نخلستان
نخلستان ، نماد ایستادگی و مقاومت
|خانه|نیش و نوش|افتتاحیه|موضوعات|آرشیوها|آخرین نظرات
دختر پنجاه ساله
توسط مهتاب in بدون موضوع

چند روزی است که ۵۰ ساله شده ام، اما هنوز مجردم.

چیزی که هرگز فکرش را هم نمی کردم  نه اینکه زشت بودم و یا موقعیت اجتماعی نداشتم نه .من در جوانی در #انتخاب_همسر دچار وسواس شدم.

در فامیل از من به عنوان دختری یاد می کنند که منتظر مردی با اسب سفید بود. چند #خواستگار من از  فامیل بودند که دست رد به سینه شان زدم و هنوز هم که هنوزه مورد سرزنش بزرگان فامیل هستم.

اولین خواستگارم در سن 19 سالگی پسر عمویم بود او کارمند یک داروخانه، با درآمد متوسطی بود. خانواده و خود او به من بسیار ابراز علاقه می کردند.

اما بزرگترین مشکلی که در #ازدواج با او می دیدم فاصله سنی مان بود.من و او تنها 5 ماه #فاصله_سنی داشتیم و احساس می کردم او نمی تواند مرا درک کند. از نظر من او خیلی بچه بود.بنابراین نتوانستم به او به عنوان یک همسر که تکیه گاهم باشد نگاه کنم.اینطوری اولین خواستگار خود را  رد کردم و تا مدت ها به همین دلیل از خانواده عمویم فاصله گرفتم.

در 19 سالگی تقریبا 6 تا 7 خواستگار دیگر هم داشتم که هر کدام را به دلیلی  رد کردم. در آن سال ها فکر می کردم نباید زندگی اطرافیانم را تجربه کنم.مثلا خواهرم که 17 سالگی ازدواج کرد و در کمتر از 6 سال صاحب 4 فرزند شد و لذتی از زندگی نبرد.بنابراین تصمیم گرفتم #درس بخوانم و پیشرفت کنم.در این میانه اگر یک خواستگار خوب هم داشتم از دست ندهم. اینگونه بود که درس می خواندم و کمتر به مسائل دیگر توجه داشتم.

بعد از مدتی  معلم شدم و کارم برایم از هر چیز مهم تر بود.

دیگر به سن 25 سالگی رسیده بودم و خود را در اوج جوانی می دیدم.در آن سال ها هم تعداد زیادی خواستگار داشتم اما موقعیت اجتماعی به من اجازه نمی داد که بخواهم همسری پایین تر از سطح خود داشته باشم.

بنابراین هر خواستگاری که سطح سواد و موقعیت اجتماعی اش کمتر از من بود را  رد می کردم. 

تا قبل از سن 30 سالگی حداقل دو ماهی یکبار حضور خواستگار در خانه را تجربه می کردم.اما بعد از آن از این کار هم خجالت کشیدم و به مادرم گفتم:از این به بعد تا کسی به دلم نشیند و اطلاعات کافی درباره اش نداشته باشم به خانه راه نمی دهم. و با این توجیه که مگر اینجا نمایشگاه است که هر کسی بیاید و من را نگاه کند و برود تا تصمیم بگیرد.

از این به بعد حضور خواستگاران در خانه مان بسیار کمرنگ شد.سن من هم بالا رفته بود و هرگز حاضر نبودم ریسک کنم. چرا که معتقد بودم تا قبل از 30 سالگی ممکن است که زندگی سخت را تحمل کرد اما بعد از این سال دیگر باید زندگی خوبی را داشت و حتما باید دارایی مرد در شان تو باشد.

چرا که بزرگترها می گفتند"هر چه نشینی بر تخت نشینی “یعنی هر چه قدر صبر کنی و دیرتر ازدواج کنی خواستگاران بهتری برای تو خواهد آمد.

پس از آن دیگر کسانی که خانه و ماشین نداشتند نمی توانستند گزینه خوبی برای ازدواج باشند.چرا که تجربه مستاجری و با خط اتوبوس سیر کردن را در خود نمی دیدم.از سن 30 به بعد علاوه بر شغل و موقعیت اجتماعی،داشتن خانه و ماشین هم برایم مهم بود.

