نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
ابهام
توسط مهتاب in بدون موضوع

​​#تولیدی

#به_قلم_خودم 

#شکافنده #علوم #یعنی #چه 

شکافنده علوم! امامی که در سن کودکی در حادثه کربلا حضور دارد، به جایی می‌رسد که پیشوای پنجم شیعیان می‌شود و شکافنده علوم!

یعنی چه؟ مگر همه علوم توسط رسول خدا و مولای متقیان بیان و تفسیر نشده بود اما چرا این لقب به هفتمین معصوم تعلق گرفت؟

امیر مومنان بعد از رسول خدا به تعبیری، تا رسالت خود را در گردآوری علوم قرآنی که میراث نبوت بود، به اتمام نرسانید به هیچ کاری روی نیاورد اما:

بنی امیه که در دشمنی با اهل بیت معروف بودند و زخم خورده عدالت علوی و علم نبوی! با هجمه همه جانبه به ارکان دینی و اعتقادی و فرهنگی جامعه اسلامی، وضع را به جایی رساندند که کار ائمه بیشتر به سمت جهادِ همراه با صبر و صلح تحمیلی و نهایتا حادثه عاشورا کشیده شد و در این مدت، اصلی‌ترین هدف دشمن، ایجاد فاصله بین مردم و تعالیم اسلام ناب بود و در این مدت، با تمام توان به ایجاد شبهه پیرامون مسائل مذهبی پرداخته و از همه نوکران خود برای ایجاد فتنه و رواج لهو و لعب در جامعه استفاده نمودند تا شاید به زعم خود، چراغ روشن هدایت را خاموش کنند و چند روزی بیشتر با طمع ورزی و فساد، به زور و زراندوزی خود ادامه دهند.

پس از جریان مهم کربلا، دشمن که بیداری مردم را در سایه نهضت عاشورا و نقش موثر امر به معروف و نهی از منکر سیدالشهدا و یاران شهیدش دید، عرصه را بر امام چهارم تنگ کرد و بشدت ایشان را تحت نظر داشت و با زندانی کردن ایشان و ایجاد فاصله بین مردم و امام‌شان، اوضاع را طوری ترتیب داد که مردم به علوم اسلامی دسترسی نداشته باشند.

اما در زمان امام پنجم که پایان دوره منحوس و ظالمانه بنی‌امیه و روی کار آمدن بنی عباس بود لذا، حکومت‌ها سرگرم جدال بر سر قدرت بود و محیط فرهنگی جامعه تا حدودی از ظلم اغیار و نظارت دائمی خائنان اموی، آزاد شد و این امر مقارن شد با آغاز امامت امام محمد باقر (سلام الله علیه) و ایشان شدند شکافنده علوم!

این لقب بدین سبب بود که امام پس از سالها جدایی مردم از آموزه‌ها و معارف دینی. شروع کردند به زدودن ابهامات و شبهاتی که در دستگاه معاند بنی‌امیه مانند تار عنکبوتی دور علوم ناب اسلامی، پیچیده شده و حق و باطل آنچنان در هم آمیخته شده بود که تفکیک آن، جز از امام معصوم برنمی‌آمد لذا:

کار اصلی امام زدودن ابهامات از چهره دین و نشان دادن ماهیت واقعی اسلام به شیعیان بود و در اصل، امام با رشادتی بی‌نظیر پرده‌های شبهه و خرافات را از اطراف و اکناف محتوای روشن و شفاف دین زدودند و در واقع با شکافتن این پرده‌های وهم آلود، ماهیت خورشید تابان دین واقعی را در عرصه جهان تا انتهای تاریخ به نمایش گذاشتند و با این اقدام عظیم و حیات بخش، زمینه را برای رواج فقه جعفری که موسس و بنیان‌ گذار مکتب تشیع نام گرفت، فراهم نمود.

و

در راستای حماسه حسینی، بار دیگر زمینه ظهور دین رسول الله را برای همه دوران‌ها، عملا فراهم ساخت و سالها نقشه شوم بنی‌امیه برای حذف دین از جامعه را، خنثی نمود.

نظر دهید »
پنجاه
توسط مهتاب in بدون موضوع

​چند روزی‌ست که پا به ۵۰ سالگی گذاشته‌ام… و هنوز مجردم؛ چیزی که هرگز فکرش را هم نمی‌کردم.

نه اینکه زشت باشم یا موقعیت اجتماعی نداشته باشم، نه…

فقط در جوانی، در انتخاب همسر دچار وسواس شدم.

در فامیل مرا دختری می‌دانستند که منتظر مردی با اسب سفید بود. چند خواستگار داشتم، حتی از بین فامیل، ولی ردشان کردم؛ و هنوز هم که هنوزه، بزرگ‌ترهای فامیل سرزنشم می‌کنند.

اولین خواستگارم در ۱۹ سالگی، پسرعمویم بود؛ کارمند یک داروخانه، با درآمدی معمولی. خودش و خانواده‌اش به من علاقه داشتند، اما به‌نظرم بچه بود؛ فقط ۵ ماه از من بزرگ‌تر، ولی احساس می‌کردم نمی‌تواند تکیه‌گاهم باشد. همین شد که او را رد کردم… و بعدش، رابطه‌ام با خانواده عمویم هم سرد شد.

در همان سال، ۶-۷ خواستگار دیگر هم داشتم. ولی من با ذهنی پر از ایده‌آل‌گرایی، همه را رد می‌کردم. می‌گفتم: نباید اشتباه خواهرم را تکرار کنم؛ او در ۱۷ سالگی ازدواج کرد، و در کمتر از ۶ سال، صاحب ۴ فرزند شد. از زندگی‌اش لذتی نبرد. من تصمیم گرفته بودم درس بخوانم، پیشرفت کنم و فقط در صورت پیدا شدنِ یک مورد واقعاً خوب، ازدواج کنم.

کم‌کم معلم شدم و کارم برایم از هر چیزی مهم‌تر شد. در ۲۵ سالگی فکر می‌کردم در اوج جوانی هستم. خواستگار داشتم، اما سطح سواد و موقعیت اجتماعی آن‌ها به نظرم پایین‌تر از خودم بود؛ ردشان می‌کردم.

تا قبل از ۳۰ سالگی، تقریباً هر دو ماه یک‌بار خواستگاری به خانه‌مان می‌آمد. اما از یک‌جایی به بعد، خجالت کشیدم. به مادرم گفتم: «تا وقتی کسی به دلم ننشسته و شناخت کافی از او ندارم، نگذار بیاید. مگر خانه‌مان نمایشگاه است که هر کسی بیاید و برود؟»

از آن به بعد، حضور خواستگار در خانه‌مان کمرنگ شد. سنم بالا رفت و من حاضر نبودم ریسک کنم. باور داشتم بعد از ۳۰ سالگی، دیگر نباید سختی بکشم؛ زندگی باید راحت و در شأنم باشد.

بزرگ‌ترها هم می‌گفتند: «هر چه بیشتر صبر کنی، خواستگاران بهتری می‌آیند.» اما حقیقت این بود که خواستگارانی که خانه و ماشین نداشتند، دیگر برایم گزینه نبودند. تحمل زندگی در خانه اجاره‌ای یا سوار اتوبوس شدن را نداشتم.

اما واقعیت تلخ این بود که خواستگارها دیگر اکثراً مجرد نبودند. یا همسرشان را از دست داده بودند یا طلاق گرفته بودند. من هم حاضر نبودم با مردی که قبلاً زندگی مشترک داشته، ازدواج کنم.

در ذهنم هنوز دنبال شاهزاده‌ای با اسب سفید می‌گشتم… اما زمان گذشته بود.

تا اینکه ۴۰ ساله شدم. خواستگارها خیلی کم شدند؛ هر شش ماه، یکی می‌آمد. ولی تقریباً همه بچه‌دار بودند.

فشار خانواده بیشتر می‌شد و من ناامیدتر. آخرین خواستگارم، پیرمرد ۶۵ ساله‌ای بود که داماد، عروس و نوه داشت! تا دو شبانه‌روز گریه کردم…

تازه فهمیدم چقدر فرصت‌های خوبی را از دست داده‌ام. چرا همکار خوبم را فقط به‌خاطر چند سال تفاوت سنی رد کردم؟

در ۴۵ سالگی تصمیم گرفتم منطقی‌تر باشم. حاضر بودم با مردی ازدواج کنم که همسرش را از دست داده، اما بدون فرزند باشد. ولی انگار چنین موردی اصلاً وجود نداشت. اگر هم بود، چهره‌اش برایم دلنشین نبود.

و حالا، در ۵۰ سالگی…

نه حس همسر شدن برایم مانده، نه امیدی برای مادر شدن.

خواهرم با نوه‌هایش بازی می‌کند و من هنوز اندر خم یک کوچه‌ام…

منتظر خواستگاری که شاید هیچ‌وقت نیاید.

و حسرت روزهایی را می‌خورم که هیچ‌وقت تکرار نمی‌شوند…😔😔

نظر دهید »
طنز
توسط مهتاب in بدون موضوع

​#تولیدی

#به_قلم_خودم 

#زنگ‌ـ‌انشا

نمی‌دانم چطور شد که در عرض بیست و چهار ساعت! جای خورشید و زمین عوض شد و آسمان پائین آمد و زمین، معلق ماند و دمای هوا شد یک قضیه مثل کرونا و عالم و آدم هم برای توجیهش دست به یکی شدند که:

بله!

کره زمین گرمتر شده و خورشید داغ‌تر! و اگر ذره‌ای نافرمانی کنیم چه بسا دمای سیارات و ستاره‌ها و اصلا خودِ خودِ کهکشان شیری مثل کوه آتشفشان فوران کند و دیر یا زود همه را جزغاله کند.

تا آنجایی که یادم هست از کلاس اول مهد کودک!!! به ما می‌گفتند کره زمین گرم شده و شعله خورشید را بالا کشیده‌اند اما:

سالها می‌گذرد و با اندک تغییراتی، نه ما دود شدیم و نه زمین زیر و رو شد و نه جنبندگان دیگر کبابی شدند! البته:

تغییرات طبیعی جَوّی را منکر نیستیم آنهم در طول نزدیک به نیم قرن نه در عرض یک شبانه روز.

چطور شد سه سال!؟ نه آب و نه برق هیچکدام، مگر به طور اتفاقی در همین هوای دقیقا مثل امسال و شاید هم گرمتر! قطع نشد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد! من خودم بارها از پشت بام خانه، خورشید را با فضاپیماهای دقیق! بررسی و رصد کردم طوری که با خشم نگاهی به من انداخت و گفت:

مگر

جن دیده‌ای دختر! من همانم که بودم، می‌بینی که! حالا اگر مثلا هر هزار سال یه ذره کم و زیاد شوم به تو یکی! کاری ندارم برو پی کارت.

و

ما مجبور شدیم این همه سخت افزار و نرم افزار را از بلندی بام به زیر آوریم و به زندگی عادی خودمان ادامه دهیم.

اما امسال از ترس اینکه مبادا سیارات عصبانی شوند و به هم بریزند، جرأت نکردیم پشت بام برویم و یواشکی پرده اتاق را کنار زدیم و مشاهده فرمودیم که:

«همه چی آرومه من چقدر خوشبختم!!؟» 

و

اینطور شد که تصمیم گرفتیم اگر اعلام کردند که:

خورشید هم مثل کرونا تا قلب یخچال‌تان هم نفوذ کرده، دَم نزنیم و خیال پردازی کنیم که هر چه باشد آنها ده، بیست، سی، پیراهن بیشتر از بقیه دریده‌اند، ببخشید پوشیده‌اند و از ما بهتران هستند و دقت و ظرافت!!؟ بیشتری دارند.

اما

خودمانیم! علمدار فرمودند با هم بسازید سمعا و طاعتا! ولی هرگز نگفتند تسلیم شوید!

اصلا

ما برویم در این هوای پنجاه درجه اگر امکانش باشد یک آب دوغ خیار درست کنیم و چند تکه یخ از همین همسایه بغلی بگیریم که الان اهل و عیال می‌آیند و باز دمای خُلق و خوی شان مثل خورشید بالا می‌رود و از خوردن همین یک لقمه آبکی هم محروم می‌شویم.

نظر دهید »
دست غیب
توسط مهتاب in بدون موضوع

#تولیدی

#به_قلم_خودم

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

روز اول ماه ذی الحجه سالروز پیوند مقدسی است که، عرش و فرش را به وجد آورده و عالمیان را محو تماشای خود نموده، به تعبیری روز عینیت بخشیدن عشق الهی در دلهای دو دلداده ای است که، هم کفوی جز یکدیگر ندارند.

آری! روز پیوند بهشتی دو آیه و نشانه از عبودیت، در قالب کوثر و وحدانیت است و چه باشکوه و بی نظیر این جشن آسمانی رقم می خورد و قرآن تفسیر می گردد که:

الطیبات للطیبین‌…..

و اینگونه! مولود حرم الله با نور دیده رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) پیمانی ماندگار می بندند که تا ابد، هیچ محبت و عشقی را سودای رقابت با آن نیست چرا که:
هر چیزی را ریشه و اصلی است و بنیان محبت نیز، صفای باطن و حب خالق است که آفریننده عشق و زیبنده عاشقی است.
پس:
آنان که جز از وادی لایزال الهی، دم از مجنون بودن لیلی های کاذب می زنند فقط عمر گرانمایه را هدر می دهند و بس.
و:
آنان که به ظاهر دست دوستی بر هم می نهند و چشم هوی و هوس بر غیر می دوزند نه عاشقند و نه دوست بلکه، راهزنان محبت و غارتگران احساس و مهربانی اند.
از اینان:
باید رخ برتافت و پناهی گزید تا مبادا نیرنگ های بی رنگ شان، دل را از مقدس ترین واژه خلقت یعنی عشق راستین بزداید و عالم و آدم را به این پدیده مبارک بدبین سازد.

سالروز ازدواج این دردانه های جهان خلقت، در اصل روز بازگشتن به خویشتن خویش و بازیابی بهترین معنا و تفسیر برای واژه عاشقی است، در این روز است که کاخ آمالهای دروغین کاسبان تزویر و ریا فرو می ریزد و بتهای کذایی بنام دوست و دلبر، بر خاک ذلت می افتند و صاحبان خود را رسوا می کنند.

اینجا دیگر بحث لیاقت است و صداقت و هر که را بهره ای از این اوصاف نباشد از عشق چیزی جز بردگی و حقارت، عایدش نخواهد شد و حقیقت همین است و لاغیر!

اما آنان که بنام پیوند، پیمان شکنی می کنند و ارکان خانواده را به هر حقه و سالوسی متزلزل می نمایند نه الفبای دلدادگی را می دانند و نه دستورات زندگی دینی را!
پس:
همان بهتر که این شیادان محبت فروش! آواره و رسوای هر کوی و برزن شوند و دستشان خالی تر از دلشان، همیشه در حال گدائی یک نگاه و گناه باشد!
لیاقت پاک زیستن در شأن هر خیابانگردی نیست! عشق اصالت دارد! جایگاه عاشق دل است نه آب و گل!

پس یادمان باشد، نه هر علف هرزه ای را سزاوار دلبری است و نه هر دل بی عرضه ای را لایق همسری! بیائیم در گزینش هایمان اصل را بر تبرجات و تجملات دروغین و فریبنده، ترجیح داده و انتخابمان حول محور ملاکهای الهی بوده و فاطمه پسند و علوی مدار باشد.

نظر دهید »
یعنی چه؟
توسط مهتاب in بدون موضوع

#تولیدی
#به_قلم_خودم
#طلبه_نوشت

خوب شوهرداری کردن یعنی چه؟
ای بابا! دلت خوش است. هزار مصیبت از دست اخلاق و رفتار مردها داریم همین برایمان بس است دیگر چه نیازی به طرح این مسائل …. ؟!
امروزه
اگر از بسیاری از زنان مومن جامعه اسلامی سوال شود که چه آرزویی دارید؟ خیلی‌ها رسیدن به مقام شهدا را آرزو دارند اما چگونه این امر امکان پذیر است؟

عده‌ای از زنان نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) شِکْوَه کردند که:
چرا برای مردان فضیلت‌های بسیاری قرار داده شده مثل جهاد و شهادت … ولی ما از آن محروم هستیم؟

پیامبر خدا فرمودند:
#جهاد #المرأة #حُسن #التَّبعُّل
جهاد زنان خوب شوهرداری کردن است.
براستی خوب همسرداری چه خصوصیتی است که از زن، یک مجاهد فی‌سبیل‌الله می‌سازد و او را بهشتی و زهرایی می‌کند؟

در اصل این جهاد دقیقا با همان مجاهدت و سختی و رنج میدان دفاع از دین برابری می‌کند. چرا؟
زیرا تعبل یعنی پذیرفتن مرد و همسر در شرایط سخت و غیر قابل پیش‌بینی نه فقط در روزهای آرامش و جوانی و سلامتی!
آن مقامی که پیامبر خدا برای دخترش پسندید، و چهره حضرت و سرور بانوان دو عالَم از اینکه، او را برای بر سر نهادن مدال افتخار مادری و همسری برگزید، گشاده شد و خدای را سپاس گفت اما چه همسری؟

همسری که همیشه در رکاب پیامبر خدا آماده‌باش بود و هرگاه به خانه می‌آمد بانوی بهشت! آنچنان با او رفتار می‌نمود که آثار خستگی و رنج جهاد را از چهره مبارک حضرت می‌زدود و بارها اتفاق افتاد که با اندک امکاناتی سدّ جوع می‌کردند و ….
آیا
ما در زندگی این چنین هستیم!
بله! هستند مردهایی که بویی از انسانیت و معرفت نبرده و زن را چون برده‌ای بیش نمی‌دانند اما:
روی سخن ما با زندگی‌های عادی و معمولی و نحوه سازش و تحمل و بردباری توام با خوشرفتاری در مراحل سخت زندگی اعم از بیماری و نداری و هزاران گرفتاری دیگر است و در چنین شرایط است که اگر زن، همسر خود را دریابد و او را ملامت و سرزنش نکند و آزار ندهد، جهادی به تمام معنا در راستای خواسته پیامبر اسلام انجام داده و چنین زنی کمترین جایگاهش بهشت مادی و بالاتر از همه همجواری با شهداست.
پس به قول شهدا:
تا مثل شهدا زندگی نکنیم شهید نمی‌شویم.
و جهاد و شهادت ما در تربیت فرزندان صالح و تدبیر امور منزل به احسن وجه است آنگونه که، مادران بزرگوار شهدا این راه را با حفظ و رعایت اخلاق دینی، سالیان سال در زندگی خانوادگی خود پیموده و بدون اهمال و سستی در انجام وظایف تربیتی و خانه‌داری، یا به شهیدان چشم براهشان پیوسته، و یا همچنان در حال مجاهدت در این میدان خطیر تربیت و معنویت ادامه راه می‌دهند.
من الله توفیق

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 79
  • 80
  • 81
  • ...
  • 82
  • ...
  • 83
  • 84
  • 85
  • ...
  • 86
  • ...
  • 87
  • 88
  • 89
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مطامیر!
  •  عسگر یا عسکر
  • نماز باران حضرت موسی علیه السلام
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان