از رهبر عزیزمان پرسید:
مردچشمـشرا،از نامحرم ببندد،یازن
خودرابپوشاند؟!!
گفتـ:
کدامنمازواجباست،ظهریاعصر؟!
ای به قـربـون رهـبـرمــ✨
خدیجه فتاحی
|
|
از رهبر عزیزمان پرسید: ای به قـربـون رهـبـرمــ✨ مشغول کار منزل بودم؛حواسم از حامد پرت شد ؛یک دفعه از روی صندلی افتاد زمین و سرش غرق خون شد او را به دکتر رساندم؛سرش را پانسمان کردند خیلی می ترسیدم که مبادا یوسف با من دعوا کند و ناراحت شود و بگوید:” چرا مواظب بچه نبودی؟” وقتی آمد مثل همیشه سراغ حامد را گرفت گفتم: “خوابیده” بعد هم قضیه را برایش تعریف کردم فقط گوش داد آرام آرام لبش را گاز گرفت بعد گفت:"تقصیر من است که تو را با حامد تنها می گذارم چاره ای ندارم مرا ببخش.” وقتی این جملات را گفت، خیلی شرمنده شدم در همه برخوردهایش این عشق و محبت را به پای زندگی مان می ریخت همسر شهید یوسف کلاهدوز شهیدی که پای خروسها را به مبارزه باز کرد «یک روز ایشان را در بازار «سرشور» مشهد دیدم که با یک موتور گازی میآمد. موتور را که نگه داشت، دیدم چند خروس در عقب موتور خود دارد. از او درباره خروسها پرسیدم، جواب داد که این خروسها استثناییاند و تخم میگذارند!» چهاردهسال مخفی زندگی کرد؛ اما سالیان سال آشکارا تمجید شد. از نوجوانی خط مبارزه با طاغوت را در پیش گرفت و در همان جوانی مزدش را گرفت. برای مبارزه سرازپا نمیشناخت، تا جاییکه رهبر انقلاب درباره ایشان میفرمودند: «شهید شبها دیروقت به منزل ما میآمدند و با هم جلسه داشتیم و در مورد مسائل مختلف با هم صحبت میکردیم.» و تا پایان عمر از سفرها و خطرها باکی نداشت.
تلاشهای این شهید پرتلاش، تا جایی پیش رفت که امام را حل (ره) دربارهاش فرمودند: «همان شبی که این روحانی مبارز به شهادت رسید، خبر شهادتش را برای من تلگراف کردند و من بهشدت از این موضوع ناراحت شدم و غصه خوردم که ما محروم ماندیم از [این] نعمت بزرگ.» مخفی بود؛ اما دامنه مبارزاتش بسیار گسترده بود. ساواک بیش از چهاردهسال بهدنبال او میگشت، او نیز بهدنبال راه امام بود. ویژه بود، به همین دلیل در ساواک بخش ویژهای را بهدستگیری این شهید اختصاص داده بودند. برای خدا مبارزه کرد؛ پس برای خدا شهید شد. برای دستیگری او جایزههای سنگینی تعیین کرده بودند و سرانجام سبکبال جایزه شهادت را از خدا دریافت کرد.
جالبتر از قصه شهادت، نحوه افطارش قبل از شهادتش بود. او در ماه رمضان و نزدیکی غروب، مهمان دوستانش بود. در این هنگام و با شناسایی و شنودهای از پیش ساواک، اندرزگو را در همان منطقه محاصره کردند و در حالیکه راه فرار نمیدید، اسنادی را که در جیب داشت خورد، تا به دست ساواک نیفتد. در ماه رمضان به دنیا آمد و در ماه رمضان به شهادت رسید و اینگونه شد که همراه و همگام مولای متقیان علی علیهالسلام شد؛ همانند اسمش که علی بود. او هم درس خواند، هم کار کرد و هم مبارزه کرد و پس از آنکه سالهای سال دستگاه طاغوت را حیران و سرگردان کرده بود، سرانجام به درجه والای شهادت نائل شد. فرزند شهید اندرزگو، خاطره بازار سرشور را از زبان رهبر انقلاب شنیدهبود که در ادامه حضرت آقا فرمودند: «زنبیل را که کنار زدم، دیدم زیر پای خروسها پر از نارنجک و اسلحه است.»
#گعده امروز داشتیم یک دسته از دارو ها را جابجا می کردیم. مامان گفتند ببین روی این کرم ها چی نوشته بلند خواندم کرم ترک پا ، کرم ….، … دلم تکان خورد دیدم مامان زیر دست هایشان بی صدا گریه می کنند. #دلم برای رئیسی سوخت! کانال خبری شهدای ایران استاد علی صفایی حائری کارها به عهدهى کسانى است که در وقت کمتر، به شکل بهتر از عهدهى آن بر مىآیند. تقسیم بندى مشاغل با این اصل همراه است، در حالى که خود شغلها ملاک افتخار نیست و عمل ملاک ارزش نیست، مهم عاملهایى است که عمل را مىسازد و مهم نقشى است که در پس هر شغل پنهان است. تمامى درگیرىها و داد و فریادها، از اینجا برخاسته که ما ارزشها را فراموش کردهایم و براى شغلها عنوانى دیگر در نظر گرفتهایم و آن را ملاک افتخار مىشناسیم. خیال مىکنیم قضاوت، یا خیاطى،با بقالى با یکدیگر تفاوت دارند و در ارزشها دخالت دارند. بینش اسلامى، براى شغلها به اندازهى بینشها و به اندازهى نقشى که در پشت آن ایستاده ارزش قائل است. ارزش عمل؛ 📚 روابط متکامل زن و مرد، ص 30 |
|
| کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان |