کربلا در نگاه امویان به پیروزی ظاهری نرسید و لشکر کفر و نفاق پایکوبی کردند. در ذهن تنگ نظران و مقام طلبان، بنی امیه فاتح میدان شدند و مذهب امیرالمومنین تبدیل به خاطرهای در ذهنها شد و دیگر هویت واقعی و بیرونی نداشت! اما آیا واقعیت چنین بود؟
خط فکری دین رسول خدا، برد و باخت ظاهری نیست بلکه، هدف خداوند متعال از انتخاب و انتصاب پیامبر و امیر مومنان (صلوات الله علیهما)، رشد معنوی و افزایش ظرفیت روحی مسلمین و تلاش و مجاهدت برای رسیدن به هدفی والاست که کل آفرینش خلقت بر آن اساس بوده به فرموده قرآن کریم :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنّ وَالْإنْس إلّا لِیَعْبُدون
یعنی:
ای انسان! برای من مهم نیست که تو، ظاهراً غالب یا مغلوب باشی! نگاه دیگران به راه و روش تو، زمانی ارزشمند است که در جهت بندگی برای من! باشد و لاغیر. یعنی چه؟
یعنی
هزاران نسل قبل از تو آمده و بعد از تو نیز میآیند و من اسرار بعضی از آنها را در قالب صحیفهای بنام قرآن کریم، برای تو بازگو نمودهام تا، بدانی که چه بسیار امتها و سرانشان، به ظاهر پیروز شدند اما مطیع و عبد من نبودند و برای هوی و هوس خود تلاش کردند و جنگیدند. و چه افراد و گروههای به ظاهر قلیلی از من اطاعت کردند و سرفراز ابدی شدند:
کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَة غَلَبَتْ فِئةٌ کَثیرَة
چرا قضیه اینگونه رقم خورده؟ چرا باید جبهه حق حتی به ظاهر مغلوب به نظر برسد؟
برای اینکه خداوند معیار پیروزی و خسران را در اطاعت و یا عدم پیروی از خود قرار داده، نه بندگی هوای نَفس!
به عبارتی اگر مجاهدت خود را در حد توان نمودی و انجام وظیفه کردی! آنهم، آنگونه که مولایت میخواهد پیروزی از آنِ توست هر چند جلوه بیرونی نداشته باشد و اما اگر هزاران نفر به کام تو کَف بزنند و هورا بکشند ولی تو عبد پروردگارت نباشی! فقط زحمت خود را زیاد نمودهای.
چه میگویم؟
امام راحل فرمودند:
«ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه»
همان تعبیری که قرآن کریم دارد:
ای پیامبر! تو وکیل مردم نیستی! تو بر ذهن و تفکر و انتخاب مردم سیطره نداری! پس فقط وظایف و تکلیف خودت را انجام دِه و نتیجه را به خدایت واگذار!
زیرا
حسابرسی اعمال بندگان بر دوش پیامبر و امامان و والیان امر الهی، نیست و آنچه خداوند از اینان خواسته، بشارت و تنذیر است یعنی:
بَلّغ ماٰ اُنْزِلَ إلَیْک
گوش به فرمان بودن محض و عبد خالص بودن در سایه پذیرش ولایت الهی.
و اینچنین بود که پیامبر ما طبق آنچه هر روزه در تشهد نمازهایمان میخوانیم، اول به مقام عبودیت و اطاعت رسید و بعد رسالت و پس از آن اعلام ولایت امیر مومنان.
به تعبیری:
همه پیروزیهای مومنین به همان سررشته طاعت و بندگی و مبارزه با خواهش نفس وصل است و الا مابقی پیروزیهای گذرای دنیایی، متاعٌ قلیل است و فانی است هر چند در چشم ظاهر بینان، وسیع و خوشحال کننده باشد.
لذا
برای اینکه ظرفیت پذیرش حق و نگرش واقعی به حوادث دوران ظهور را پیدا کنیم باید، ارتباط قلبی و حقیقی خود را با قرآن و ولایت که همانا صراط مستقیم است، روز بروز بیشتر کنیم و مطمئن باشیم که وعدههای الهی حق است و هیچ پشیمانی و پریشانی در متن و نتیجه تمسک به آیات وحی وجود دارد به شرط آنکه:
تابع فَاسْتَقِم کَما أُمِرْت باشیم و تا آخرین لحظه حیات و زندگی معنوی خود، دست از مجاهدت برنداریم و به نصرت الهی امیدوار باشیم:
«إِنْ تَنْصُرُالله یَنْصُرکُم وَ یُثَبّتْ أَقْدامَکُم»
همان وعده صادقی که در هشت سال دفاع مقدس و پیروزی بیش از چهل سال نظام ارزشمند جمهوری اسلامی و امروزه در جبهه مقاومت شاهد آنیم.
توصیه آیت الله وحید خراسانی برای دهه اول محرم
آیت الله وحید خراسانى در سفارش هایشان برای ایام دهه اول ماه محرم چنین توصیه کرده اند:
تا روز «عاشورا » که نزدیک است، روزى صد مرتبه سوره توحید را بخوانید و به حضرت سیدالشهدا علیه السلام هدیه کنید، اِن شاءالله فیوضاتى نصیبتان می شود، شرطش هم این است مردم را دعوت به این عمل کنید.
همچنین اشاره کردند چقدر خوب است که این عمل نورانی تلاوت صد مرتبه سوره توحید و هدیه کردن به روح مطهر و نورانی حضرت سیدالشهدا علیه السلام به نیابت از حضرت حجت ابن الحسن المنتظر المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام شود.