اما خواستگارانم دیگر کمتر مجرد بودند و اکثرا یا همسرانشان را به دلیل بیماری و تصادف از دست داده بودند و یا اینکه از هم جدا شده بودند.هرگز حاضر نبودم زندگی با مردی که تجربه زندگی قبلی داشته را تجربه کنم.از نظرم آن ها هم مردود بودند.من در رویاهای خود به دنبال شهزاده زرین کمری با اسب سفید می گشتم و همه خواستگاران مجرد خود را رد کرده بودم.حالا باید به چنین مردی جواب مثبت می دادم. آیا با این کار مورد تمسخر دوست و فامیل قرار نمی گرفتم؟

کم کم به سن 40 سالگی رسیدم. خواستگارانم خیلی کم شده بودند تقریبا هر 6 ماهی یک بار خواستگار از راه دور را تجربه می کردم.با این تفاوت که دیگر زندگی متاهلی را تجربه کرده بودند و بچه هم داشتند. تفاوت آن ها با هم در تعداد بچه ها بود و این موضوع برایم بسیار آزار دهنده بود.

فشار خانواده هر روز بیشتر می شد و تعداد خواستگاران بسیار کم.آخرین مورد خواستگارم راهرگز فراموش نمی کنم که دو شبانه روز گریه می کردم.پیر مرد 65 ساله ای که صاحب داماد و عروس و نوه بودازمن خواستگاری کرد.

فهمیدم چقدر فرصت های خوبی را از دست داده ام.

چرا همکارم که تمام صفات خوب یک مرد در اوجمع شده بودفقط به خاطر چند سال فاصله سنی ردکردم.

سنم به 45 رسیده بود تصمیم گرفتم کمی عاقلانه تر فکر کنم. دیگر به مردانی که تجربه زندگی متاهلی داشتند و همسر خود را از دست داده بودند هم راضی شده بودم. اما کمتر کسی بود که همسرش را از دست داده باشد و بچه نداشته باشداگر هم بودچهره دلنشینی نداشت. 

امروز در۵۰ سالگی  حس همسر شدن واز همه مهمتر حس مادر شدن را ازدست داده ام.

امروز خواهرم با نوه هایش بازی می کندومن هنوزاندرخم یک کوچه منتظرخواستگارم.

امروزحسرت فرصت‌های گذشته رامی خورم.

‌‌فرصت_سوزی

@KASHKOOLMAAREFAT

نظر دهید »
نامه علمای اهل سنت به رهبر معظم انقلاب
توسط مهتاب in بدون موضوع

نامه سه هزار نفر از علمای اهل سنت به رهبر انقلاب در حمایت از عملیات وعده صادق 2

 سه هزار نفر از علمای اهل سنت کشور در نامه‌ای خطاب به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی مراتب قدردانی و حمایت خود را از عملیات ظفرمند وعده صادق 2 اعلام کردند.

 در این نامه خطاب به رهبر انقلاب آمده است: حال که با زعامت مقتدرانه و حکیمانه حضرتعالی و پس از مدتی خویشتنداری عزتمندانه، با دست توانمند سپاه دلیر پاسداران انقلاب اسلامی ایران، قلب سرزمین‌های اشغالی در شامگاه دهم مهر ماه با آتش خشم ناشی از خشم امت اسلامی و جنود الهی مورد هدف قرار گرفت، قلب داغدار خاندان شهدا، مردم بی پناه فلسطین و همه آزادگان عالم تسکینی دوباره یافت و مبارزان نستوه قدس شریف را برای مقابله با رژیم منحوس صهیونیستی تا پایان عمر ناشریف این ولد نامشروع استکبار جهانی، جانی دوباره و عزمی خستگی ناپذیر بخشید.

 اینجانبان، جمعی از امامان جمعه و جماعت و مبلغان اهل سنت کشور به عنوان خادمان قرآن و معارف اسلامی و رهرو مسیر وحدت و جهاد تبیین، ضمن تقدیر وافر از بیانات روشنگرانه و خطبه‌های دشمن‌شکن حضرتعالی در نماز جمعه اخیر تهران و تجدید پیمان با آرمان‌های امام راحل(ره) و شهدای والامقام و پیروی از آن قائد عظیم، مراتب سپاس و امتنان قلبی خود را از عملیات ظفرمند وعده صادق 2 سپاه قهرمان و نیروهای مسلح پرافتخار جمهوری اسلامی ایران علیه رژیم غاصب و کودک‌کش به محضر آن رهبر فرزانه و فرماندهان و مجاهدان فی سبیل الله اعلام می‌داریم. 1403/7/16

نظر دهید »
معامله فرش
توسط مهتاب in بدون موضوع

یڪ آقای فرش فروش ڪه اهل نماز اول وقت بود به بنده گفت: یڪ ڪسی برای خریدن فرش وارد مغازه ی بنده شد. گفتم: وقت نماز است.

