چند ساعتی از اذان مغرب گذشته بود که، وارد صحرای عرفات شدیم. بیابانی وسیع و لم یزرع! یک کویر به تمام معنا! خدای من! در این چادر ساده و این زمین خاکی! قرار است به معرفت برسیم؟ مگر چه دارد؟ اصلا چرا اینجا میان برّ بیابان؟ این همه آدم از هر نسل و نژاد و این… بیشتر »