خاطراتی از دانشمند شهید دکتر مجید شهریاری
🔸 همیشه میگفت اگر میخواهی چیزی را خوب یاد بگیری، به دیگران یادش بده. خودش واقعا اینطور بود. بههیچوجه در انتقال آنچه که بلد بود، بُخل و حسد نداشت. مرتب کارگاه آموزشی میگذاشت و از همین طریق نیروهای بسیاری تربیت کرد. پشت در اتاق دکتر همیشه تعدادی دانشجو ایستاده بودند؛ از همۀ دانشگاهها میآمدند و درباره مسائل مختلف علمی با دکتر صحبت میکردند. دکتر هم با روی گشاده از همه استقبال میکرد و بین دانشجویان فرق نمیگذاشت.
🔹 برای پاسخ به سؤالات دانشجوها، بدون منّت، وقت زیادی میگذاشت و معتقد بود که همین یاد دادنهاست که به دانش او برکت میدهد. یکی از شاگردانش تعریف میکرد که: «سؤالی از او پرسیدم و از من خواست که اجازه بدهم فکر بکند؛ دو هفته روی آن سؤال وقت گذاشت تا یک جواب دقیق و کامل به من بدهد.»
🔸 زمانی که استادتمام شد، دانشجویانش مراسم گرفتند. در بخشی از صحبت کوتاهش در آن مراسم گفت: «اگر در این مدت ثمرۀ علمیای بوده و کاری بوده، واقعا باید بگم که تکتک دوستان و همکاران و هم خود شما دانشجویان در آن نقش داشتید. به هر حال برای جواب دادن به سؤال شما بوده که ما کاری کردهایم و به نتیجهای رسیدهایم.» بسیار فروتن بود.
🔹 بعضی وقتها دانشجویانش میآمدند و در مورد افراد دیگر اعتراض میکردند؛ مثلاً میگفتند که فلان کس یا فلان گروه از زحمت ما استفاده میکنند تا برای خودشان اسمورسمی دستوپا کنند. دکتر در مواجهه با چنین مواردی همیشه میگفت: «سعی کنید مثل شیر باشید که شما شکار بکنید و دیگران از شکار شما ارتزاق بکنند.»
✍ برگرفته از کتاب «شهید علم»