گفت: من وقت ندارم، مسافرم و می خواهم بروم. هر چه اصرار ڪردم، دیدم نمی شود و گول شیطان را خوردم و یڪ قدری ڪه از نماز اول وقت گذشت،

دیدم همین آقای مشتری ڪه خیلی شیفته ی این معامله بود، گفت من باید قدری تامل بڪنم! و از خرید منصرف شد!!
شیطان هم دنیا را گرفت و هم نماز اول وقت را.

امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند: اگر مومن، دنیا را مانع از آخرت خودش قرار بدهد؛ پروردگار او را از هر دو باز می دارد.

 آیت الله حق شناس (ره) 

📚 ز ملڪ تا ملڪوت جلد 1 ص 213

———–

نظر دهید »
دو ثواب و دو عقاب
توسط مهتاب in بدون موضوع

 پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه)فرمودند:

دو چیز است که ثواب آن زود به انسان می رسد.
دوچیز هم هست که عقوبت آن سریع به انسان می رسد.
آن دوچیز که ثواب آن زود می‌رسد:

اول صِلَةُ الرَّحِم است.
دوم اِعانَةُ المَظلوم، بیچاره ای مظلوم شده،
شما به او کمک می‌کنید.
خداوند سریع به او ثواب می‌دهد.

و دو چیز هم هست که عقوبت آن سریع و به عجله
و زود به انسان می‌رسد، یعنی به آخرت نمی‌کشد:

اول: قَطعُ الرَّحِم، با خواهرت قهر کنی، به دیدنش نروی و … در همین دنیا سی سال از عمرت کم می‌شود.
بترسید از قطع رحم!
دوم: الظُّلم، به کسی ظلم بکنید.

📚 بررسی گناهان کبیره در مواعظ و کلام آیت الله مجتهدی تهرانی،صفحه163 و 16

————

نظر دهید »
در یک روز نگران یک سال نباش!
توسط مهتاب in بدون موضوع

امام علی علیه السلام: …در یک روز، نگران یک سال نباش؛ که غم هر روز، برای آن روز کافی است. اگر یک سال از عمرت مانده باشد، خداوند عزّوجلّ از پس هر روز، روزىِ تازه ‏ات را خواهد داد، و اگر یک سال از عمرت نمانده باشد. پس چرا غم و اندوهِ زمانى را مى‏خورى که از آنِ تو نیست؟!

📚 حکمت 379 نهج البلاغه

➖ ➖ ➖ ➖
#حدیث_روز

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 190
  • 191
  • 192
  • ...
  • 193
  • ...
  • 194
  • 195
  • 196
  • ...
  • 197
  • ...
  • 198
  • 199
  • 200
  • ...
  • 444
آخرین مطالب
  • هدیه همسر
  • آوای عشق
  • قضاوت
  • پیام بسیار مهم
  • آیا می‌خواهید از گناه بدتان‌ بیاید؟
  •     حریم غیرت     
  • کلاغ سیاه
  • به نظرتان رتبه شما در سخنرانی و مداحی چیست؟
  • مولانا
  • شجره نامه
آخرین نظرات
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در افتتاحیه
  • سادات  
    • ساریه
    در افتتاحیه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در پیوند ماه و مهر
  • آموزش گام به گام NFT  
    • http://yun.ir/vtbsc4>
    در پیوند ماه و مهر
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • ... در شهریار به جای این بیت چه باید می‌گفت؟
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در تقوا و بصیرت
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در *منطق الطیر سلیمانی کجاست؟*
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
    • منتظر پرور
    در با "دین" زندگی کنیم!
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • Alma  
    • alma
    در ساعت به وقت یک و بیست دقیقه
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در ضریح بی پناهان
  • سیــده الهام عزتی  
    • °۞ شبـستـانِ عاشـ♡ـقے ۞°
    در ضریح بی پناهان
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در قرارگاه فرهنگی
  • مهتاب  
    • نخلستان
    در چرا فقط (امام حسین علیه‌السلام) اربعین دارد؟
آبان 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
نخلستان
گمنام یعنی کسی که حتی دنیا را به اندازه یک نام هم نمی خواهد
جستجو
موضوعات
  • همه
  • بدون موضوع
  • سهمیه شهدا
فیدهای XML
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
موتور جستجوی امین
موتور جستجوی امین
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
پلاگین
تقویم جلالی جهرم
آمار بازدید
  • متن و ترجمه صلوات شعبانیه
  • ماجرای عجیب مرتاض هندی
  • داستان حاجی الماسی
  • مطامیر!
  •  عسگر یا عسکر
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان