اللهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَکْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ،
🔹 اوّلین پنجشنبه ماه رجب را را روزه گرفته
🔹دوازده رکعت (۶ نماز دورکعتی) بین مغرب و عشاء بجا آورد: در هر رکعت بعد از سورۀ حمد، 3مرتبۀ سورۀ «قدر» و ۱۲ مرتبه سورۀ «توحید» را بخواند؛
🔹بعد از آخرین نماز، ۷۰ مرتبه بگوید: « اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الأُمّيِّ وَ عَلى آلِهِ»
🔹سپس به سجده رفته و ۷۰ مرتبه بگوید: « سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ»
🔹آنگاه از سجده برخاسته و ۷۰ مرتبه بگوید: « رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيُّ الاعْظَمُ»
🔹دوباره به سجده رفته و ۷۰ مرتبه بگوید: « سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ»
🔹در همان حال سجده حاجت خود را از خداوند مسألت نماید.
📚«الإقبال بالأعمال الحسنة» ج ۳ ص ۱۸۵
حقیقت مثل جراحیه
درد داره ولی درمان میکنه
ولی دروغ مثل یه قرص مسکّنه
یه زمان کوتاهی آرومت میکنه
ولی عوارض جانبیش
تا ابد همراهت میمونه…
@Dastan
🔻بدان که مردم سه دستهاند:
1️⃣ بعضی چون غذا هستند که وجودشان برای ما لازم است؛
2️⃣ بعضی چون دارو هستند که فقط گاهی به آنها نیاز داریم؛
3️⃣ و برخی مانند بیماری هستند که ما هرگز به آنها نیاز نداریم ولیکن گاهی گرفتارشان میشویم که در چنین هنگامی باید صبر و تحمل داشته باشیم تا به سلامت از دست آنها رها شویم.
@Dastan
مدتی بود که شیخ دیرتر از همیشه برای تدریس حاضر میشد. برای همه عجیب بود، سابقه نداشته که شیخ الفقهاء و المجتهدین در کارش بینظمی باشد او برای لحظه لحظه وقت خود و شاگردانش ارزش قائل بود و همیشه با دقت نظر و نظم خاصی کار تدریس را انجام میداد.
تا اینکه:
عدهای از طلاب تصمیم گرفتند علت ماجرای دیر آمدن استاد را بدانند. چند نفری برنامههای استاد خود را دنبال کردند بلکه به نتیجه برسند.
با تعجب مشاهده کردند که ایشان قبل از ورود به جلسه درس به یک طلبه جوان تازه وارد درس مقدماتی میدهد! نزد استاد رفته و علت را جویا شده و شیخ در جواب فرمودند:
این جوان طلبه نزد من آمده و گفته: به هر کس مراجعه میکنم و میگویم من دوست دارم طلبه شوم و نیاز به آموزش مقدمات دارم هیچکس راضی نمیشود به من درس بدهد و من (شیخ انصاری) به او گفتم:
خودم هر روز قبل از جلسه تدریس به شما آموزش میدهم.
و این بود راز دیر آمدن شیخ اعظم (رحمتاللهعلیه) به کلاس درس و نشانی از بزرگواری و تواضع و اخلاص آن عالِم بیبدیل که همه کارها و امور زندگیش فقط برای رضای خدا بود و بس.