نحوه برخورد با مردم مسلمان و غیر مسلمان یکی دیگر از صفحات پند آموز زندگی این مجاهد وارسته می باشد. فرزند یکی از دوستان امام موسی صدر که به دلیل سادات بودن، توسط ایشان با نام پسرعمو یاد می شده اند با اشاره به این ویژگی رهبر شیعیان لبنان، می گوید: “امام برای مقابله با زشتیها به تبلیغ زبانی اکتفا نمی کرد و حتی اگر می خواست مردم را از شراب خواری پرهیز دهد به شیوه اقناعی برخورد میکرد. مثلاً یک روز امام بین راه در جادهای در منطقه خیزران مقابل رستورانی می ایستد تا کمی استراحت کند، گویا از فضایی که در آنجا حاکم بوده، احساس می کند که زمینه برای یک کار اقناعی فراهم است، لذا به اتفاق همراهان وارد رستوران می شود و گوشه ای می نشیند و به صاحب رستوران می گوید کمی شراب و یا یکی از انواع مشروبات الکلی را برای من بیاورید. افراد از این خواسته امام تعجب میکنند توجه همه جلب میشود. امام تأکید میکند که درست شنیده اید آنچه را گفتم بیاورید. کافه دار لیوانی شراب نزد امام می آورد. سپس امام از او می خواهد که یک جگر گوسفند هم بیاورد. بلافاصله سفارش ایشان انجام می شود. امام قطعه ای از جگر را برش زده و روی آن شراب می ریزد، پس از لحظاتی تغییرات جدی در ظاهر جگر ایجاد می شود. در اینجا امام خطاب به حاضران می گوید ببینید شراب با این جگر چه کرد؟ همین اتفاق برای جگر کسانی که این نوع مشروبات را استفاده می کنند، می افتد. آیا منطقی است که همچنان به نوشیدن آن اصرار داشته باشید؟”
#تولیدی #به_قلمـخودم
زمان امامت امام هادی(علیه السلام) به دلیل ظلم و زور خاندان فاسد و ظالم عباسی، و نیز به دلیل شبههافکنیهای بسیار و تشکیل گروههایی مغایر با قوانین شرعی و اسلامی، شرایط مساعدی برای ترویج تعالیم دینی برای امام فراهم نبود.
و ایشان مخفیانه و به دور از چشم والیان بنی عباسی، به وسیله یاران مورد اعتماد خود مثل عبدالعظیم حسنی، به تبلیغ و ارشاد شیعیان همت گماردند و طبق روایات، بخش عمدهای از محبان و یاران شیعی امام دهم در شهر قم متمرکز بودند که در اصل، سفیران حضرت در گسترش و تبیین معارف و تعالیم شیعی بودند.
وجود شرایط خاص امنیتی و محدود نمودن ایشان در نشر فرهنگ اسلامی، باعث شد امام با بصیرتی بینظیر راه حل های مناسبی را برای انجام این امر خطیر برگزینند!
و آن تعلیم شیعیان در قالب دعا و زیارات بود که زیارت جامعه کبیره یکی از مهمترین آنهاست که شناسنامه کامل زندگی و خط مشی رسول خدا و نهایتا چهارده معصوم (سلام الله علیهم و آلهما) است که، سرشار از پیامهای معنوی و دستورات الهام بخش دینی با تمسک به معرفی الگوهای عملی دین اسلام است که:
هر کلامش اعجازی پر بهره و راهکاری عملی و کاربردی برای شیعیان و مسلمانان است.
از دیگر برکات حاصله از زندگی آن حضرت، زیارت غدیر است که به معرفی حقانیت مولای متقیان و تبیین مکارم علوی میپردازد.
و بدانیم که ادعیه و زیارات، صرفا چند کلمه و جمله عادی نبوده بلکه، دستور العمل جامع و کاملی برای زندگی سعادت مندانه دنیوی، و نقشه راه کاملی برای سرافرازی و هجرتی با شکوه مانند شهدا «به عنوان آخرین پلههای زندگی» «پس از سالها مجاهدت» و ایثار است.
بیاییم! دلهایمان را به «جامعه» و «غدیر» گره بزنیم بلکه هزاران گره ناگشوده را، با توسل به دامان پر مِهر و سخاوت امامی که هادی دلهای همه عشاق است، بازگشاییم!
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ …
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فرمود:
«على و فاطمة علیهما السلام بحران عمیقان، لا یبغى احدهما على صاحبه، یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ، الحسن و الحسین علیهما السلام»
على و فاطمه علیهما السلام دو دریاى عمیقاند که هیچیک بر دیگر بغی نمىکند و از این دو دریا، لؤلؤ و مرجانى چون حسن و حسین علیهما السلام خارج مىشود.
📚 تفسیر الصافی، جلد 5، صفحه 109
بر اوج محبت علی اوجی نیست
در بحر، بجز کرامتش موجی نیست
در کل ممالک و مذاهب به جهان
مانند علی و فاطمه زوجی نیست 💐 🌸
برخورد حضرت آقا با کسی که یک نفر را لعنت کرد
آیتالله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنهای، دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
در سطح کلان نیز آقا رفتارهایی دارند که ریشه در همین ویژگیها، یعنی صفای باطن و بزرگمنشی دارد. گاهی برخی افراد برخوردهای بسیار بدی با آقا داشتند، امّا ایشان طلب مغفرت حتّی برای آنها را فراموش نمیکنند.
یک بار فردی در خدمت ایشان با تندی گفت خدا لعنت کند فلانی را! منظور هم کسی بود که خیلی بدی کرده بود و بهاصطلاح شمشیر را نه که از رو بسته بود، از غلاف هم درآورده و حمله هم کرده بود و ضربه هم زده بود و این ضربه هم اصابت کرده بود که آقا دربارهی کار اینها در جلسهای عمومی در همین حسینیّه به مردم گفتند که خدا خودش این مسئله را حل کرد و مانند مرحوم امام که آزادی خرّمشهر را مستقیماً به خدا نسبت دادند، حضرت آقا هم حلّ این ماجرا را مستقیماً به خدا نسبت دادند.
آقا به ایشان گفتند من تابهحال اینگونه افراد را نه لعنت کردهام، نه مرگشان را از خدا خواستهام. این موضوع به نظر من عجیب بود و نشان میدهد که انسان باید یک سرمایهی درونی داشته باشد تا به اتّکاء آن، اینطور حلم و سعهی صدر به خرج دهد.
📜 برگی از سیره آقا
روزی فرشتهای به صورت انسان نزد نمرود آمد و او را به یکتاپرستی دعوت کرد. فرشته به نمرود هشدار داد که با خدای یکتا در ستیز نباشد و از عذاب الهی بترسد، زیرا فرمانروایی و سپاه خدا از پادشاهی و سپاه او بسی عظیمتر است و اگر اراده کند، او را به وسیله ضعیفترین مخلوقاتش هلاک خواهد کرد.
نمرود که خود را بینیاز از هر کسی میدانست، این هشدار را نادیده گرفت و سپاه خدا را به جنگ طلبید. فرشته به او سه روز مهلت داد تا سپاهش را جمع کند. پس از سه روز، به فرمان الهی، پشهها بر سپاه نمرود تاختند و آنان را چنان نیش زدند که سپاهیانش پراکنده شدند.
پس از مدتی، همان فرشته بار دیگر نمرود را به یاد شکست سپاهش انداخت و دوباره او را به ایمان به خدا توصیه کرد و از هلاک شدنش تهدید نمود. اما نمرود باز هم عناد ورزید. در این هنگام، خداوند پشهای را مأمور کرد تا از راه بینی وارد سر نمرود شود و مغز او را بخورد. شدت درد نمرود به حدی بود که اطرافیانش برای آرام کردن او، بر سرش میکوبیدند و این درد تا چهل سال ادامه یافت تا اینکه نمرود از دنیا رفت.(1)
پ.ن:حوادث الایام،آیت الله مرعشی،ص21
#رها_نویسی
✍مریم قپانوری
#مرقومات_جنگی