حرکتی پسندیده در یک مراسم ختم
هزینه تاج_گل از طرف خاندان و آشنایان متوفی در تبریز صرف خرید ٥٠ ویلچر شده و به خیریه واگذار گردید.
فرم در حال بارگذاری ...
|
||
حرکتی پسندیده در یک مراسم ختم هزینه تاج_گل از طرف خاندان و آشنایان متوفی در تبریز صرف خرید ٥٠ ویلچر شده و به خیریه واگذار گردید.
🔷آذری جهرمی میرفت تو کنسرت تبلیغ پزشکیان رو میکرد، جواد ظریف تو کارناوالای انتخاباتی عرق از چاک و پاکش میریخت، طیبنیا و نیلی به عنوان اقتصاددانهای اصلاحطلب تبلیغ پزشکیان رو میکردند و خروجی تصمیمات شاذشون شده وضعیت فعلی در کشور
بعد آقای خامنهای و سپاه باید پاسخگوی دلار ۹۰ تومنی باشن!
بخواب بابا گلابی، از انتخابت لذت ببر.
✍️ امین موسوی
چند روز پیش خبری توجه مرا به خود جلب کرد.درخبرها آمده بود که:طبق دستور ترامپ، کمکهای خارجی آمریکا به طور گسترده متوقف شده است، اما کمکهای آمریکا به اسرائیل و مصر همچنان ادامه خواهد داشت. دلم گرفت.وقتی این همه ذلت دولت مصر را دیدم به یکباره یاد دوران عزت و عظمت ملت مصر افتادم.حدود هفتاد و هفت سال پیش،جمال عبدالناصر، یکی از برجستهترین رهبران جهان عرب در قرن بیستم، نقش مهمی در حمایت از مردم فلسطین ایفا کرد.جمال عبدالناصر با مسلح کردن گروههای مبارز فلسطینی و تقویت مقاومت علیه اسرائیل، تلاش کرد تا آرمان فلسطین را زنده نگه دارد. آنزمانها مصر رهبر جهان اسلام بود. اما امروز وضعیت شیوخ عرب منطقه و روسای جمهور دست نشانده آمریکا در کشورهای خاورمیانه نظیر مصر و اردن و امارات و . . . بسیار رقّت برانگیز است.در این ميان از گاوهای شیرده منطقهی خلیج فارس که بگذریم. وضعیت مصر از همه اسفبارتر است. کشور مصر که روزگاری باعث افتخار جهان اسلام بود. ببینید به چه روزی افتاده است؟مصری که زمانی مردانه مقابل ظالمین جهان میایستاد امروز با دشمن دیرینه خویش هم سفره و خواهر و برادر شده و برای مایحتاج روزانهاش هم باید مقابل قاتلین پنجاه هزار نفر عربِ مسلمان، سر خَم کند. در حالیکه قرآن برای ما عزت خواستهاست نه ذلت. هشتصد سال پیش شاعر نامدارِ ایرانی، شیخ سعدی علیهالرحمه، چقدر زیبا سروده است: بنی آدم اعضاء یک پیکرند. که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی. نشاید که نامت نهند آدمی. شیخ سعدی الان دقیقاً کجایی؟ کجایی بزرگوار که ببینی در مقابل چشم عدهای از همین سران کشورهای خاورمیانه و عده.ای از شیوخ عرب منطقه، همان گاوهای شیرده آمریکا، دو میلیون انسان بیپناه را چگونه آواره کردند. خانههایشان را با انواع سلاحهای متعارف و غیرمتعارف به آنش کشیده و ویران کردند. بیش از پنجاه هزار نفر را کشتند و بیش از ۱۲۰ هزارنفر را مجروح کردند.عدهای چشم هایشان را از دست دادند. عدهای قطع عضو شدند. عدهای یتیم شدند و عدهای فرزندانشان را از دست داده و داغدار شدند. اما این روسای جمهور دست نشاندهی غرب و شیوخ عرب منطقه یا همان گاوهای شیرده ترامپ، همچنان خیلی آرام ضمن چریدن در علفزار دنیا و رسیدن به شکم و شهوت خویش کشتار خواهران و برادران مسلمان خویش به دست ظالمینِ عالَم را فقط نگاه کردند. و اجازه میدادند ظالمین جهان شیرشان را براحتی بدوشند و بفروشند و با پول شیر آنها سلاح بخرند و باز هم خواهران و برادران عرب و مسلمان آنها را بکشند. جناب سعدی کجایی که ببینی اینها اصلا این شعر زیبای ترا نمیفهمند و با آن کاری ندارند. واقعا پس فرق آدمی با گاو چیست؟ آیا هدف از زندگی انسانها فقط خوب خوردن و خوب شهوترانی کردن است. پس دستورات قرآن و تعالیم انبیاء الهی چه میشود؟ همه چیز به جهانبینی ما برمیگردد.اگرخدا را فراموش کنیم و به جای خدا ،شیطانِ بزرگ را کدخدای جهان بدانیم آنگاه دیگر نمیتوانیم با صراحت و یقینِ قلبی بگوئیم: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. واقعا آن بزرگمردِ تاریخ در آن سالهای پرآشوب اول انقلاب، با چه پشتوانهای این جمله را گفته است؟ این را فقط خدا میداند. آن روزها هم مانند امروز غربگراها مردم را از حمله نظامی آمریکا میترساندند.و میگفتند اگر با غربیها کنار نیاییم و مذاکره نکنیم حتماً بدبخت میشویم. (همانطور که دارو دستهی نیویورکیها الان هم همچنان شبانهروزی مشغول کارند تا ملت ما را مجبور به سازش کنند) اما تاریخ بیانش چیز دیگری است. کشور مصر بعد از پنجاه سال هنوز هم درعین ذلّت، صدقهبگیر آمریکاست اما کشور ما ایران کشوری است مستقل و پیشرفته که بیشتر مایحتاج خود را خودش تولید میکند و در بسیاری از علوم و فنآوریها جزو ده کشور اول جهان هستیم و در عرصه صادرات محصولات صنعتی و خدمات فنی و مهندسی موفقترین کشور خاورمیانهایم. چرا که ایران رهبر و مردمی دارد که میخواهند طبق دستورات قرآن عمل کنند. اما این سران کشورهای عربی و شیوخ عرب اغلب فقط قرآن های شکیل و زیبا چاپ کرده و با صدای خوب تلاوت میکنند. اما به دستورات قرآن توجهی ندارند. و نتیجهاش همین است که میبینیم. سران ایپک که آمریکا و اروپا را اداره میکنند دوست دارند همهی کشورها مثل عربستان و مصر و اردن فقط مجری دستوراتشان باشند.آنها فقط به منافع خویش میاندیشند. آنها فقط گاوِ شیرده میخو اهند و حقوق بشر و دمکراسی و مردم سالاری برایشان فقط ابزارها و شعارهای زیبایی است که با آنها مخالفین خود را در هر جای جهان سرکوب میکنند. والا خود مردم آمریکا و اروپا هم میدانند که در چنگال ایپک و سرمایه دارهای بزرگ یهودی اسیرند و بنوعی گروگان گرفته شدهاند.
سوم اسفند ماه ۱۴۰۳ #هاشمـکامکار از مصر عزیز با قرآن تا مصر ذلیل بی قرآن
یک ماساژ ساده که منجر به فوت شد
یک خواننده ۲۰ساله و معروف تایلندی بعداز ماساژ گردن یک هفتهای دچار بیحسی در دست و بازویش میشود ولی دوباره به همان سالن میرود. این دفعه ماساژور فشار شدیدتری وارد میکند و وی در جا فوت میکند.
از فجایع روزگار در کشور ما این است که سلبریتیها در اینستاگرام تبلیغ میکنند که برای شکستن قولنج به فلانجا مراجعه کردهاند و طرف مثلا گردن را مثل گردن جغد میچرخاند.
بعداز آن هم با راحتی میگویند همه دردهایمان از بین رفت.
این در حالیست که با یک سرچ ساده میتوانند متوجه شوند با این اشتباهات چند نفر در کشورهای دیگر قطعنخاع شدهاند یا آسیبهای جدی دیگری دیدهاند.
برای ماساژ نواحی حساس بهخصوص گردن؛ به کسی اعتماد نکنید.
@masaf
زخمی که باید نفس بکشد! سوگ را نمیتوان درمان کرد. این زخمی نیست که بسته شود، دردی نیست که چاره داشته باشد. سوگ سفری است، جادهای که بیاختیار در آن قدم میگذاریم. در این مسیر، نه نقشهای هست، نه راهنمایی که بگوید کجا باید ایستاد، کجا باید گریست، و کجا باید دوباره حرکت کرد. اما ما، آنهایی که کنار ایستادهایم، میتوانیم همسفر شویم. میتوانیم در سکوت دست بگیریم، بیآنکه بگوییم “همهچیز درست میشود"، زیرا حقیقت این است که بعضی چیزها هرگز درست نمیشوند. دردِ سوگ لحظهای و گذرا نیست؛ امواجی است که هر بار از جایی دورتر میآید و روح را در هم میشکند. نباید این امواج را آرام کنیم، نباید با کلمات و نصیحتها بر آن مرهم بگذاریم. بعضی دردها تنها یک چیز میخواهند: حضور. اینکه کنار باشیم، بیادعا، بیتلاش برای تغییر چیزی که تغییرپذیر نیست. بگذاریم کسی که سوگوار است، سنگینی دردش را حس کند، بیآنکه آن را با درد دیگری مقایسه کند. چراکه هیچ دردی از درد دیگر بزرگتر یا کوچکتر نیست. وقتی که غم بر جان کسی سایه میاندازد، آن غم بزرگترین غم جهان برای اوست. اما چه آسان آدمها مسابقه میسازند. چه آسان تلاش میکنند ثابت کنند که “من بیشتر درد کشیدهام"، “رنج من عمیقتر است". سوگ نباید میدان رقابت باشد. نباید فرصتی باشد برای حرف زدن از خود. نباید با قصههای خودمان، صدای کسی را که در حال فروریختن است، محو کنیم. این لحظه، لحظهی اوست. باید نور را روی او انداخت، صدای او را شنید، اشکهای او را دید. ما اینجا نیستیم تا قصه بگوییم، اینجا نیستیم که راهحلی پیشنهاد دهیم. فقط باید باشیم، بیهیچ توقعی برای پایان.
سوگ، مسئلهای برای حل شدن نیست، تجربهای است که باید از میان آن عبور کرد. در این عبور، تنها چیزی که معنا دارد، همراهی است. گاهی حضور یک نفر، حتی در سکوت، از هزاران جمله التیامبخشتر است. دستی که روی شانه گذاشته میشود، نگاهی که سنگینی درد را درک میکند، سکوتی که نه از بیتفاوتی، که از درک عمیق میآید. اینها همان چیزهایی است که سوگوار را زنده نگه میدارد. و زندگی، حتی در تاریکیِ بیرحمانهی فقدان، ادامه مییابد. نه به این معنی که رنج فراموش میشود، نه به این معنی که غم کمرنگ میشود، بلکه به این دلیل که انسان، حتی در تاریکی، راهی برای ادامه دادن مییابد. شاید با زخمهایی که هیچگاه التیام نمییابند، با خاطراتی که در شبهای بیخوابی سر برمیآورند، اما با قلبی که هنوز میتپد، هرچند شکسته. در همدلی با سوگوار، تلاش نکنیم که او را از غمش بیرون بکشیم. نگوییم “باید قوی باشی” یا “زندگی ادامه دارد"؛ نخواهیم که لبخند بزند، که خودش را مشغول کند، که از اندوهش فاصله بگیرد. غم او حق دارد که باشد، که جاری شود، و ما تنها باید شاهد باشیم، بیآنکه آن را کوچک بشماریم یا برایش پایانی مصنوعی بتراشیم. تلاش نکنیم که او را به لبخند زدن مجبور کنیم. تنها باشیم. تنها گوش کنیم. چرا که در این دنیا، شاید همین، تنها چیزی باشد که از دستمان برمیآید.
میلاد حسن زاده
#همدلی @RevolutionSon
|
||
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان |