نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
  • « نگهش دار!
  • توفیق »
حکایت
نوشته شده توسط مهتاب در 7 آذر 1403 in بدون موضوع

گویند روی درب قصر شاه، لڪه سیاهے افتاده بود. خادمین دربار نتوانستد لڪه را از بین ببرند 

تا اینکه مرد فقیری از موضوع مطلع شد  گفت من مے دانم چرا درب قصر سیاه شده است 

مرد فقیر را به قصر بردند او به پادشاه گفت داخل درب قصر،ڪِرمے لانه دارد ڪه مشغول خوردن  آن است!

پادشاه به او خندید وگفت: مردک !مگر مے شود داخل درب، ڪرم زندگے ڪند؟ 

مرد گفت من یقین دارم که چنین است

پادشاه گفت بسیار خوب!

دستور مے دهم درب را بشڪنند اگر ڪرمے نباشد، گردنت را مے زنم

مرد پذیرفت

چون درب را شڪافتند دیدند ڪِرمے زیر قسمت سیاهے لڪه رنگ وجود دارد.

 پاسخ او شاه را خوش آمد و دستور داد مرد فقیر را به آشپزخانه برده مقدارے از پس مانده غذاها به او بدهند!

روز بعد شاه سوار بر اسبش از کنار مرد  رد می شد به او  گفت این بهترین اسب من است، نظر تو چیست؟ 

مرد فقیر گفت شاید در سرعت بهترین باشد ولے ایرادے نیز دارد پادشاه سوال ڪرد اے مرد بگو ببینم چه ایرادے دارد؟ 

گفت: این اسب حتی در اوج دویدن هم ڪه باشد اگر رودخانه اے ببیند به درون آب مے پردپادشاه باورش نشد!

براے اثبات ادعاے او، سوار بر اسب از ڪنار رودخانه گذشت 

ناگهان اسب با دیدن رودخانه، سریعا خودش را درون آب انداخت

پادشاه از دانایے مرد فقیر متعجب شد و 

دستور داد ڪه مجدداً به عنوان پاداش از پس مانده غذاها به مرد فقیر  بدهند. 

روز بعد خواست تا او را بیاورند

وقتے فقیر را نزد پادشاه آوردند ؛ از او پرسید: 

مردک بگو دیگر چه مے دانے؟ 

مرد ڪه به شدت ترسیده بود گفت:

مے دانم ڪه تو شاهزاده نیستی!!

پادشاه به خشم آمد و او را به زندان افڪند 

ولے چون دو مورد قبل را درست جواب داده بود 

در پے ڪشف واقعیت نزد مادر شتافت و گفت:راستش را بگو من ڪیم این درست است ڪه شاهزاده نیستم؟!

مادر بعد از ڪمے طفره رفتن گفت:حقیقت دارد پسرم! من و شاه از داشتن بچه بے بهره بودیم 

و از به تخت نشستن برادرزاده هاے شاه هراس داشتیم؛ 

وقتے یڪے از خادمان دربار تو را به دنیا آورد، تو را از او گرفتیم و گفتیم ما بچه دار شده ایم

بدین صورت پادشاه از راز شاهزاده نبودن خود باخبر شد !!

پادشاه بار دیگر مرد فقیر را خواست و از سِرّ داناییش پرسید…..

مرد فقیر گفت: علت سیاهے درب را از آنجایے فهمیدم ڪه تا چیزے از درون خراب نشود از بیرون تباه نمے شود! 

علاقه اسب به آب را از پشمی بودن پاهایش فهمیدم. یحتمل در دوران ڪُره گی در چراگاه از شیر گاومیشے تغذیه ڪرده لذا بخاطر ناثیر آن شیر به آب تنے علاقمند است.

پادشاه پرسید :

اما"""اصالت"""  مرا چگونه فهمیدی؟!

فقیر گفت:

من پاسخ دو سئوال مهم زندگیتان را دادم

ولے تو به جاے پاداش مناسب، غذاے پسمانده به من دادے 

چون این ڪار تو را دور از ڪرامت یک شاهزاده دیدم 

فهمیدم تو شاهزاده نیستی

✓یادمان باشد بنیادی ترین “"خصایص ما انسان ها  ذاتی"” است 

هیچگاه آدم های ڪوچک با قرار گرفتن در جایگاه بزرگ، بزرگ نمے شوند همچنان که بزرگ زادگان در مقام کوچک، ڪوچک نمے شوند

  

نه هرگرسنه اے، فقیراست

                     و نه هر بزرگے، بزرگوار

✓مهم “"اصالت"” و “"ریشه""” آدماست 

و اینڪه 

در چه مڪتب و مسلڪے و در چگونه محیطے تربیت یافته اند!!

من از روییدن خار سر دیوار دانستم

که ناکس، کس نمیگردد از این بالا نشستنها

من از افتادن نرگس به روی خاک دانستم

که کس، ناکس نمیگردد از این افتان و خیزانها

صائب تبریزی

خواندنی ترین حکایتهای قدیمی 


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • نماز باران حضرت موسی علیه السلام
  •  مظلومیت یعنی چه؟
  • دختر پنجاه ساله
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان