مرحوم شیخ رضا سراج
بالای منبر شب هشتم ،
گفت:
میخوای معنی ارباً ارباً رو بفهمی
تسبیحشُ پاره کرد
ریخت وسط جمعیت ..
گفت: حالا برید جمع کنید
میتونید پیدا کنید همه رو ؟!
🔴 اعتراض مرحوم راشد به قیمت کارشناسی منزلش!
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم
وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ مؤمنون/8
و مؤمنین کسانى اند که امانتها و پیمان خود را مراعات مىکنند
حکایت
در زمان پهلوی میخواستند در منطقه بهارستان تهران، اطراف ساختمان مجلس، شوراى ملّى را بسازند و باید 35 خانه خراب میشد، به اطلاع صاحبان خانهها رساندند که خانه شما را مترى فلان مقدار میخریم.
هر کس اعتراض دارد، بنویسد تا رسیدگى شود، هیچکس بهجز مرحوم آیت الله حسینعلی راشد تربتی اعتراض نکرد، این جریان خیلى بر مسؤولین گران آمد و گفتند: فقط یک آخوند، اعتراض کرده، بعد مرحوم راشد را دعوت کردند و آماده شدند تا به بهانه این اعتراض او را تحقیرش نمایند.
نزد ایشان آمدند، بعد از سلام و احوالپرسى پرسیدند اعتراض شما چیست؟ گفت: حقیقتش این است این خانه را من سالها قبل و به قیمت خیلى کم خریدهام و در این مدتزمان طولانى مخروبه شده و به نظر من قیمتى که شما پیشنهاد کردهاید، زیاد است!
من راضى نیستم از بیتالمال مردم قیمت بیشترى براى خانهام بگیرم. بهت و تعجّب همه را فراگرفت و یکى از اعضاى کمیسیون که از اقلیتهای دینى بود، از جا برخاست و مرحوم راشد را بوسید و گفت: اگر اسلام این است، من آمادهام براى مسلمان شدن.1
ز مال خلق اگر سوء استفاده کنم
چگونه روى کنم سوى داور متعال؟
1. با اقتباس و ویراست از کتاب جرعهای از دریا
امیرالمؤمنین على (ع) فرمودند:
از کفارههای گناهان بزرگ یاری ستمدیدگان و برطرف کردن اندوه افراد غمگین است.
📘نهج البلاغه، حکمت 24
زمان خلافت معاویه بود، او با دسیسه هاى گوناگون بر مناطق اسلامى مسلط شده بود، آن گونه که خود را بى رقیب مى دانست (چرا که حضرت على (علیه السلام ) به شهادت رسیده بود و امام حسن (علیه السلام ) را نیز به انزواى تحمیلى در مدینه کشانده بودند).
معاویه سفرى به حجاز کرد، در این سفر به مدینه وارد شد، و در مسجد در میان جمعیت به منبر رفت و سخنرانى کرد، در این سخنرانى به ناسزاگوئى و دهن کجى به مقام مقدس على (علیه السلام ) پرداخت .
امام حسن (ع ) در بین سخنرانى معاویه ، برخاست و پس از حمد و ثنا فرمود: خداوند هیچ پیامبرى را به پیامبرى مبعوث نکرد مگر اینکه در دودمان او وصى قرار داد، و هیچ پیامبرى نبود مگر اینکه دشمنى از مجرمین داشت ، و بى گمان على (ع ) وصى رسول خدا (صل الله علیه وآله و سلم ) بود و من پسر همین على (ع ) هستم ، اما تو (اى معاویه ) پسر صخر هستى ، جد تو حرب است ولى جدّ من رسول خدا (صل الله علیه وآله و سلم ) است ، مادر تو هند است و مادر من حضرت فاطمه (ع ) است ، جدّه من حضرت خدیجه (ع ) است ، و جدّه تو نثیله است (با توجه به اینکه هند و نثیله به ناپاکى مشهور بودند) .
آنگاه فرمود: فلعن الله الامنا حسبا و اقدمنا کفرا و اخملنا ذکرا: پس خداوند لعنت کند آن کس را که در بین ما از نظر حسب و شرافت خانوادگى پست است ، و پیشتاز کفر بوده و غافل از یاد خدا است . …همه حاضران در مسجد گفتند: آمین .
معاویه سرافکنده شد و سخن خود را دیگر ادامه نداد و از منبر پائین آمد.
📚 داستان دوستان، جلد دوم، محمد محمدى اشتهاردى
بسمالله الرحمن الرحیم
«تهیه دستمال اشک»
مرحوم آیت_الله_مرعشی_نجفی(ره)
در فرازی از وصیتنامه خود میگوید:
سفارش میکنم دستمالی را که اشکهای زیادی
در رثای جدّم حسین مظلوم علیه السلام و اهل بیت مکرّم او ریخته و صورت خود را با آن پاک میکردم، بر روی سینه در کفنم بگذارید.❤️🩹
اللهم عجل لولیک الفرج