تصور کنید همین الان در محضر رهبر انقلاب هستید و با دلتنگی بسیار از اوضاع غزه، از حضرت آقا درخواست میکنید مطلبی بگویند که قلب شما آرام شود!

#تولیدی
#به_قلم_خودم
#طنز #نما
#زنگ #انشا
موضوع انشای من، مرور دفتر خاطرات زندگی است …..
ما آن روزها که درس میخواندیم، تحصیل نمیکردیم یعنی نه تنها چیزی به معلوماتمان اضافه نمیشد بلکه روزبروز بر مجهولات ذهنی ما افزوده میگشت ……
هر چه از استاد! سوال میکردیم بجای اینکه ارشاد شویم، دلشاد میشدیم یعنی چه؟
یعنی یک جورایی سَرخوش بودیم و دلمان شاد به سور و بساطی که دور خود چیده بودیم ولی توجهی به غذای روحی خود نداشتیم و فقط در بخش مراقبتهای جسمی فعال بودیم و اینطور بود که اینطوری شدیم یعنی:
یک الکی خوش ذهن تعطیل!
اِیییییییییییی روزگاررررررررر!
اگر همان دوران محصلی را به دوران مُوَثِّری تبدیل کرده بودیم شاید کارمان به عذرخواهیهای مسخره و خندهآور کشیده نمیشد……
آخر!
ما، چه میدانستیم که عاقبت تن پروری و بیتوجهی به مغز و اعصاب، این همه آبرو ریزی و دنگ و فنگ دارد ……
به ما گفتند:
بگو الف! ما هم گفتیم، خبر نداشتیم که باید تا یا هم باهاشون بریم …..
آخیییییییی! جهالت کجایی که یادت بخیر 😅 😅 😅 😅 😅 ای کاش فقط یک ذره بجای توجه به این نوش و نیش، به مشق شبمان اهمیت داده بودیم!
ببینید! ما از اول فکر میکردیم اگر بار تکلیفمان را روی دوش این و آن بیندازیم قضیه حل میشود …….
چه میفهمیدیم که دفاع مقدس و انرژی هستهای و هسته مقاومت و مقاومت منطقه مزاحم کار ما که نیست هیچ، تازه باید ما در همین راستای موازی با افق دیدمان، تلاش و همکاری هم میکردیم ……
یکی از این بالا دستیهای خودمانی! به ما نگفت:
مواظب باش پسرک! پا رو خرده شیشه نگذاری که بدجوری حالت گرفته میشود ….
اصلا ما چشممان آنقدر کم سو! شده که موشک تو هوا نمیدیدیم چه برسد به خرده شیشه روی زمین آنهم درست جلوی پاهایمان!
ولی حیییییییففففففففف!
گذشت دیگه!
دفتر خاطرات ما پر شده از عکسهای تفریحی و تشریحی و تلویحی و تزریقی!!! و ……
ما هر وقت در آینه آینده خودمان نگاه میکردیم تنها، پشت سرمان یک مشت تصاویر کج و مووج میدیدیم که با انگشت اشاره ما را به صاف و راست کردن چهره مبارک امر مینمودند و در حالی که مثل عکسهای علامت سکوت بیمارستانها به ما هشدار میدادند ما هم از خدا خواسته، آینه و آینده را کنار میزدیم و حالا همین آینهها شدهاند خرده شیشههای جلو راهمان …… البته هر جا قدم مبارک می نهییم یک تکه از این آینههای چهرهنما، سد راهمان میشود و خاطرات تلخ گذشته و آینده را به رخمان می کشد……
ای کااااااااش از همان روز اول به حرفها و نصیحتهای آقاجون! گوش داده بودیم و اینقدر سرمان را با اسباب بازیهای پر زرق و برق این ور و آن ور، چشم ندوخته بودیم و به همان زندگی محلی خودمان قانع بودیم ……

#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
#تولیدی
#به_قلم_خودم
#با #دین #زندگی #کنیم
اگر به مضمون دعاها که از ائمه و اهل بیت (سلاماللهعلیهم) وارد شده دقت کنید به خوبی نشاط و سرزندگی ناشی از زندگی دینی را در محتوای آنها مییابید.
اینکه معصومین ما مرتبا در دعاهایی مثل دعای مجیر یا مناجات شعبانیه و یا دعای ابوحمزه و… طلب خیر و رحمت و مغفرت میکنند فقط برای عالَم قبر و مردن نیست.
و اینکه امام با خدای خود نجوا میکند که:
کسالت و تنبلی را از من دور کن!
و عیش و خوشی من را کامل گردان!
و یا نشاط قلبی به من عطا کن
و نظایر اینها!!!
معنای همان درخواستی است که در زیارت عاشورا از خداوند طلب میکنید:
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد
یعنی:
مهمترین بخش سرنوشتساز زندگی ما در مرحله اول این جهان است حتی، اگر طالب شهادت هم باشی باز پله آخر است! یعنی تا خوب زندگی نکنی! تا سَبْک زندگیت را بر مدار محبت شیرین الهی استوار نکنی! هرگز «مماتی ممات محمد و آل محمد» نصیبت نمیشود.
چه میگویم؟
حرفم این است که دین اسلام برای زندگی کردن صحیح آمده و الا این همه دستور و آیات و روایات در باب اخلاق و معاشرت و لقمه حلال و آداب زندگی و بخشش و ایثار آیا برای خانه آخرت است؟ نه! چرا؟
چون:
الدنیا مزرعة الآخرة پس:
طالب هر چه هستی باید قدم اول را در همین کره خاکی برداری و آن پله آخر خواه شهادت یا مرگ طبیعی باشد قُتِلوا أو ماتوا پاداش و اجر خودش را دارد.
هدف از طرح این مسئله چیست؟
متاسفانه مدلهای زندگی غربی امروز با تقسیم دورههای عمر به کار و بازنشستگی و القابی نظایر آن، افراد را در مقطع سنی خاص و صرفا پس از چند دهه کار و تلاش، منفعل و افسرده میسازند بگونهای که بعضا اشخاص امید و روحیه مثبت خود را از دست داده و احساس بیهودگی و اضافه بودن میکنند در حالی که بقول استاد قرائتی، در اسلام چیزی بنام بازنشستگی نداریم و ائمه ما تا آخرین لحظه عمر خود در حال تلاش و مجاهدت و کار بودند.
پس:
یادمان باشد که:
اولا دین برای بهتر زندگی کردن آمده و دستوراتش دقیقا منطبق با یک سبک سرشار از امید و نشاط و کار و تلاش است.
ثانیا:
در هر شغل و سن و مرحلهای هستیم باید به آینده خوشبین و امیدوار باشیم همانطور که امام و رهبر انقلاب بارها فرمودهاند.
ثالثا:
فرصتها را از دست ندهیم و یک یا علی بگوییم و در هر درجه علمی و معنوی و اجتماعی هستیم با تلاشی سازنده به فکر فردایی بهتر برای خود و نسل آینده باشیم.
و نهایتا هیچ کار و خدمتی را کوچک ندانیم و مطمئن باشیم که هر قدمی برای خدا برداریم او میبیند.