امام على علیه السلام:
مَن حَذّرَکَ کَمَن بَشّرَکَ
کسى که به تو هشدار مى دهد همانند کسى است که به تو مژده مى دهد
حکمت 59 نهج البلاغه
|
|
امام على علیه السلام: مَن حَذّرَکَ کَمَن بَشّرَکَ کسى که به تو هشدار مى دهد همانند کسى است که به تو مژده مى دهد حکمت 59 نهج البلاغه زندگی ام شده است یک تابلوی نقاشی شلوغ، پر از خطهای نامرتب و رنگهای درهم. هر خط، یک روز است و هر رنگ، یک حس. و من، بیاختیار، زیر هر کدام یک هشتگ میزنم. #غم_بیراه_نیست #شادی_گذرا #تنهایی_پرازدحام همه چیز نیاز به برچسب دارد. انگار اگر هشتگی وجود نداشته باشد، اصل ماجرا تکذیب میشود. گاهی فکر میکنم دارم زندگیام را در یک ویترین به نمایش میگذارم؛ ویترینی که پر از تیترهای درخشان و تصاویر فریبنده است، اما کسی از پشت صحنه خبر ندارد. پشت صحنهای که پر از سکوتهای سنگین و لبخندهای مصنوعی است. حتی سادهترین لحظات هم از شر این برچسبها در امان نیستند. یک فنجان قهوه در صبحی بارانی نمیماند فقط یک فنجان قهوه. میشود: #آرامش_صبحگاهی #باران_عاشقانه. انگار که اگر این هشتگها نباشند، کسی باور نمیکند که من هم میتوانم آرامش را تجربه کنم. گاهی هشتگها مانند نقاب میشوند. پشت #خوشحالی_واقعی، اشکهایم را پنهان میکنم و با #قدردانی، از آنچه که واقعاً ندارم، سپاسگزار نشان میدهم. این هشتگها، زبان رمز زندگی جدید شدهاند. زبانی که در آن، فریادها به صورت پستهای زیبا و بیسکوتها به صورت استوریهای پر سر و صدا درمیآیند. اما یک سؤال همیشه با من است: آیا من زندگی میکنم برای اینکه آن را به اشتراک بگذارم، یا به اشتراک میگذارم تا ثابت کنم زندگی میکنم؟ شاید روزی برسد که بتوانم یک غروب آفتاب را فقط تماشا کنم، بدون اینکه به دنبال زاویهای عالی برای عکس باشم. شاید روزی برسد که یک خنده واقعی را تجربه کنم، بدون اینکه به فکر کپشن زیر عکسش باشم. آن روز، زندگی بدون هشتگ را دوباره خواهم آموخت. زندگیای که در آن، هر لحظه فقط برای من باشد، نه برای تعریف و تمجید دیگران. #زندگی_بدون_هشتگ #آرزوی_دیرینه #شاید_یک_روز آورده اند یکی از علما که شیعه بود و انتظار امام زمان رو میکشید ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا امام زمان را زیارت کند ۰۰۰ تمام روزها روزه بود ۰۰۰ در حال اعتکاف ۰۰۰ از خلق الله بریده بود…!!!
صبح به صیام و شب به قیام ۰۰۰ زاری و تضرع به حضرت حجت۰۰۰
*شب ۳۶ ندایی در خود شنید که می گفت :*
فلانی ساعت ۶ بعد از ظهر بازار مسگران در دکان فلان مسگر
عالم می گفت: از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شدم در کوچه های بازار از پی دکان فلان می گشتم ۰ گمشده خویش را در آنجا زیارت کنم…
پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد… قصد فروش آنرا داشت به هر مسگری نشان می داد ؛ وزن می کرد و می گفت : به ۴ ریال و ۲۰ شاهی پیرزن می گفت : نمیشه ۶ ریال بخرید ؟ مسگران می گفتند : خیر مادر برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد
🍀پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید همه همین قیمت را می دادند پیرزن می گفت : نمیشه ۶ ریال بخرید ؟
تا به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود مسگر به کار خود مشغول بود
پیرزن گفت : این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم ؛ خرید دارید ؟ مسگر پرسید چرا به ۶ ریال ؟
🍀پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت : پسری مریض دارم ؛ دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود
✨مسگر پیر ؛ دیگ را گرفت و گفت : این دیگ سالم و بسیار قیمتی است ۰ حیف است بفروشی ۰
امّا اگر اصرار داری بفروشی من آنرا به ۲۵ ریال میخرم!!!
پیر زن گفت: عمو مرا مسخره می کنی ؟!
مسگر گفت : ابدا" دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت
پیرزن که شدیدا” متعجب شده بود ؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد
عالم می گوید : من که ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات را فراموشم شده بود در دکان مسگر خزیدم و گفتم :
عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی ؟!
اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری ؟!
مسگر پیر گفت
*من دیگ نخریدم*
من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند
پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد
*من دیگ نخریدم*
🌹عالم می گفت: از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که…
شخصی با صدای بلند صدایم زد و گفت:
*فلانی ؛ کسی با چله گرفتن به زیارت ما نخواهد آمد ۰۰۰!!!*
*دست افتاده ای را بگیر و بلند کن ما به زیارت تو خواهیم آمد ۰۰۰!!!!
توییت جدید رهبر معظم انقلاب 🔻 در هیچ منطق بشری قابل قبول نیست که به ملتی بگویند بیایید تسلیم شوید، رئیسجمهور آمریکا نشان داد که آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه کمتر. 🔻 ملت ایران بدانند علت معارضه با آمریکا این است و این اهانت بزرگ به ملت ایران را آمریکاییها دارند چنین اتفاقی هم هرگز نخواهد افتاد؛ هرگز! پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله: أَبَى اللّهُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّیِّءِ بِالتَّوبَةِ. فَقِیلَ: یا رَسولَ اللّهِ، وَ کَیْفَ ذلِکَ؟ قالَ: لِأَنَّهُ إِذا تابَ مِنْ ذَنبٍ وَقَعَ فِی أَعْظَمَ مِنَ الذَّنبِ الَّذِی تابَ مِنْهُ. پیامبر اکرم فرمودند: بحارالأنوار، ج73، ص299 |
|
| کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان |