قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم ) : انا و علي ابوا هذه الامة
در روايتي از پيامبر اكرم(ص) آمده: من و علي پدران اين امت هستيم.
شرح حديث: معني لغوي «اب» در كتب لغت مجمع البحرين اب را «پدر» معني كرده و گفته است: عرب، گاهي به عمو هم پدر ميگويد.راغب اصفهاني ميگويد:
«الاب الوالد، و يسمّي كل من كان سببا في ايجاد شيء او اصلاحه او ظهوره ابا…» سپس به همين حديث اشاره ميكند: «و روي انه ـ صلّي الله عليه و آله ـ قال لعليّ ـ عليه السّلام ـ انا و انت ابوا هذه الامّة»؛ اب، پدر است و هر كس كه سبب ايجاد يا اصلاح يا بروز چيزي باشد پدر آن چيز خوانده ميشود…
و روايت شده كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: من و تو پدران اين امتيم» و بعد ميگويد: ابوالحرب به برافروزنده جنگ، و ابوالاضياف به رسيدگي كننده به امور ميهمانان گفته ميشود.
امت در حديث فوق معني «پدر» را و تفاوت آن را با پدر جسماني كاملاً روشن ميكند قرآن كريم پدري جسماني پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را نفي ميكند.
امت، نقطة شروعي در تكوّن خود دارد و بايد كسي سنگ بناي امت را بنهد. درباره پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و نقش اوليه ايشان در اين تكوّن مطلب بسيار روشن است.
امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ دربارة همين جلوداري ميفرمايد: كسي از من پيشتر و متقدم نيست مگر احمد.
مهم بيان پيامبر در نقش امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ است. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين تعبير محبّت آميز و سرشار از عطوفت ناگفته اشاره ميكنند که اگر علي ـ عليه السّلام ـ در ليلة المبيت نبود، اگر علي ـ عليه السّلام ـ در جنگ احد و خيبر و احزاب نبود، اين امت واحده شكل نميگرفت. اين نكته اجتماعي و سياسي در نقش پدري بر امّت ظاهر مي شود كه در آخرت هم به شفاعت و… منتهي ميشود.
نكتههاي عاطفي و فردي ديگري هم در پدري پيامبر و اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ هست كه به برخي اشاره ميگردد.
الف. پدري از چند جهت مورد كاربرد است كه به برخي اشاره ميشود:
1. شناسايي، ميگويند فلاني پدر فلاني است، تا افراد و قبايل و نژادها و… شناسايي شوند. پيامبر و اميرمؤمنان ـ عليهما السّلام ـ هم اسباب شناسايي مايند و ما در دنيا و آخرت به وسيله ايشان شناخته ميشويم.
2 .حقوقي،كه بيانگر حقوقي است كه پدر و مادر و فرزندان بر يكديگر دارند و نيز مسئوليتهاي متقابل، که پيداست كه آن دو بزرگوار حق اطاعت دارند و وظيفة هدايت ما هم از طرف خداي متعال به عهده ايشان است و ما هم در صورت انجام وظيفه پيروي استحقاق شفاعت و حمايت از سوي ايشان را پيدا ميكنيم.
3 .عاطفي، كه بسيار پرواضح است، حتي بيش از پدر و مادر به ما عطوفت دارند و اَولي بالمؤمنين هستند.
ب. از آن جا كه ما بالفطرة، معني پدر و مادري را ميفهميم و وظايفمان را به گردن ميگيريم. اين تعبير كمك ميكند كه نحوه ارتباط شخصيت خودمان را با پيامبر و امامان بفهميم و از نزديكترين راه (راه فطرت) در برابر ايشان احساس وظيفه كنيم.
ج. اساساً احترام و احسان به پدر و مادر جسماني، خود بهترين تمرين براي اطاعت از پيامبر و امام ـ عليهم السّلام ـ است و حتي كوتاهي در امر پدر و مادر باعث غضب و ناراحتي ايشان ميگردد و براي تقويت روحيه احسان به پدر و مادر تأمل در سيره و گفتار معصومان ـ عليهم السّلام ـ لازم است.
معرفي منابع:
1ـ بحارالانوار، محمد باقر مجلسي، ج36، ص5.
[1] . مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، تهران، اسلاميه، چاپ بيست و سوم، 1385ق، ج36، ص5 و 275.
[2] . ر.ك: همين دو باب بحارالانوار، ج23، ص 5 و 257.
#وبلاگ #حضرت #علی #علیه #السلام
#علی #تاجی
دلجویی رهبر انقلاب از دختر خردسال شهید احمدی
هلما احمدی دخترخردسال شهید پوریا احمدی از شهدای امنیت کشور چندی پیش به همراه جمع دیگری از خانوادههای شهدا در حاشیه دیدار رزمندگان دفاع مقدس با رهبر انقلاب دیدار و گفتگو کردند.
این دختر خردسال شهید وقتی با رهبر انقلاب مواجه شد به رهبر انقلاب گفت که «آقا من از شما ناراحتم. شما رفتید سر مزار شهدای دیگه، مثلا سر مزار شهید آرمان رفتید ولی سر مزار پدر من نرفتید…»
رهبر انقلاب چند روز پیش، ضمن حضور در گلزار شهدای بهشت زهرا(س)، بر مزار پدر هلما شهید مدافع امنیت پوریا احمدی حاضر شدند و دفتر رهبری نیز تصویری از این حضور را برای هلما دختر این شهید فرستاده است.
#تولیدی
#به_قلم_خودم
#ازدواج_آسان
#نفی_فمنیسم
نه ! همین که گفتم ! تا زمانی که مرضیه ازدواج نکرده ، زهرا که کوچک تر هست را به خانه بخت نمی فرستم ؟!
این انعکاس صدای پدرم در جواب خواستگاری متدین و با اخلاق بود که مرتبا در گوشم می پیچید و قلبم را به درد می آورد.
دو رکعت نماز خواندم و بعد از آن هم متوسل به اهل بیت علیهم السلام خصوصا مولا جواد الائمه سلام الله علیه شدم و با چشمانی اشکبار سر به سجده گذاشتم ….
ناگهان دستان پر مهر و محبتی چون بال فرشتگان ، شانه هایم را نوازش کرد :
ناراحت نباش دخترم ! خوب کاری کردی با خدای خودت خلوت کردی ، مطمئن باش فرشته های رحمت جوابت را بزودی می آورند ! دستان پر عاطفه و محبت مادر را که از هزاران فرشته برایم عزیزتر بود فشردم و روی صورتم گذاشتم و با تعجب گفتم : مگر ممکنه ؟ به این زودی ؟
مادر گفت : وقتی تو مشغول راز و نیاز بودی من هم قرآن می خواندم . اتفاقا ترجمه آیات ، ماجرای ازدواج حضرت موسی علیه السلام بود آنگاه که پیامبر خدا یعنی حضرت شعیب به داماد آینده اش پیشنهاد داد یکی از دختران من را به همسری برگزین ! و من همان صفحه را به پدرت نشان دادم و گفتم :
مگر ما پیرو قرآن نیستیم ؟ ببین ! در این آیات اولا پدر دختر ، خودش پیشنهاد ازدواج را می دهد و در ثانی نمی گوید دختر بزرگترم را انتخاب کن ، بلکه او را در انتخاب یکی از دخترانش آزاد می گذارد البته این ، پس از امتحان و آزمایش نمودن دیانت و اخلاق و رفتار حضرت موسی علیه السلام بود!
با تعجب پرسیدم : خب ! بعدش چی شد ؟ مادر که بخوبی حال و روحیه من را درک می کرد گفت :
خب بعدش هم پدرت متوجه اشتباهش شد مخصوصا وقتی که من برایش از خوبیها و دینداری و اخلاق و رفتار آقا محسن گفتم و اینکه همه تحقیقات مان هم انجام داده ایم!
چیزی نگذشت که تصویر ماندگار آغاز زندگی دلنشین و مشترک من و آقا محسن در آئینه زندگیمان نقش بست ! با جوانی که گرچه بضاعت مالی ناچیزی داشت و مهریه مان اندک اما ، سراپا ادب و تربیت و رفتار انسانی و اسلامی بود و سرمایه مان عشق و محبت !
عشق و محبتی که از مادری بهشتی ! آموخته بودم و هم او بود که این حدیث را برایم معنا کرد که دعای پدر و مادر از موانع استجابت دعا می گذرد!
آری مادر فرشته ای است که دعایش ، بقولی گره های کور زندگی را باز می کند ( حتی اگر در قید حیات نباشد ) و اینگونه بود که مادر بهشتی من ، فرشته نجاتم شد و دعایم را آسمانی کرد .
