نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
 ‌‌‌‌‌‌پفیوز!
توسط مهتاب in بدون موضوع

شهید بهشتی:

بعضی آدم‌ها هستند، در چنین آدم‌هایی
قوه غضبیه به چشـــم نمی‌خورد یا خیـــلی
خیلی ضعیـــــف اســت! آدم‌های بی‌رگــــــی
هستند هر کس هرچـــه بر سر آن‌ها بزند،
صدای‌شان در نمی‌آید.در انقلاب آموختیم
که یک انســـان متعـــهد و پیش‌رفته وقتی
حق‌اش زیر پـای دیگــران می‌رود، وقتی به
حقوق‌اش تجـــــاوز می‌شـــود، این آدم آرام
نمی‌نشیند. تسلیم نمی‌شود. ایــن آدم بـپا می‌خــــــــــــیزد، می‌جـــــــوشد، می‌خــــروشد!
اسلام شهــــــروند پفیـــــــــوز نمی‌خــــــواهد!

کانال آمرین
‌

نظر دهید »
خداوند راضی نیست
توسط مهتاب in بدون موضوع

⚠️زنانی که به خاطر فعّالیتهای خارج از خانواده، از آوردن فرزند استنکاف می‌کنند، برخلاف طبیعت بشری و زنانه‌ی خود اقدام می‌کنند، خداوند به این راضی نیست.

⚠️کسانی که فرزند و #تربیت‌فرزند و شیردادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ کردن فرزند را برای کارهایی که خیلی متوقّفِ به وجود آنها هم نیست، رها می‌کنند، دچار اشتباه شده‌اند.

⚠️بهترین روش تربیت فرزند، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبّت او پرورش پیدا کند.

⚠️زنانی که فرزند خود را از چنین موهبت الهی محروم می‌کنند، اشتباه می‌کنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کرده‌اند. اسلام، این را اجازه نمی‌دهد.

▪️مقام‌ معظم رهبری(مدظله العالی)

#ناشر_تخصصی_زن_و_خانواده
#مرکز_نشر_هاجر
@hajarpub_ir
وبسایت

https://hajarpub.ir 📚 📚

نظر دهید »
درختکاری
توسط مهتاب in بدون موضوع

تربیت، شبیه درختکاری است

 آیت الله حائری شیرازی(رحمه الله علیه)
🔹 تربیت مثل درختکاری است و کار پدر و مادر مثل باغبان است که به موقع آبش بدهند، به موقع کودش را بدهند، به موقع شیارش را بزنند، نور را برایش تأمین کنند.

🔸 نور و آب و هوا و اینها که تأمین شد، گل کردن با خود درخت است؛ دیگر باغبان گل را به درخت نمی‌چسباند. درخت خودش باید گل کند. بسیاری خیال می‌کنند بچه‌ها را باید گُلاند! هیچ انسانی نمی‌تواند کاری کند که دیگری گل کند؛ تو آبش را بده، نورش را بده، هوایش را بده، گل کردنش با خودش است. بعضی‌ها وقتی می‌بینند درختشان گل کرد، حوصله ندارند و هی می‌خواهند گل باز شود. آقا! تو دستش نزن، خوب نمی‌شود.

🔹 هر گلی که مردم دستش زدند، برگش پاره شد. دستکاری‌اش نکن؛ خودش باید باز شود. عقل بچه هم مثل گل است؛ به بچه نان حلال بده و احترام بگذار، عقلش گل می‌کند. به درخت آب می‌دهند، به انسان احترام؛ به درخت کود می‌دهند، به انسان نصیحت می‌کنند؛ به درخت نور می‌دهند، به انسان آزادی و احترام و محبت. محیط ترس و وحشت برای بچه مثل محیط تاریک برای درخت است. درخت در محیط تاریک خفه می‌شود و بچه هم در محیط ترس و ارعاب و وحشت، روحش پژمرده می‌شود.

🔸 به هر جهت به بچه محبت کنید، احترام کنید، مقداری آزادی بدهید، مقداری مسئولیت بدهید، مقداری آگاهی بدهید؛ اگر انسان این کارها را در مورد اولاد بکند، دیگر اولاد ان‌شاءالله خودش خوب می‌شود، مخصوصاً اگر نانش حلال باشد.

 کتاب راه رشد، جلد 1، صفحه 131

#ناشر_تخصصی_زن_و_خانواده
#مرکز_نشر_هاجر

نظر دهید »
گوهرشاد
توسط مهتاب in بدون موضوع

گویند گوهرشاد خانم (همسر شاهرخ میرزا و عروس امیر تیمور گورکانی) سازنده ی مسجد معروف گوهرشاد مشهد، بر ساخت بنا نظارت کامل داشت و همیشه جهت هدایت و سرکشی حاضر می شد و دستورات لازم را به معماران مسجد میداد.

از تعداد کارگران و میزان حقوق آنها اطلاع کامل داشت و حتی به کار حیوانات باربر رسیدگی میکرد و به کارفرمایان دستور داده بود از محل آوردن مصالح ساختمانی تا مسجد برای حیوانات باربر ظرفهای آب و علف بگذارند، مبادا حیوانی در حال گرسنگی و تشنگی بار بکشد. از زدن حیوانات پرهیز کنید، ساعات کار کارگران باید معین باشد و مزد مطابق زحمت داده شود و…

روزی هنگام سرکشی کارگر جوانی ناگهان چشمش به صورت او افتاد و در اثر همین نگاه، آتش عشق در وجودش شعله ور گشته و عاشق دلباخته ی او شد. اما در این باره نمی توانست چیزی بگوید تا اینکه غم و غصه ی فراوان او را مریض کرد. 

به خانم گزارش دادند که یکی از کارگران بیمار و در منزل بستری است. گوهرشاد به عیادتش رفت و علّت را جویا شد. 

مادر گفت او عاشق شما شده و از درد عشق بیمار است.

گوهرشاد فکری کرد و به مادر جوان گفت: باشد، من از همسرم جدا شده و با او ازدواج می کنم، به شرط اینکه مهریه مرا قبل از ازدواج بپردازد و آن این است که چهل شبانه روز در محراب این مسجد نیمه کاره عبادت کند.

جوان پذیرفت.

پس از چهل روز گوهرشاد از حالش جویا شد، جوان به فرستاده ی او گفت: 

لذّتی در عبادت و مجالست با پروردگار یافتم که با هیچ انسانی معاوضه نخواهم کرد.

هزار و یک حکایت اخلاقی

نظر دهید »
زیاد بخواه
توسط مهتاب in بدون موضوع

روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد.

به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت!

همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند! حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟ کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.

حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حقّ این باران و رحمتت، مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟!

یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی! فقط می خواستم بدانی که برای خدا، حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد!

“نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ” : “بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ ی مهــــربانم!”
این ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد. از خدا بخواه و زیاد هم بخواه. خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست و به خواسته ات ایمان داشته باش!

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 218
  • 219
  • 220
  • ...
  • 221
  • ...
  • 222
  • 223
  • 224
  • ...
  • 225
  • ...
  • 226
  • 227
  • 228
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
آبان 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • متن و ترجمه صلوات شعبانیه
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مطامیر!
  •  عسگر یا عسکر
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان