لحظاتی دست پدر را رها کردم به بهانه اینکه علامه دهرم و راه را بَلدم! وارد کوچهای تنگ و تاریک شدم، هیچ چراغی روشن نبود! من کجا بودم؟ اینجا که محله ما نیست. نصیحت مادر بزرگ به یادم آمد: «ببین دخترم! حتی اگر صد ساله هم بشوی باز هم از پدرت جدا… بیشتر »