نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
ضربه فنی!
توسط مهتاب in بدون موضوع

ساکن عراق بود می‌گفت:
شنیدم که تومان ایران به پایین‌ترین سطح خود در برابر دلار سقوط کرده است. احساس شادی عجیبی کردم و به همسرم گفتم: “این یک فرصت بی‌نظیر است، می‌روم ارز تبدیل کنم تا در سفر آینده‌مان به ایران سود ببریم!”

به صرافی رسیدم، جایی که مملو از جمعیت بود. صرافی‌ای را که می‌شناختم صدا زدم و گفتم: “عجله کن برایم تبدیل کن، تومان ضربه فنی شد!” اما او با لبخندی آرام پاسخ داد: “بله، اما نوبتت را صبر کن!”

در حالی که منتظر نشسته بودم، مردی پنجاه‌ساله با سیمایی موقر و آرام در کنارم نشسته بود. او تسبیحی از خاک کربلا در دست داشت و چشمانش آرامشی عمیق را نشان می‌داد. ناگهان قطره اشکی بر گونه‌ی صافش جاری شد و با صدایی آرام اما پر از درد گفت:
“برادر، از حرفت دلم شکست.”

احساس شرمندگی کردم و با تردید پرسیدم: “چرا حاجی؟”

او با چشمانی که حکمت سال‌ها را در خود داشت به من نگاهی انداخت و پرسید: “آیا شیعه هستی؟”

سریع جواب دادم: “بله، قطعاً!”

سرش را با اندوه تکان داد و گفت: “به نظر می‌رسد که آن‌طور که باید، در زیارت عاشورا تأمل نکرده‌ای… چگونه می‌توانی از سقوط ارزش پول کشوری که پرچم‌دار تشیع است، خوشحال باشی؟ کشوری که مردمش بهای تحریم‌ها و دشمنی‌ها را به دلیل ایستادگی در برابر استکبار و ظلم می‌پردازند؟”

لحظه‌ای سکوت کردم، سپس پرسیدم: “این چه ارتباطی با زیارت عاشورا دارد؟”

او با اندوه لبخند زد و گفت: “مگر در زیارت امام حسین (ع) نمی‌گویی: (من با کسانی که با شما در صلح‌اند، در صلح هستم و با کسانی که با شما در جنگ‌اند، در جنگ هستم)؟ پس چگونه از ضعف اقتصادی کشوری که در کنار مستضعفان ایستاده، خوشحال می‌شوی؟ کشوری که خون فرزندانش در عراق، سوریه، یمن و فلسطین برای دفاع از عقیده و مقدسات جاری شده است؟ آیا خون فرمانده سلیمانی را فراموش کرده‌ای، کسی که جانش را فدا کرد تا سرزمین‌های ما مورد تجاوز قرار نگیرد و ناموسمان محفوظ بماند؟”

سکوتی سنگین بین همه حاکم شد، گویی کلماتش ما را از خواب غفلت بیدار کرده بود. سپس با صدایی پر از یقین ادامه داد:

“من فقط کالای ایرانی می‌خرم و از حمایت اقتصاد کشورهایی که به سوی سازش رفته‌اند، خودداری می‌کنم. زیرا هر درهمی که به آنها برسد، به گلوله‌ای تبدیل می‌شود که بر سر کودکان یمن، سوریه و عراق فرود می‌آید.”

سرم را پایین انداختم و از شادی‌ای که بی‌معنا بود، شرمنده شدم…

تومان سقوط نکرد، بلکه ما در آزمون سقوط کردیم، و تومان ما را شرمنده کرد!

#حسین_دارابی

نظر دهید »
یٰس
توسط مهتاب in بدون موضوع

فضیلت عجیب سه بار خواندن سوره یس در شب نیمه شعبان

آیت الله شیخ جعفر ناصری:

در روایت دارد که شب نیمه شعبان هر کسی سه سوره یس بخواند خدای متعال تا سال آینده او را در حفظ و حراست و نگهداری خودش بیمه می‌کند.
گویا برای سه حاجت مهم هم می‌توان خواند؛ چه خود انسان و چه خانواده انسان هر کدام می‌توانند بخوانند.

🔸 این عمل شب نیمه شعبان است.
برای گشایش کار، امنیت خود انسان و برای جهات کاری و جهات روحی، همچنین برای خانواده انسان، مفید است.

🔹 مرحوم آیت الله کشمیری قدس سره خیلی به خواندن سه سوره یس در شب نیمه شعبان سفارش می کردند.

نظر دهید »
اعمال شب نیمه شعبان
توسط مهتاب in بدون موضوع

 غسل/ خواندن صلوات این ماه در شب نیمه شعبان/ زیارت امام حسین(ع)/ احیاء/ دعای کمیل/بسیار صلوات فرستادن/ خواندن دعای اللهم کن لولیک/ نماز جعفر طیار

نظر دهید »
عمل زیبایی
توسط مهتاب in بدون موضوع

هر چند وقت یکبار، به مکانی می‌روم
که ورود آقایان ممنوع است.
در را که باز کردم. بوی رنگ، تمام فضا را گرفته بود. شلوغی و همهمه‌‌ای به‌پا بود.
با نیمچه لبخندی گفت:« عزیزم! یک ساعتی طول می‌کشه تا نوبت شما بشه»
روی صندلی نشستم تا نوبتم برسد. مکالمه دو خانوم نظرم را جلب کرد.
«همین دو روز پیش موهام رو رنگ زدم، از صبح زود اومدم نشستم تا غروب، بچه کوچیکم رو هم سپردم دست خواهرم. همین که به خونه رسیدم، تا همسرم چشمش به رنگ موهام افتاد اخمی کرد: خوشم نیومد، عوض کن. برای همین دوباره امروز اومدم. اما خودم خیلی از این رنگ خوشم اومد.»
با شنیدن حرف آن خانوم، به این فکر کردم. چه چیزی باعث میشود که یک زن، احساس خوبی نسبت به خودش نداشته باشد. چرا نمی‌تواند از علایق خودش پیروی کند؟ چه اتفاقی باعث می‌شود که پا روی دوست داشتن‌های خودش بگذارد چون همسرش دوست ندارد.
آیا شریک زندگی او نیز، از خواسته‌هایش به‌خاطر بقای زندگیشان میگذرد؟
با شنیدن صدای یک خانوم دیگر، از فکر بیرون امدم.
«فردا وقت عمل بینی دارم. این دومین باری میشه که عمل کردم. ولی همسرم از این مدل بینی خوشش نیامد.» به چهره‌اش نگاه کردم هزار و یک مدل عمل‌های زیبایی انجام داده بود. خیلی مشتاق بودم عکس قبل از عمل او را ببینم. انگار خدا صدای دلم را شنید. که فورا یکی از دوستانش که همراهش بود. عکسش را به من نشان داد و گفت:« ببینید این عکس قبل از عملش بود چقد خوشگل بود.» چهره معصومی داشت و بسیار دلنشین. اما این تغییرات روی صورتش باعث شده بود که معصومیت چهره‌اش کمرنگ شود.
این دو خانومی که من شنونده حرفشان بودم. از خودشان راضی بودند اما متاسفانه همسرانشان نه.
یاد یکی از دوستانم افتادم که بعد از زایمان، رژیم سختی گرفت. آن هم فقط به‌خاطر دو‌کیلو اضافه وزن، چون همسرش، دوست نداشت. بدون اینکه در نظر بگیرد. او الان خیلی ارزشمندتر از قبل است. چون فرزندشان را به دنیا آورده‌است.
نمی‌دانم؟ چه باعث میشود که سلایق یک مرد عوض شود؟ مگر نه اینکه روز اول با دیده باز همسرش را پسندیده است.
چرا یک زن آن طوری که هست خودش را دوست ندارد. چرا به این باور نمی‌رسد که من همین‌طور که هستم زیبا هستم. با تمام نقص‌هایم خودم را دوست دارم. چون خداوند خالق زیبایی‌هاست.

نویسنده:

شکیلا افکاری (مدرسه علمیه تخصصی سنندج)

#طلبه‌ـ‌نوشت

نظر دهید »
تقصیر شماست!
توسط مهتاب in بدون موضوع

در زمان دانش آموزی معلمی داشتیم به نام آقای سید مهدی موسوی که در آمریکا تحصیل کرده و تازه به وطن بازگشته بود و از همین روی، گاه و بیگاه خاطرات و تجربه‌هایی از سال‌های زندگی در ایالت اوهایو نقل می‌کرد و این گفته‌ها به اقتضای دوره نوجوانی به دقت در ذهن ما ثبت و ضبط می شد.

ایشان می‌گفت: یک روز در دانشگاه اعلام شد که در ترم آینده، مشاور اقتصادی رییس جمهوری سابق آمریکا -گمان می کنم ریچارد نیکسون - قرار است درسی را در این دانشگاه ارائه کند و حضور آن شخصیت نامدار و مشهور چنان اهمیتی داشت که همه دانشجویان برای شرکت در کلاس او صف بستند و ثبت نام کردند و اولین بار بود که من دیدم برای چیزی صف تشکیل شده است.

به دلیل کثرت دانشجویان، کلاس‌ها در آمفی تئاتر برگزار می‌شد و استاد که هر هفته با هواپیما از واشنگتن می‌آمد، دیگر فرصت آشنایی با یکایک دانشجویان را نداشت؛ اما گاهی به طور اتفاقی و بر حسب مورد نام و مشخصات برخی را می‌پرسید.

در یکی از همان جلسات نخست، به من خیره شد و چون از رنگ و روی من پیدا بود که شرقی هستم، از نام و زادگاهم پرسید و بعد برای این که معلومات خود را به رخ دانشجویان بکشد، قدری درباره شیعیان سخن گفت و البته در آن روزگار که کمتر کسی با اسلام علوی آشنا بود، همین اندازه هم اهمیت داشت، ولی در سخن خود قدری از علی علیه‌السلام با لحن نامهربانانه و نادرستی یاد کرد.

این موضوع بر من گران آمد و برای آگاه کردن او، ترجمه انگلیسی #نهج‌البلاغه را تهیه کردم و هفته‌های بعد، به منشی دفتر اساتید سپردم تا هدیه مرا به او برساند.

در جلسات بعد دیگر فرصت گفت‌وگویی پیش نیامد و من هم تصور می‌کردم که یا کتاب به دست او نرسیده و یا از کار من ناراحت شده و به همین دلیل، تقریبا موضوع را فراموش کردم.

روزی از روزهای آخر ترم، در کافه دانشگاه مشغول گفتگو با دوستانم بودم که نام من برای مراجعه به دفتر اساتید و ملاقات با همان شخصیت مهم و مشهور از بلندگو اعلام شد. با دلهره و نگرانی به دفتر اساتید رفتم و هنگامی که وارد اتاقش شدم، با دیدن ناراحتی و چهره درهم رفته‌اش، بیشتر ترسیدم.

با دیدن من روزنامه‌ای که در دست داشت به طرف من گرفت و گفت می‌بینی؟ نگاه کن! وقتی به تیتر درشت روزنامه نگاه کردم، خبر و تصویر دردناک خودسوزی یک جوان را در وسط خیابان دیدم.

او در حالی که با عصبانیت قدم می زد گفت: می‌دانی علت درماندگی و بیچارگی این جوانان آمریکایی چیست؟ بعد به جریانات اجتماعی رایج و فعال آن روزها مانند هیپی‌گری و موسیقی‌های اعتراضی و آسیب‌های اخلاقی اشاره کرد و سپس ادامه داد: همه اینها به خاطر تقصیر و کوتاهی شماست!

من با اضطراب سخن او را می‌شنیدم و با خود می‌گفتم: خدایا، چه چیزی در این کتاب دیده و خوانده که چنین برافروخته و آشفته است؟

او سپس از نهج‌البلاغه یاد کرد و گفت: از وقتی هدیه تو به دستم رسیده، در حال مطالعه آن هستم و مخصوصا فرمان علی‌بن‌ابیطالب، به مالک اشتر را کپی گرفته‌ام و هر روز می‌خوانم و عبارات آن را هنگام نوشیدن قهوه صبحانه، مرور می‌کنم تا جایی که همسرم کنجکاو شده و می‌پرسد: این چه چیزی است که این قدر تو را به خود مشغول کرده است؟

بعد هم شگفتی و اعجاب خود را بیان کرد و گفت: من معتقدم اگر امروز همه نخبگان سیاسی و حقوقدانان و مدیران جمع شوند تا نظام نامه‌ای برای اداره حکومت بنویسند، نمی‌توانند چنین منشوری را تدوین کنند که قرنها پیش نگاشته شده است!

دوباره به روزنامه روی میز اشاره کرد و گفت: می‌دانی درد امثال این جوان که زندگی‌شان به نابودی می‌رسد چیست؟ آنها نهج البلاغه را نمی‌شناسند!

آری، تقصیر شماست که علی را برای خود نگهداشته‌اید و پیام علی را به این جوانان نرسانده‌اید! دلیل آشوب و پریشانی در خیابانهای آمریکا، محرومیت این مردم از پیام جهان ساز و انسان پرور، نهج البلاغه است.

این داستان را در سن دوازده سالگی از معلم خود شنیدم، اما سالها بعد از آن وقتی که برای جشنواره باران غدیر در تهران میزبان مرحوم پروفسور دهرمندرنات نویسنده و شاعر برجسته هندی بودیم، چیزی گفت که حاضران در جلسه را به گریه آورد و مرا به آن خاطره دوران نوجوانی برد.

پیرمرد هندو در حالی که بغض کرده بود و قطرات اشک در چشمانش حلقه زده بود، از مظلومیت علی‌بن‌ابی‌طالب یاد کرد و با اشاره به مشکلات گوناگون اجتماعی در کشورهای مختلف جهان گفت: شما در معرفی امام علی و نهج‌البلاغه موفق نبوده‌اید! باید پیام‌های امام علی را چون سیم‌کشی برق و لوله‌کشی آب به دسترس یکایک انسانها در کشورها و جوامع مختلف رساند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 120
  • 121
  • 122
  • ...
  • 123
  • ...
  • 124
  • 125
  • 126
  • ...
  • 127
  • ...
  • 128
  • 129
  • 130
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مادر
  •  عسگر یا عسکر
  • مثلث انحراف
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان