مال ما عین عین این بود؛هییییی یادش بهخیر…
چه شب و روزایی که باهاش گذروندیم
اون موقعها روی موج افام،تلویزیون رو هم میگرفت!وقتایی که تلویزیون مبله سیاه و سفید چوبیمون یکی از لامپاش میسوخت،هفتهها همدممون بود🥴
یادمه چون حاج بابا با تأثیرپذیری از یکی از منبرهای مرحوم فلسفی اجازه تماشای فوتبال رو بهمون نمیدادند -حرفشون این بود که وقتتون رو تلف نکنید و برید بازیش رو بکنید- به همین خاطر یواشکی بازی ایران و آمریکا و گل حمید استیلی ۱۹۹۸ رو با این جناب دنبال کردم!😁
مثلاً وقتایی که همه خواب بودن؛فضولیم گل میکرد برای گرفتن رادیوهای اونور آبی…🙈
وقتایی که شیفت صبح بودیم صدا و موسیقی خاص و شاید دلهرهآور برنامه«تقویم تاریخ»باهاش خاطره شد
…چقدر صحبتای حضرت آقا رو تو دهه هفتاد باهاش ضبط کردم و هی گوش میدادم و حتی با دقت به زیر و بم صدای ایشون حفظ میکردم😍
نوار«مدینه شهر پیغمبر»حاج منصور،«تو طبیب دل بیمار منی»حسن خلج،«اگر آن ماه نمونه»محمد طاهری و…👌
یا«نیلوفرانه»و«شور عشق»افتخاری
حتی نوارهای کودکانه«قصه گلها»،«اتل، متل»،«علیمردان خان»و…🥳
خدا مادراتون رو حفظ کنه،مادرم هنوز که هنوزه با این رفیق قدیمی،همراهه و هنوز در حالی که رو طاقچه گوشه اتاق،غریبانه کز کرده خاطرات تلخ و شیرین اون روزا رو به رخمون میکشه
خب راستش،این رادیوضبط قدیمی و چیزایی که این روزا بهش نوستالژی میگیم،فقط خاطره نیستن… یه جور ردّ پای زندگیان؛چیزایی که یه تکه از ما رو ساخت
و شاید همین کافی باشه که بدونیم بچههامون هم یه تکه از خودشون رو -خوب یا بد- همین حوالی پیدا میکنند!
✍روحالله متوسل