سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا:
مردم آمریکا باید از خواب بیدار شوند و بفهمند دارند در مورد ایران دروغ به خوردشان میدهند، جنگ با ایران به نفع ما نیست و فقط حس ملی گرایی در دل مردم این کشور را افزایش میدهد…
|
|
سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا: مردم آمریکا باید از خواب بیدار شوند و بفهمند دارند در مورد ایران دروغ به خوردشان میدهند، جنگ با ایران به نفع ما نیست و فقط حس ملی گرایی در دل مردم این کشور را افزایش میدهد… هوش مصنوعی چقدر قشنگ لحظه شهادت شهید یحیی السنوار را شبیه سازی کرده: 29 اکتبر تولد بزرگمرد آزادی خواه جهان و مبارز تکرار نشدنی شهید یحیی سنوار هست ، سنوار یکی از بزرگترین اقدامات در تاریخ فلسطین و مبارزه با استعمار را انجام داد، فریاد آزادی خواهی را در گوشه گوشه جهان بلند کرد و پوچی تمدن پوشالی غرب را به همه نشان داد. مردی به تمام معنا که مرگی زیبا و ماندگار داشت. به همین مناسبت مرور میکنیم آخرین لحظات این قهرمان را تا در ذهنمان حک شود و جاودانه بماند 🔹 همه اسرار السِنِوار که از او برجای ماند 👇 1.گذرنامه منقضی شده فردی دیگر یعنی خیلی عادی و پنهانی، بین مردم بوده. 2.اسلحه ای که در دست یحیی سنوار پیدا شد، متعلق به سرهنگ “محمود خیرالدین"- دروزی- است که در خانیونس در جریان یک ماموریت اطلاعاتی کشته شد ( این اسلحه اساسا وجودش معنا دار است. بودنش در دست سنوار نماد شکست نظامی امنیتی اطلاعاتی اسراییل است.سلاح سنوار کهنه و چسب زده است و این خود معنایش مظلومیت و اما قدرت اراده ای است که پشت آن اسلحه آشکار است). 3.چسب برق مشکی رنگ، تا دور سلاح شکسته اش بپیچد که بتواند با آن بجنگد، (نماد مظلومیت حماس). 4.سیمی که بالای زخم دستش را با آن بسته که جلوی خون ریزی را بگیرد (تا پر امید و پر عزم جنگ را ادامه دهد). 5.جلیقه جنگی که خشابها را درش بگذارد، دو خشاب خالی، یک فشنگ باقی مانده (یعنی تا آخرین امکانش در میدان ماند). 6.آب نبات منتوس و آدامس اربیت، با طعم نعنا (یعنی وسط هیاهوی جنگ، طعم یک زندگی و حیات آرام و آسوده). 7.ساعت (تا مراقب و حاکم بر زمان باشد، تا به خود یادآوری کند نباید زمان از دست برود). 8.تسبیح (که با ذکر و یادخدا، وسط جنگ با دشمنی که به او نزدیک شده و اینگونه رشد کند. الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون) 9.چند برگ با عنوان “من الاذکار النبویه الیومیه” با عکس مسجدالاقصی و قدس. (ذکرهای روزانه نبوی را می خواند که متوجه باطن و روح روزها باشد. باطن و روح تاریخ آینده آن است؛ مسجد الاقصی). 10.کتابچه ای که روی آن نوشته “ادعیه نافعه للوالدین و الاموات و الابناء” با عکس کعبه و جمعیت حول آن (آری او اهل اتصال معنوی است به کل امت). 11.چراغ قوه ای کوچک (تا در تاریکی مادی، آقای فرمانده، با کمترین نور، راه را به دیگران نشان دهد). 12.بسته کوچک دستمال و ناخن گیر کوچک (یعنی زندگی که درش همه پلیدی ها حتی کثیفی های مادی را هم از خود دور کند). 13.پاکتی سفید که داخلش مقداری پول است (یعنی زندگی در غزه جاری است). 14.عطر. یک شیشه کوچک (بوی زندگی میدهد، زندگی بر محور علایق پیامبر اکرم ص به عنون الگوی سنوار) 15.سربندی که روی آن ذکر توحید نوشته شده، لااله الا الله یعنی زیر بار اراده هیچ خودخواه و مستکبری نمیروم، آزادم و بنده خدا. نویسنده: سمیه اکبرزاده (ام الحسین)_شبکه کوثرنت داشتم خونه رو مرتب می کردم، حسین گوشهی آشپزخونه نشسته و به نقطهای خیره شده بود.آنقدر غرق افکار خودش بود که هر چی صداش کردم، جواب نداد! رفتم جلوش و گفتم: حسین… حسین … کجایی مادر؟! وقتی شهیــــد شد و دفنش کردیم به حرفش رسیدم؛ ✍ به روایت مادر شهید منبع: کبوترانه پریدید… #شهید_محمدحسین_فهمیده رهبر انقلاب در تقریظ کتاب «ایستگاه خیابان روزولت»: به جنگ روایتها توجه لازم را نکردهایم؛ این کتاب پُرکننده یک خلأ رسانهای تبلیغاتی است تقریظ حضرت آیتالله خامنهای بر کتاب «ایستگاه خیابان روزوِلت»، صبح امروز (چهارشنبه ۹ آبان ۱۴۰۳) طی مراسمی در مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی با حضور نویسنده کتاب، کارشناسان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران و جمعی از فعالان حادثهی تسخیر لانهی جاسوسی آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، منتشر شد. متن تقریظ رهبر انقلاب اسلامی بر این کتاب به شرح زیر است: بسمهتعالی این، گزارشی متقن و پرفایده از یک حادثهی مهم در تاریخ انقلاب یعنی تسخیر لانهی جاسوسی در سال ۵۸ است. این کتاب پُرکنندهی یکی از خلأهای رسانهئی و تبلیغاتی ما است. ما به جنگ روایتها در پیکارهای جهانی توجه لازم را نکردهایم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسیاری از حوادث را وارونه نشان دادهاند. باید از نویسندهی این کتاب و تلاش ارزشمندش قدردانی شود بخاطر اقدام هشیارانهاش در این عرصهی مهم. نثر کتاب روان و رسا و تحقیق و تحلیلهای آن منطقی و صادقانه و قانعکننده است. نام انتخاب شده برای کتاب عالی است. مهر ماه ۱۴۰۳ «#ایستگاه_خیابان_روزولت» روایتی مستند از تسخیر سفارت آمریکا در تهران به قلم محمد محبوبی است که در ۶۰۸ صفحه توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی به چاپ رسیده است. استادی با شاگردش از باغى ميگذشت چشمشان به يک کفش کهنه افتاد. شاگرد گفت گمان ميکنم اين کفشهاي کارگرى است که در اين باغ کار ميکند . بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم …! استاد گفت چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم؛ بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين! مقدارى پول درون آن قرار بده شاگرد هم پذيرفت و بعد از قرار دادن پول ، مخفى شدند. کارگر براى تعويض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همينکه پا درون کفش گذاشت متوجه شيئى درون کفش شد و بعد از وارسى ، پول ها را ديد. با گريه فرياد زد : خدايا شکرت ! خدايی که هيچ وقت بندگانت را فراموش نميکنى . ميدانى که همسر مريض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رويی به نزد آنها باز گردم و همينطور اشک ميريخت. استاد به شاگردش گفت: هميشه سعى کن براى خوشحالى ات ببخشى نه بستانی!
@servat_quran . |
|
| کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان |