هر عظمت فیزیکی.
الان که دارم اینو می‌نویسم، هفتمین بچه‌م، یه دختر کوچولو، خوابیده کنارم.
با صدای نفسش، دانشگاه، مقاله‌ها، جلسه‌ها… همه برام یه جور دیگه معنی شدن.
دیگه نه حجابم سنگینه، نه نالیدن از سختی معنی داره. من از توی سختی‌ها یه نور دیدم.
با شش تا پسر و یه دختر توی خونه‌ی اجاره‌ای، شاید زندگی مرفهی نداشته باشیم، ولی خوشبختی‌مون قابل اندازه‌گیری نیست…
شاید چون فهمیدم:
بچه‌ها فقط نعمت خدا نیستن، یادآور ادامه‌ی زندگی‌ان، حتی وقتی یه زندگی تموم شده.
هر وقت یکی از شاگردام توی دانشگاه می‌گه:
«خانم دکتر، من هنوز نمی‌دونم بچه‌دار شم یا نه، سخته، هزینه‌ داره…»
فقط لبخند می‌زنم و می‌گم:
«سخته، ولی ببین، من هنوز زنده‌ام، هنوز می‌خندم، هنوز عشق دارم. سختی آدمو نمی‌کُشه، بی‌نور بودن می‌کُشه. و هیچ نوری قشنگ‌تر از صدای یه بچه نیست.»

نظر دهید »
مروارید اروند
توسط مهتاب in بدون موضوع

​شهدای کربلای چهار پر افتخارترین شهدای هشت سال دفاع مقدس هستند که ثابت کردند آنچه در میدان مجاهدت لازم است ایثار و از خود گذشتگی و تسلیم رضای الهی بودن است نه نتیجه. زیرا:

هر گاه انسان هدفش قرب الی الله باشد و نیتش را برای رسیدن به او خالص کند، به تعبیر قرآن کریم چه بکشند و چه کشته شوند در هر دو حال پیروزند. چرا؟

برای آنکه آنچه در پیشگاه الهی ارزش دارد راضی بودن به مقدرات و به دنبال آن، پا نهادن بر هوای نَفْس و نهراسیدن از دشمن است.

به عبارتی هدف از سختی‌ها و جنگ‌ها، فتح و ظفر همیشگی نیست بلکه، گاهی مجاهدان با دست نیافتن به مقصود امتحان می‌شوند تا، درجه خلوص و توکل و اعتماد آنان به خداوند! ثابت شود که آنان هر چند همه همت‌شان را خرج پیروزی بر شرک و نفاق و کفر نموده و تمام قد ایستادگی کردند اما:

در این مسیر پر تلاطم هرگز ناراضی و نادم نیستند! هدف آنهایی که برای خشنودی خدا و در جبهه حق جهاد می‌کنند، رسیدن به غنائم و اسم و رسم دنیایی نیست بلکه، ملاک آنان عمل به تکلیف و اطاعت از ولیّ زمانه است و لا‌غیر!

و خیانت پیشه‌هایی که سعی دارند وجهه این شهدای عاشورایی را، شکست خورده و ناکام جلوه دهند نه، اهل جهاد و مبارزه هستند و نه معنای ایثار و شهادت را می‌فهمند!

خوشا به سعادت شهدایی که آنقدر عظمت و منزلت دارند که، خداوند مشتری جان عزیز آنان در دل دریا و خشکی بیابان است!

همان شهادتی که عارفان و سالکان آرزومند آن بوده و حسرت چنین حیات و مماتی دارند.

گرامی و جاودانه باد خاطره مجاهدت و از جان گذشتگی مبارزانی که در راه اطاعت از مولای خویش، بی‌مهابا و بدون مصلحت گرایی خود را به آب و آتش زدند؛ اما از انجام تکلیف، طفره نرفتند و میدان مقاومت را با ذلت و هراس، ترک نکردند.

صلوات و رضوان الهی بر ارواح طیبه شهدایی که هم سبک جهادشان و هم نوع شهادت‌‌شان، به نمادی از مقاومت بدل شد که، تاریخ هرگز آن را فراموش نمی‌کند و به عنوان تابلویی ماندگار از دفاع مقدس، تا ابد در برابر دیده! مجاهدان و مبارزان راه حق و حقیقت متبلور و برقرار خواهد ماند.

#تولیدی

#به‌ـ‌قلم‌ـ‌خودم

https://nakhlestan.kowsarblog.ir/

نظر دهید »
معنای رغائب
توسط مهتاب in بدون موضوع

 رَغائب به معنای آرزو نیست!

 بلکه شب رغبت‌ها است،
یعنی از خدا بخواهید رغبت‌های
یک سال شما را هدایت و اصلاح کند.
فَاستبقوا الخیرات شویم،
بالاترین خیرات زمینه‌ سازی ظهور مولاست، که باید به سمتش سبقت بگیریم.

📚 آیت الله جوادی آملی

نظر دهید »
آن سوی عشق
توسط مهتاب in بدون موضوع

پدر! واژه‌ای مقدس بود که از دوران کودکی، سایه حمایتش مانند چتری بر سرم گسترده بود.

هر چه بزرگتر می‌شدم تصورم از مفهوم پدر هم، به همان اندازه وسعت می‌یافت و عشقم به او بیشتر و محبت او به من افزون‌تر!

از خود می‌پرسیدم:

امتداد این عشق دو سویه کجاست؟ آیا انتهایی هم دارد؟ یعنی من باید روزی قید این رشته دوست داشتنی را بزنم؟ اگر اینگونه است پس چرا این پیوند رقم خورد؟ 

تا اینکه بزرگتر شدم و به تبع آن تصورات ذهنی‌ام از واژه پر ابهت پدر گسترده‌تر شد. با خود گفتم:

نه! امکان ندارد خالق آدمها، محبتی ناپایدار و بی‌هدف خلق کند؟ پس باید مفهوم پدر وسیع‌تر از آنچه می‌بینم باشد. اصلا شاید خداوند این مِهر پدر و فرزندی را برای رسیدن به شناخت والاتری قرار داده تا ما،با چشیدن طعم شیرین آن به دنبال همان معیار اصلی باشیم که تنها، شخصِ والد بودنش مهم نیست بلکه اهمیتش به راه و روشی است که چون چراغی روشن به همراه دارد. اما او کیست؟

 یک روز معلم قرآن این حدیث را نقل کرد که:

رسول خدا (صلوات الله علیه) فرمودند:

أنا و علیّ ابوا هذه‌ الامّة

من و علی پدران این امتیم! کدام علی؟

همانی که از روز اول بابای مهربانم با اذان گفتن، نام مبارکش را در گوش‌هایم زمزمه کرد و همه وجودم را با عشق به او درآمیخت و روزی که اولین قدم زندگی را برداشتم گفت:

بگو یا علی!

بزرگتر که شدم بابا یک روسری کوچک گلدار برایم خرید و من از شوق روی سرم انداختم و او گفت :

احسنت دخترم! چقدر زیبا شدی!

و باز من قد کشیدم و بابا مراقب من که مبادا خطایی از من سر بزند که پدر اصلی من و او رنجیده‌ خاطر شود! 

پدرم روزی به مادر گفت:

می‌خواهم ورود دخترم به بهشت بندگی‌ را جشن بگیرم! و آن روز برایم کیک تولد گرفت و جانمازی به رنگ زمرّد برایم پهن کرد و چادری گلدار مانند درختان شکوفه دار بهاری به دستم داد و گفت:

دخترم! شاید من همیشه در کنارت نباشم! اما یک بابای مهربان هست که هرگز تو را تنها نمی‌گذارد.او چادر گلدار و سجاده زیبایت را می‌بیند، پس همیشه مراقب آنها باش!

و در حالی که تکه‌ای کیک همراه با عشق و محبت پدرانه در دهانم می‌نهاد، ادامه داد:نام آن پدر مهربان «علی» است. هرگاه دلتنگ شدی صدایش کن! حتما جوابت را می‌دهد.و من باز هم بزرگتر و بزرگتر شدم! اما جای پدر خالی بود ولی نمی‌دانم چرا احساس تنهایی و درماندگی نمی‌کردم؟

شاید به این دلیل که پدر با اخلاق و رفتار زیبایش، دل من را به عشق بابای اصلی پیوند زده و دلم روشن بود به نام و یاد و عشق علی!

#تولیدی #به #قلم #خودم

https://nakhlestan.kowsarblog.ir/

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 30
  • 31
  • 32
  • ...
  • 33
  • ...
  • 34
  • 35
  • 36
  • ...
  • 37
  • ...
  • 38
  • 39
  • 40
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مطامیر!
  •  عسگر یا عسکر
  • نماز باران حضرت موسی علیه السلام
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان