نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
فجر‌آفرینانِ زن
توسط مهتاب in بدون موضوع

#تولیدی #به_قلم_خودم

#نقش #زنان #در #طلوع #فجر #انقلاب #اسلامی

زنان در نابودی ریشه‌های فساد و طغیان فرعونی و تاج و تخت چندین ساله، به تعبیر امام خود لقب «فرمانده نهضت» گرفته و خمینی کبیر! خود را «خدمتگزار» آنان نامید. چرا؟

هر جا حرکت و جهادی عملی در جامعه، از صدر اسلام تا به حال روی داده، یکی از ارکان اصلی آن اراده و عزم زنان بوده کما اینکه اولین زنی که در جوار کعبه به رسول خدا اقتدا کرد حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بود و چه بسیار زنانی که در میدان مبارزه عملی پیامبر اسلام را همراهی و حمایت کرده و قوت قلب مردان در صحنه جنگ با کفار بودند.

در رویارویی دو نظام استبداد و جمهوری اسلامی نیز، زنان به تعبیری از مردان هم پیش‌ قدم تر بودند و مشوق جوانان برای تحمل سختی‌های میدان مبارزه و تحمل رنج‌ها و ملامت‌ها.

اگر زنان برای به غنیمت گرفتن آزادی و امنیت، از سیطره قدرت‌های شیطانی شرق و غرب و طاغوت داخلی، که جز فساد و فقر و تبعیض و ظلم دست‌آوردی برای ملت مظلوم و ستم‌دیده نداشتند، با عزم جزم و صبر و استقامت و با اطاعت محض از امام خود‌، در کف میدان جهاد و بصیرت حضور و همراهی نداشتند شاید هرگز مسیر انقلاب، تا این حد پیروزمندانه و افتخار آفرین به نتیجه نمی‌رسید.

اگر زنان در جریان طلوع فجر عشق و آزادی و اتحاد ملی، مهیا و حاضرِ در صحنه و آگاه نبودند، دشمن به این زودی ها ننگ ذلت و فرار را به جان نمی‌خرید، و آزاد مردان و زنان مجاهدی که سالها زیر شکنجه و اسارتِ ظلم و بیداد استعماری، عمر خود را در تاریک‌ خانه های! خودکامگی مردان زن نما و زنان بی‌ حیا و عفتی سپری می‌نمودند که، سردمدار مافیای مواد افیونی و یا سلاح های کشنده و یا ابزار لهو‌ و لعب و لاابالی گری بوده و خودشان در این وادی متعفن، نوکران تام الاختیار اربابان انگلیسی و امریکایی بوده، و اموال عمومی را صرف خوش خدمتی و بی غیرتی ها و غارت اقتصادی و بذل و بخشش بی رویه خاک مقدس ایران عزیز نمودند.

زنان آمدند و با حضور روشنی بخش خود، چنان جریان عظیمی به راه انداختند که پایه‌های بنیاد زور و زر را در جهان کفر به لرزه انداخت و با تشویق فرزندان خود به جهاد و شهادت تا رسیدن به صبح ظفر و دمیدن طلوع فجر انقلاب اسلامی، لحظه‌ای از پای ننشستند و دست از همدلی و حمایت از امام خود برنداشته و پرچم پرافتخار ظلم ستیزی‌ را بر آسمان دلهای مشتاقانِ دین و ولایت، برافراشتند.

براستی زنان ایرانی تحت لوای قیام مردمی و دوشادوش همت مردان غیور و رهبری خردمندانه امامِ انقلاب، سرزمین اسلامی را از حضور مشمئز کننده کفار و بهائیت و اشرافی‌گری زدوده، و شعار آزادی در سایه استقلالِ جمهوری اسلامی را،به عنوان قانون بلافصل اعتقادی و التزام عملی، در سایه سار رهنمودهای اصلِ ولایت فقیه برای همیشه تاریخ، ثبت و ضبط نمودند.

درود و رضوان الهی بر شیر زنانی که در عرصه جهاد و ایثار و شهادت، لوای عفاف فاطمی و حیای زینبی را به عنوان اصلی‌ترین الگو و نماد زن مسلمان بر قاب دلهای زنان و مردان مومن حک نموده و نقش زن مسلمان انقلابی را تا ابد در انظار جهانیان به نمایش گذاردند.

«سلامٌ هیَ حتّی مَطلَع الْفَجر»

نظر دهید »
ضیافت
توسط مهتاب in بدون موضوع

#تولیدی
#به_قلم_خودم

#ضیافة #الله

از رسول الله هنگام ایراد خطبه شعبانیه سوال شد:
بهترینِ اعمال در ماه مبارک رمضان چیست؟ حضرت فرمودند:
پرهیز از محرمات و گناهان یعنی رعایت تقوای‌ الهی!

چگونه در این میهمانی خصوصی گناه نکنیم؟

دو دلیل ساده را یادآور می‌شویم که خودبخود موجب دوری و بی رغبتی نسبت به ارتکاب معاصی می‌شود.

یک دلیل آنکه این میهمانی، ضیافة الله است. در معنای ضیف! گفته‌اند آن نوع میهمانی است که آدمی با میل و رغبت وارد می‌شود و از طرفی، ما این ضیافت را به دلخواه خود برپا نکرده‌ایم بلکه بر اساس فضل و رحمت خاصه الهی، ما را بدین بزم‌ مقرّبانه فرا خوانده و جالبتر اینکه ما را به این میهمانی می‌بَرند. به عنوان مثال:
آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که به یک محفل خصوصی شما را دعوت کنند و بگویند نگران وسیله ایاب‌ و ذهاب نباشید خودمان شما را با قرب و منزلت و تشریفات خاص به مجلس میهمانی می‌بریم!
به نظر شما! آدم نزد چنین میزبانی به خود جرات خلاف ادب را می‌دهد؟ هرگز!
و
اما
دلیل دیگر اینکه، در این ماه شیاطین در غل و زنجیرند و بساط گناه برچیده شده البته برای کسی که همانطور که قبلاً گفتم: شخص با میل و رغبت و با توجه خالصانه وارد این ضیافت الهی شده و خود را میهمان خصوصی حضرت رب العالمین بداند که همه گونه نعمت را برای پذیرایی بنده محبوب و روزه‌دارش فراهم نموده.
روزه داری که نه تنها از خوردن و آشامیدن بلکه، از تناول هر میوه زقّومی مانند غیبت و افترا و نگاه حرام پرهیز کند و سعی کند تا هر چه بیشتر خود را به لباس تقوی و مغفرت بیاراید و کم‌ کاری های در طول سال را جبران کند.
و اینچنین ضیافتی است که لیلة القدرش اوج عروج قلب و دل بنده به سوی مولا و معبود خویش است.
و به تعبیر امام راحل اگر مردم سرّ لیلة القدر و سرّ نزول ملائکه در شب قدر را بدانند همه مشکلات آسان می‌شود.
چرا؟
شاید به این دلیل که مردم خود را در محضر مولای خویش می‌بینند و در شب قدر به این درک و فهم می‌رسند که دنیایی که صاحب و ناظر ندارد نه جای گناه و نافرمانی است و نه ظالمان، در آن جایگاهی دارند لذا قرآن کریم با قدرت و قوت فرموده:

«وَ نُریدُ أَن نَمنَّ علَی الَّذینَ اسْتُضْعِفوا فیِ الاَرْض وَ نَجْعَلَهُمُ ألأئِمَّة وَ نَجْعلَهُمُ الوارِثیٖن»

نظر دهید »
محمد
توسط مهتاب in بدون موضوع

در لبنان عالم محقق و بزرگواری بود به نام شیخ محمد جواد مغنیه که دانشمند پُر کار و دارای تألیفات فراوانی است می گوید:
وقتی برای مطالعه و تحقیق به مراکز علمی می رفتم، یک شاعر و ادیب مسیحی را می دیدم که به آنجا می آمد. چند روز گذشت او را ندیدم، پرسیدم کجاست؟ گفتند مریض شده در بیمارستان است.
با خودم گفتم: خوب است که به دیدنش بروم که هم عیادت باشد و هم یک تبلیغ عملی هم کرده باشم.
رفتم بیمارستان عیادتش، وقتی مرا دید گفت: آقا من فکر نمی کردم که عیادت کننده ای داشته باشم؛ آن هم مسلمان و عالم شیعه؛ خیلی خوشحال شد. سپس این قضیه را برایم گفت:
من مسیحی هستم، ولی پیامبر شما را خیلی دوست دارم. خدا به من یک پسر داده نام پیامبر شما را روی آن گذاشتم. این فرزند بزرگ شد، هفده، هجده ساله شد. به مرضی مبتلا گردید که پزشکان جوابش کردند و نا امید شدند و گفتند: دیگر فایده ندارد و می میرد!
اقوام مسیحی من می آمدند و کنار او می نشستند و منتظر مرگ او بودند. دیدم با خودشان زمزمه ای دارند. مطلبی به من گفتند که مریضی پسرم را تحت الشعاع قرار داد؛ و آن این بود که دیدم به یکدیگر می گویند: فلانی هر چه می کشد حقش است. چرا نام پیامبر مسلمانان را روی پسرش گذاشته است؟
وقتی این را شنیدم خیلی ناراحت شدم. از اتاق بیرون آمده رفتم در جای خلوتی و به پیامبر شما خطاب کردم: ای مرد بزرگ! درست است که من مسلمان نیستم؛ ولی تو را دوست داشتم که نام تو را بر وی گذاشتم. حال یک سؤال از شما دارم؛ آیا تو همان کسی نیستی که هزاران مریض را شفا داده ای؟ آیا این یک مریض را نمی توانی شفا بدهی؟
دقایقی نگذشت که به درون اتاق رفتم. ناگهان دیدم پسرم بلند شده و نشسته و می گوید: اینها برای چه جمع شده اند؟! من خوب شده ام، برای من نان و غذا بیاورید!

📗نکته ها از گفته ها
گزیده ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا

نظر دهید »
ماه عسل
توسط مهتاب in بدون موضوع

مادر شوهر بعد از اتمام ماه عسل با تبسم به عروسش گفت: تو توانستی در عرض سی روز پسرم را وادار به انجام نمازهایش در مسجد بکنی؛ کاری که من طی سی سال در انجام آن تلاش کردم و موفق نشدم….! عروس جواب داد: مادر داستان سنگ و گنج را شنیده‌ای؟ می‌گویند سنگ بزرگی راه رفت و آمد مردم را سد کرده بود، مردی تصمیم گرفت آن را بشکند و از سر راه بردارد. با پتکی سنگین نود و نه ضربه به پیکر سنگ وارد کرد و خسته شد.

مردی از راه رسید و گفت: تو خسته شده‌ای، بگذار من کمکت کنم. مرد تنها صدمین ضربه را وارد کرد و سنگ بزرگ شکست، اما ناگهان چیزی که انتظارش را نداشتند توجه هر دو را جلب کرد. طلای زیادی زیر سنگ بود…. مرد دوم که فقط یک ضربه زده بود؛ گفت: من پیدایش کردم، کار من بود، پس مال من است. مرد گفت: چه می‌گویی من نود و نه ضربه زدم دیگر چیزی نمانده بود که تو آمدی!

مشاجره بالا گرفت و بالاخره دعوای خویش را نزد قاضی بردند و ماجرا را برای قاضی تعریف کردند، مرد اول گفت: باید مقداری از طلا را به من بدهد، زیرا که من نود ونه ضربه زدم و سپس خسته شدم و دومی گفت: همه‌ی طلا مال من است، خودم ضربه زدم و سنگ را شکستم… قاضی گفت: نود و نه جزء آن طلا از آن مرد اول است، و تو که یک ضربه زدی یک جزء آن از آن توست. اگر او نود ونه ضربه را نمیزد، ضربه صدم نمی‌توانست به تنهایی سنگ را بشکند.

و تو مادر جان سی سال در گوش فرزند خواندی که نماز بخواند بدون خستگی و اکنون من فقط ضربه آخر را زدم…! 

نظر دهید »
معالجه
توسط مهتاب in بدون موضوع

مرحوم قطب الدّین راوندی، به نقل از حضرت باقرالعلوم علیه السلام حکایت می کند:
شخصی به نام ابو خالد کابلی مدت زمانی را خدمت گذاری امام سجّاد، حضرت زین العابدین علیه السلام نمود و چون به طول انجامید، جهت دیدار با مادر خویش از امام سجّاد علیه السلام اجازه خواست که راهی شهر شام گردد.
امام علیه السلام او را مخاطب قرار داد و فرمود: ای ابو خالد! فردا مردی از اهالی شام که معروف و ثروتمند می باشد به همراه‌ دخترش که دچار جنّ زدگی شده است، وارد مدینه خواهد شد.
پدر این دختر به دنبال کسی می گردد که دخترش را معالجه و درمان نماید؛ پس تو نزد او می روی و اظهار می داری که من دخترت را معالجه می کنم و مقدار ده هزار درهم می گیرم.
چون فردای آن روز فرا رسید، مرد شامی وارد مدینه شد، ابو خالد کابلی طبق دستور امام علیه السلام نزد وی آمد و گفت: چنانچه ده هزار درهم به من بدهی، دخترت را معالجه و درمان می نمایم.
پدر دختر هم قبول کرد و قول داد که چنانچه دخترش خوب و سالم شود، آن مقدار پول را بپردازد.
ابو خالد کابلی نزد امام سجّاد علیه السلام رفته و جریان را برای آن حضرت بازگو کرد.
پس حضرت به او فرمود: مرد شامی بی وفایی می کند و پول را به تو نمی دهد؛ ولی با این حال تو نزد دختر می روی و گوش چپ او را می گیری و می گویی: ای خبیث! علیّ بن الحسین می گوید: هر چه زودتر از بدن این دختر خارج شو و او را رها کن. ابو خالد کابلی نیز پیام حضرت را به انجام رسانید و سپس دختر از آن حال جن زدگی نجات یافت و بهبودی کامل خود را بازیافت.
اما همین که ابو خالد آن ده هزار درهم را مطالبه نمود، مرد شامی بدون پر اخت کمترین پولی او را از منزل خود بیرون کرد. پس از آن، ابو خالد نزد امام زین العابدین علیه السلام بازگشت و جریان را به طور مفصّل برای آن بزرگوار بازگو کرد.
حضرت در پاسخ فرمود: گفته بودم که مرد شامی حیله و نیرنگ دارد، و از پرداخت پول امتناع می ورزد، ولی بدان که دخترش دو مرتبه به همین زودی دچار جن زدگی خواهد شد و پدرش نزد تو می آید.
پس موقعی که مراجعه کرد به او بگو: چون به عهد خود وفا نکردی چنین شده است؛ اکنون باید همان مبلغ را تحویل علی بن الحسین، زین العابدین علیه السلام بدهی تا او را معالجه و درمان کنم و دیگر آن حالت جن زدگی باز نخواهد گشت.
بنابراین مرد شامی به ناچار، آن مبلغ را تحویل امام سجّاد علیه السلام داد؛ و ابو خالد نزد دختر آمد و همان سخن قبل را در گوش چپ دختر بازگو کرد و افزود: چنانچه بر گردی، تو را به آتش قهر خداوند متعال می سوزانم.
امام محمد باقر علیه السلام افزود: بدین ترتیب دختر به بهبودی کامل رسید و نجات یافت و چون با پدرش به سمت شهر شام رفتند، پدرم حضرت زین العابدین علیه السلام آن پولها را تحویل ابو خالد کابلی داد و به او اجازه داد تا جهت دیدار مادرش راهی شهر شام گردد.
1_ الخرائج و الجرائح: ج، 1 ص، 262 ح، 7
بحارالأنوار: ج، 46 ص، 31 ح، 24

حجت الاسلام و المسلمین عبدالله صالحی

 @Dastan55 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 122
  • 123
  • 124
  • ...
  • 125
  • ...
  • 126
  • 127
  • 128
  • ...
  • 129
  • ...
  • 130
  • 131
  • 132
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
آبان 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مطامیر!
  • خاطره شیرین رهبر انقلاب
  • دلم می خواهد هم بزنم!
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان