نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
دفتر سفید
توسط مهتاب in بدون موضوع

حفظ آبروی دانش‌آموز

 یک روز شهید بهشتی در کلاس به یک نفر از از دانش آموزان گفتند بیا و انشایت را بخوان؛ ولی او که انشای خود را ننوشته بود، خجالت کشیده بود که بگوید ننوشته‌ام و دفترچه سفید خود را برداشته و از حفظ انشای خود را خوانده بود.

 شهید بهشتی که متوجه این امر شده بوده تا پایان زنگ کلاس چیزی به او نگفت؛ حتی به او نمره 20 هم داد. در پایان کلاس به او گفت در زنگ تفریح به دفتر بیا؛ با تو کار دارم. در دفتر به او گفت تو که از روی دفتر سفید این قدر خوب می‌خوانی، حیف نیست شب ننشینی و مطالعه و فکر نکنی و انشای خوبی ننویسی؟

 بعد ادامه داد: این‌ها که نویسنده هستند و با نوشته ها و کتابهای خود دنیا را تغییر می‌دهند، مگر چه کسانی هستند؟ تو هم که به این خوبی خواندی. من متوجه بودم که چیزی ننوشته‌ای و از روی دفتر سفید می‌خوانی. اگر مقداری بیشتر دقت و مطالعه کنی، مسلماً یکی از آن افراد خوش قلم خواهی بود.

 آن دانش آموز بعدها به من که ناظم دبیرستان کمال بودم گفت حرف‌های آقای بهشتی چنان در من اثر کرد که بعد از آن دیگر از مطالعه و خواندن و نوشتن جدا نشدم.

 به نقل از آقای عباس صاحب‌الزمانی، کتاب الگوی حضور، صفحه 166 و 167.

 #شهید_بهشتی

نظر دهید »
خبرنگار کیست؟
توسط مهتاب in بدون موضوع

#تولیدی#به_قلم_خودم

خبرنگار

گذشت آن زمانی که کار خبرنگار به دست گرفتن یک بلندگو بود و گزارش آب و هوا و حوادث را دادن.

امروز
خبرنگار یعنی با خودت و با مردمت‌ روراست باشی و اجازه ندهی سیاست‌بازان حرفه‌ای، حقایق را وارونه جلوه دهند.

خبرنگار یعنی، ندای محرومیت و مظلومیت آنانی که دست‌شان به هیچ جا بند نیست را به گوش جهانیان برسانی!

یعنی یکروز ایران باشی و روزی سوریه و روزی کف خیابان فرانسه.

خبرنگار یعنی یک تنه حواست به همه امور باشد از اوضاع داخلی سرزمینت‌ و از کوچه پس کوچه‌های شَهرت که مبادا فریب کاران، آدرس غلط بدهند و به نفع خود حقایق را لاف‌ پوشی کنند، و جای ظالم و مظلوم را عوض کنند و مقصر! را پیروز میدان جلوه دهند.

خبرنگار یعنی از آرامشت بزنی! و از خرابه های غزه بی‌گناهی و بی‌پناهی کودکان و زنان زیر آوار را در گوش‌ دنیا طلبان فریاد بزنی!

خبرنگار یعنی حضور در خیابانهای بی‌‌‌ در و پیکر اروپا و کشورهای استعمارگر و نشان دادن صلای آزادی طلبی زنان! به دنیای رفاه زده عصر تکنولوژی!

خبرنگار یعنی رشادت و شجاعت توام با صداقت در راه حفظ ارزش‌های اسلامی. یعنی بدون هیچ توقعی جانت را به خطر اندازی و اجازه ندهی در دوران پیچیده و مرموز رسانه‌ای، عاملان دروغ پرداز صهیونیستی افکار و عقاید نسل منتظر را دست کاری کنند.

خبر نگار یعنی دیروز در میدان دفاع مقدس همچون: شهید صارمی و رهبر و آوینی و صدها افتخار آفرین با بصیرت دیگر و امروز در فلسطین و لبنان و سوریه و دیگر مرزهای زمینی و هوایی و اعتقادی و رسانه‌ای.

درود خدا بر شهیدان این خطه عاشقانه و پر افتخار و سلام بر همه رزمندگان سنگر صداقت و جهاد تبیین در لباس مقدس خبرنگاری.

نظر دهید »
آرایش
توسط مهتاب in بدون موضوع

#تولیدی#به_قلم_خودم

چند روزی بود از کانادا آمده بود. باورم نمی‌شود این، همان الهه چندین سال قبل است! چرا اینقدر شکسته شده؟ چرا رنگ به رخسار ندارد؟ حتی از خواهر بزرگش مسن‌تر به نظر می‌رسد، چرا؟

دریغ از یک ذره آرایشِ روی صورت. بیست سال از سن و سالش جلوتر می‌زند.

مگر نمی‌گویند آنجا مهد گل و گلاب و آرامش است، پس چرا الهه این قیافه به هم زده؟

یکی از همراهانش می‌گوید:
آنجا حرف اول را، کار کردن می‌زند. زن و مرد هم نمی‌شناسد. همه باید بطور جدی کار کنند حتی گاهی جمعه‌ها تا یازده شب مشغولند.
دیگری اضافه می‌کند:
آنهم چه کاری!
غیر از آنهایی که از روز اول درس خواندن را در همان کشور شروع کرده‌اند و در حال ادامه هستند بقیه افراد مخصوصا زنان یا در رستورانها مشغولند یا فروشگاه‌ها!

یکی پرسید: درآمدشان چقدر است؟
در جواب شنید: به اندازه‌ای که گذران زندگی کنند شاید به ظاهر درآمد خوبی باشد ولی با توجه به حجم بالای مالیات دریافتی توسط دولت، مبلغ ناچیزی است.
در شهر فرنگ، خبری از خانه مستقل نیست و اکثرا مستاجر هستند و فقط همین یکی دو سال قبل، یکی از افرادی که پنجاه سال! آنجا کار می‌کرد توانست برای خودش خانه‌ای بخرد.
نگاهی به چهره زرد الهه می‌اندازم و به نسخه‌های کثیف مدلینگ و آرایشی که هر روز با هزاران تبلیغ به خورد زنان جامعه ما می‌دهند و عده‌ای هم باورشان شده که آنجا خبری هست!

بله! همین مدعیان حقوق زن، مثل برده و با اخذ مالیات‌های گزاف، از آنان به نفع رشد اقتصادی کشورشان استفاده می‌کنند.

بله مخاطب گرامی!
این نسخه‌های بزک شده مخصوص جهان سومی‌ها و سرگرم نمودن آنهاست و از همه مهمتر برای زنان مسلمان جامعه ما، تا از اهداف اصلی خود فاصله گرفته و مشغول تجملات و زینت‌های ظاهری شوند.
علاوه بر مضرات و ضربه‌های مالی ناشی از مصرف این رنگارنگ‌های تبلیغاتی، خسارت بالاتر این است که:

عده‌ای باور کرده‌اند که جبهه مقابل، دلسوز آنهاست و بی‌چون و چرا عقل و هوش خود را فدای تحریفات تبلیغی دشمن کرده و با نقشه آرایشی دشمن در جامعه حاضر می‌شوند به امید ذره‌ای توجه و جلب محبت.
اما زهی خیال باطل!
از دوران طاغوت که بدتر نبود، کجا رفتند و کجا هستند؟
اگر امروز عبرت نگیرید در دست‌های شیاطین، عبرت دیگران خواهید شد.

نظر دهید »
شراب
توسط مهتاب in بدون موضوع

می‌گویند روزی مولانا، شمس تبریزی را به خانه‌اش دعوت کرد.

شمس به خانه‌ی جلال‌الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده‌ای؟

مولانا حیرت‌زده پرسید: مگر تو شرابخوار هستی؟!

شمس پاسخ داد: بلی!

مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!

 حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

 در این موقع شب، شراب از کجا گیر بیاورم؟!

 به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

پس خودت برو و شراب خریداری کن.

 در این شهر همه مرا می‌شناسند، چگونه به محله‌ی نصاری‌نشین بروم و شراب بخرم؟!

 اگر به من ارادت داری باید وسیله‌ی راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب‌ها بدون شراب نه می‌توانم غذا بخورم، نه صحبت کنم و نه بخوابم.

مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه‌ای به دوش می‌اندازد، شیشه‌ای بزرگ زیر آن پنهان می‌کند و به سمت محله‌ی نصاری‌نشین راه می‌افتد.

تا قبل از ورود او به محله‌ی مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمی‌کرد اما همین که وارد آنجا شد مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.

آنها دیدند که مولوی داخل میکده‌ای شد و شیشه‌ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن، از میکده خارج شد.

هنوز از محله‌ی مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانانِ ساکنِ آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه‌روزه در آن به او اقتدا می‌کردند رسید.

در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد: ای مردم! شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا می‌کنید به محله‌ی نصاری‌نشین رفته و شراب خریداری نموده است.

آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد!

مرد ادامه داد: این منافق که ادعای زُهد می‌کند و به او اقتدا می‌کنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه می‌برد!

سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش کوفت که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد.

زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به‌ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.

در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد: ای مردم بی‌حیا! شرم نمی‌کنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید؟ این شیشه که می‌بینید حاوی سرکه است زیرا که هر روز با غذای خود تناول می‌کند.

رقیب مولوی فریاد زد: این سرکه نیست بلکه شراب است.

شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه‌ی مردم ازجمله آن رقیب، قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.

رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت، دیگران هم دست‌های او را بوسیدند و متفرق شدند.

آن‌گاه مولوی از شمس پرسید: برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مرا مجبور کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟

شمس گفت: برای این که بدانی آنچه که به آن می‌نازی جز یک سراب نیست. تو فکر می‌کردی که احترامِ یک مشت عوام برای تو سرمایه‌ای‌ست ابدی، در حالی که خود دیدی، با تصور یک شیشه شراب همه‌ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل می‌رساندند.

این سرمایه‌ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت. پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود.

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از مرگ چه ماند باقی

عشق است و محبت است و باقی همه هیچ.

نظر دهید »
چهار دلیل
توسط مهتاب in بدون موضوع

 قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

برگشت به روزگاران ناکام و تلخ چهار دلیل دارد:
1:بی تدبیری و سوء مدیریت
2:ریخت و پاش های بی جا
3:کم عبرت گرفتن از حوادث
4:بی اندازه فریب خوردن

عیون الحکم و المواعظ، ص: 552 ح 10174

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 226
  • 227
  • 228
  • ...
  • 229
  • ...
  • 230
  • 231
  • 232
  • ...
  • 233
  • ...
  • 234
  • 235
  • 236
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
  • قطار تهران‌ـ‌جمکران
  • حافظ
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  •  عسگر یا عسکر
  • نماز باران حضرت موسی علیه السلام
  • خاطره شیرین رهبر انقلاب
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان