#تولیدی #به_قلم_خودم #خاطرات_یک_جهاد هنوز سه ماه دیگر به لحظه دیدار مانده است، پدر و مادر نقشههای زیادی برای آینده فرزندان خود کشیدهاند. روز تولد، انتخاب نام، نحوه تربیت و…. پدر و مادر با هم به نتیجه میرسند نام پسرشان را #محسن بگذارند، چه زیبا… بیشتر »
آرشیو برای: "فروردین 1399, 25"
#تولیدی #به_قلم_خودم #خاطرات_یک_جهاد چند ماهی میشد به بهانههای واهی و بیهوده، خانه و زندگی و سحر کوچولو و همسرش آقا مرتضی را رها کرده و به خانه پدری پناهنده شده بود. از عباس آقا و طاهره خانم، پدر و مادر زهره اصرار برای بازگشت و گذشت و از طرف او انکار… بیشتر »
#تولیدی #به_قلم_خودم #آزمون_نهایی بابا، نجمه را صدا زد و گفت: خواهش میکنم! به خاطر من! حرف سنگینی بود، برای رضایت پدر باید تَن به گذشتن از انتخابی میداد که نه اِشکال شرعی داشت و نه خلاف عرف بود. مگر رشته بانکداری چه ایرادی دارد که پدر با آن مخالفت… بیشتر »